ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۱۷, شنبه

جان او را هدیه ای کم ارزش به مقدسات ساختگی و فردی خویش می پندارند(معلم زندانی رسول بداقی)


دست نوشتۀ معلم زندانی رسول بداقی خطاب به فعال حقوق بشر نرگس محمدی جهت انتشار در اختیار "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" قرار داده شده است . متن دست نوشته به قرار زیر می باشد:
خوشا به ملتی که حاکمانش مدرسه را به مسجد تبدیل نکرد ، تفنگها را به قلم تبدیل نکرد از مسجدها سنگر نساخت و زندانها را به دانشگاه تبدیل نکرد .
خواهرم نرگس :
درست است که تو در زندانی اما بدان که خون غیرت آگاهانه ات در تار و پود احساس و اندیشۀ مردم سرزمینت در تکاپوست .آن تقدیری که می بایست با دستان شایستۀ تو و همرزمانت رقم بخورد بر صفحۀ تاریخ و ذهن جامعۀ امروز و فردا حک شده است ، شکوفه کرده است و در بامدادی خجسته سرزمینت را معطر می کند .اکنون شما در پی برداشت گامی ارزشمندتر هستید که در زندان برای رساندن خرد ملی به مقصد برابری و آزادی برمی دارید .بی گمان آب حیات آزادی و دموکراسی حدیث مظلومیت شماهاست که روح انسانهای آزاده را به جنبش واداشته است .
خواهرم نرگس :
 آن دانایی و و شجاعتی را که تو و تقی رحمانی و سایر مبارزین در روح خرد ملی دمیده اید اکنون به بار نشسته است .حقیقت و ذات تجربه ناپذیری که در اندیشۀ انسان های جامعه است زمان، مکان و شخص نمی شناسد . رحمانی در فرانسه یا در ایران ،نرگس در قفس یا در میدان روح تشنۀ معنویت انسانها را به جنبش در آورده است .ریشه های اندیشه انسان تشنۀ آزادی ، آگاهی و برابری تا ژرفای سرچشمه های خرد رخنه کرده است و خود را به آب گوارای خرد ملی رسانده است . دیری نخواهد پابید که این آب گوارای آزادی و دموکراسی بر سرشاخه های درخت تنومند تمدن ایرانی خواهد رسید و آنرا همچنان سبز و پربار خواهد کرد خواهرم نرگس:
 بدان که روح والا، اندیشه پاک و روان زلال مبارزانی همچون شما در زندان نیز تارو پود خودکامگان بیدادگر دروغگو و مردم فریب را از هم پاشیده است .بودن نرگس و نسرین ، مهسا و بهاره ، شبنم و محبوبه و زینب و مهوش و نوشین و فریبا فریادیست حول انگیز به جان دزدانی  که نه تنها دارایی، بلکه روح بشریت را می خواهند به تاراج ببرند. این دزدان روح انسانی و سوداگران عزت و سربلندی مردم ایران از انجاییکه خود از ذات ناپاک خویش آگاهند و می دانند که چه جنایتی بر بشریت ستمدیده و پاک به ناجوانمدی روا داشته اند .هر لالایی مادرانه ای را فریادی خوف انگیز برای افشای رفتارهای شیطانی خود می پندارند. این غارتگران ناموس و عزت و تقدس و فرهنگ و تمدن ایرانی و بشری اکنون اگردر توانشان باشد هر انسانی را که خردمندانه از نوکری چشم و گوش بسته آنان خودداری کند تنها به گناه آزادگی به دار ارزانی سپرده و جان او را هدیه ای کم ارزش به مقدسات ساختگی و فردی خویش می پندارند و اگر همۀ بشریت را از میان بردارند و نابود کنند باز آرامش از دست رفته خویش را بدست نمی آورند و رقص پرده های کاخ ستم خویش را به دست باد ، نیرنگ های نو پنداشته و بسوی آسمان پر ستاره تفنگهایش را نشانه می روند و هرگز آرامشی نمی یابند مگر آنکه مغز پر از خاطرات جنایتهای خویش را نشانه روند و همچون هیتلر بشریت را از شر خویش آسوده کنند.
 خواهرم نرگس :
بی گمان کیانا و علی شما و ستایش و شبنم و شکیبایی ما و میلیون ها کودک پاک اندیش این آب و خاک به زودی زود در سایۀ درخت رنج های شیرزنان  و دلاور مردان این مرز و بوم متمدن خواهند آرمید و در هوای آزادی و دموکراسی که مادران، پدران و خواهران و برادران هموطنشان برای آنان به ارمغان آورده اند به پرواز در خواهند آمد و خوشبختی و انسانیت و آسایش و راستی و درستی را به نسل های آینده نیز هدیه خواهند کرد.
 به امید جشن بزرگ برابری و آزادی .
رسول بداقی
 16 تیرماه 91
سلول 6 بند 4 زندان رجایی شهر کرج
info@hrdai.net
                  
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است




هیچ نظری موجود نیست: