۱۳۹۶ دی ۲۸, پنجشنبه

حمله وحشیانه گارد زندان گوهردشت کرج به بند زندانیان سیاسی و تهدید به حذف فیزیکی آنها


بنا به گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » حمله وحشیانه گارد ویژه زندان گوهردشت کرج به بند زندانیان سیاسی و تهدید به انتقال آنها به بندهای که عوامل مافیایی وزارت اطلاعات در آن فعال هستند شدند   .
در طی روزهای اخیر گارد ویژه زندان گوهردشت کرج در ساعت ۹ شب به دستور مستقیم فردی به نام  مصطفی محبی رئیس سازمان زندانها  به بهانه بازرسی به بند ۴ سالن ۱۰  زندان گوهردشت کرج زندانیان سیاسی یورش بردند و زندانیان سیاسی را تهدید کردند که اگر دست از مطالبات خود نکشند به بندهای عمومی فرستاده می شوند تا توسط باند مافیایی زندان که تحت نظارت و دستورمستقیم مسئولین زندان به ضرب و شتم و تحت فشار قرار دادن زندانیان معترض می پردازند با چاقو و دشنه مورد استقبال قرار گیرند.
لازم به ذکر است که زندانیان سیاسی گوهردشت کرج در اعتراض به سرقت وسایل شخصی شان توسط زندانبانان ولی فقیه در پی انتقالشان به بند ایزوله شده ۴ سالن ۱۰ از ۳ هفته پیش، از گرفتن غذای زندان خودداری کرده اند و همزمان به دستور مصطفی محبی ریس سازمان زندانها فروش فروشگاه زندان محدود و بعضا متوقف شده است تا جاییکه زندانیان سیاسی نمی توانند مواد غذایی و احتیاجات اولیه خودرا خریداری کنند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران حمله وحشیانه گارد زندان به زندانیان سیاسی و تهدید آنها به قتل توسط باند مافیایی زندان و محدود کردن فروش فروشگاه زندان را به شدت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر، دبیر کل سازمان ملل متحد و گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدام فوری و عملی به منظور پایان دادن به فشارها و تهدیدها علیه زندانیان سیاسی در ایران توسط رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۹ دیماه۱۳۹۶ برابر با ۱۸ ژانویه ۲۰۱۸

گزارش به سازمانهاي زير ارسال گرديد:
دبیر کل سازمان ملل متحد
كميسرعالى حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران
سازمان عفو بين الملل
telegram me/hrdai
Tel.:0031620720193

طبق قوانين كپي رايت استفاده از گزارشات فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران در صورت ذکر منبع بلامانع می باشد

۱۳۹۶ دی ۲۳, شنبه

تخلیه یکی از سالنهای زندان گوهردشت کرج برای نگهداری دستگیر شدگان قیام مردم ایران



بنا به گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران »  یکی از سالنهای زندان گوهردشت کرج برای نگهداری دستگیر شدگان قیام مردم ایران تخلیه شده است.
بدستور ضیایی رئیس زندان گوهردشت کرج سالن ۲۰ بند ۷ زندان زندان گوهردشت کرج را به طور کامل تخلیه و زندانیان این سالن را در سالنهای دیگر ادغام کرده اند ظرفیت برخی از سالن ها به ۱۰۰ نفر رسیده و عده ای از زندانیان در کریدور بندها استراحت می کنند . گفته می شود که رئیس زندان گوهردشت کرج این سالن را بمنظور نگهداری دستگیرشدگان اعتراضات اخیر قیام مردم ایران  تخلیه کرده است. 
همزما با اوج گیری اعتراضات و قیام مردم علیه رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای ، زندانبانان ولی فقیه از ترس بپاخاستن زندانیان عادی و همصدا شدن با هموطنان خود در بیرون از زندان فشارها و محدودیت ها علیه زندانیان عادی را افزایش داده اند تا آنجا که هواخوری زندانیان بند ۷ زندان گوهردشت کرج  بسته شده و زندانیان اجازه ورزش و رفتن به هواخوری را ندارند.  تلفن را قطع و زندانیان اجازه تماس با بیرون از زندان را ندارند.فروشگاه زندان نیز بسته شده است و از تامین احتیاجات اولیه خود محروم شده اند.
 از طرفی همزمان با شدت یافتن قیام در ایران گارد ویژه زندان نیز در مدت ۲۰ روز ۳ بار به بندهای مختلف زندان گوهردشت کرج به بهانه بازرسی یورش برده  و اقدام به ضرب و شتم زندانیان کرده اند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، افزایش فشارها و محدودیت های اعمال شده بر زندانیان را بشدت محکوم می کند و از دبیرکل سازمان ملل متحد، کمیسر عالی حقوق بشرو گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران خواهان اقدام فوری و عملی بمنظور کاهش فشارها بر زندانیان بی دفاع در زندانهای رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای در ایران است.   


فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۴ دیماه۱۳۹۶ برابر با ۱۳ ژانویه ۲۰۱۸

گزارش به سازمانهاي زير ارسال گرديد:
دبیر کل سازمان ملل متحد
كميسرعالى حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران
سازمان عفو بين الملل
telegram me/hrdai
Tel.:0031620720193

طبق قوانين كپي رايت استفاده از گزارشات فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران در صورت ذکر منبع بلامانع می باشد

نامه زندانی سیاسی سعید ماسوری به دبیر کل ملل متحد برای جلوگیری از ایجاد کهریزکی دیگر توسط ماموران ولی فقیه


نامه زندانی سیاسی سعید ماسوری  به دبیر کل سازمان ملل متحد برای جلوگیری از شکنجه و قتل بیشتر دستگیر شدگان قیام مردم ایران توسط سرکوبگران رژیم ولی فقیه  که در جایگاه قاضی و دادستان از قبل از دستگیری، دستگیرشدگان را به محاربه و اعدام تهدید کرده اند و در روزهای اخیر شاهد قتل چندین نفر از دستگیر شدگان در زیر شکنجه بودیم. زندانی سیاسی سعید ماسوری برای متوقف کردن  کهریزکهای ایجاد شده توسط ماموران ولی فقیه و ممانعت از شکنجه و کشتار بیشتر جوانان خواهان اقدام عاجل دبیر کل سازمان  ملل متحد است  . این نامه جهت ارسال به مقامات مربوطه در اختیار « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » قرار داده شده است . متن نامه به قرار زیر است:

   دبیر کل محترم سازمان ملل متحد جناب آقای آنتونی گوترز

احتراما ضمن تشکر از نگرانی و توجه تان به اعتراضات خیابانی مردم ایران به عنوان یک زندانی سیاسی که از روز ۹ ژانویه۲۰۱۸  هجدهمین سال زندانم را شروع می کنم و با شرایط زندان ها در ایران به خوبی آشنایی دارم و می دانم که احتمالا چه بلاهایی بر سر جوانان دستگیر شده می آورند.
مصرانه از شما می خواهم تمامی مساعی خود را در حفظ جان دستگیرشدگان و حقوق تظاهرکنندگان به کار بندید خصوصا اینکه همه مقامات حکومتی این خواسته های سیاسی، اجتماعی، صنفی و مردمی را که محصول چند دهه سرکوب، چپاول و محرومیت از اولیه ترین حقوق انسانی و شهروندی است را با عناوینی مانند اغتشاش ، آشوب، توطئه و وابستگی به بیگانگان معرفی می کنند و این عناوین همانطور که می دانید مقدمه ایست برای سرکوب ، فشار، و احکام قضایی سنگین....!!
کما اینکه این فشارها را از هم اکنون بر دستگیرشدگان در بندهای مجاورمان در زندان متوجه می شویم.
 لازم به ذکر نیست که در حکومت های استبدادی که همه چیز در انحصار حکومت است و هیچ حقی برای مردم وجود ندارد، دوگانه هایی مثل سازنده ـ مخرب، در چهارچوب نظام ـ ساختارشکنانه ، از کانال درست ـ غیرقانونی و نهایتا اعتراض ـ اغتشاش ساخته می شود که صدور هر نقل و فعلی  تنها از مجاری حکومتی و نهادهای حکومتی باشد و غیر از آن جواز و مستوجب سرکوب باشد و این طبیعی است که جوانانی که هیچ امید، چشم انداز و زندگی شرافتمندانه ای ندارند و هیچ نهاد واقعی مردمی هم برای بیان مطالباتشان شکل نگرفته و اجازه، قوام نیافته به خیابان می ایند....!!!!!
و حال حکومتی که خود عامل همه این نابسامانی ها و طغیان جوانان است ، در جایگاه قاضی می نشیند و همه را اغتشاشگر و این مطالبات را آشوب و توطئه قلمداد می کند.
 هم از این روست که از شما به عنوان دبیرکل ملل متحد می خواهم که همه ابزارهای بین المللی ممکن را برای جلوگیری از سرکوب این جوانان به جان آمده به کار گیرید. پیش از آن که فاجعه انسانی ( مثل کهریزک) به بار آید، خصوصا وقتی دادستان کشور حکم اغتشاشگران را پیشاپیش محاربه ( اعدام و ...) اعلام کرده است.

با تشکر،
سعید ماسوری
زندان گوهردشت کرج
دی ماه ۱۳۹۶

گزارش به سازمانهاي زير ارسال گرديد:
دبیر کل سازمان ملل متحد
كميسرعالى حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران
سازمان عفو بين الملل
telegram me/hrdai
Tel.:0031620720193

طبق قوانين كپي رايت استفاده از گزارشات فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران در صورت ذکر منبع بلامانع می باشد

۱۳۹۶ دی ۱۹, سه‌شنبه

به بهانه هجدهمین سال زندان « ای کاش تنها شکنجه جسمی بود»(زندانی سیاسی سعید ماسوری)


دسته نوشته ای از زندانی سیاسی سعید ماسوری به مناسبت هیجدهمین سال  زندانی بودن خویش. زندانی سیاسی سعید ماسوری به جزئیاتی کوتاه از دوران در  زندان بودن خویش پرداخته است .زندانی سعید ماسوری جوان آزادیخواهی که برای رهایی هموطنانش از جنایتکاران علیه بشریت به مبارزه برخواست و همچنان استوار و پایدار بر آزادیخواهی وعدالت خواهی خویش پافشاری می کند.این دست نوشته برای اطلاع عموم و انتشار در رسانه ها در اختیار« فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » گذاشته شده است . متن دست نوشته به قرار زیر است:

هجده سال پیش زمانی که تازه دستگیر و به زندان افتاده بودم این جملات پیوسته از بازجویان می شنیدم  یا همکاری می کنی  و یا آنقدر در زندان می مانی تا موهایت هم مثل داندانهایت سفید  شود ... و یا می گفتند از تو گنده ترها  را هم کاری کرده ایم که زمین را گاز می گرفتند ... و یا ... بلایی سرت می آوریم که دندانهایت هم مثل موهایت بریزد ...!!! طبعا برای کسی که اولین بار به زندان می آید و زیر بازجویی قرار می گیرد. شرایط بسیارسخت و هولناک است، به خصوص که بازجویان به هیچکس پاسخگو نیستند و «‌فعال من یشاء» هر بلایی می توانند بر سر زندانیان بی پناه بیاورند...
قانون و اخلاق و وجدان و از این قبیل هم کمترین محلی از اعراب  ندارند  و به قول ماموران بند اطلاعات ۲۰۹ ( و اخیرا ۲۴۰ و ۲ـ الف  سپاه ) ... خدا هم بدون چشم بند  نمی تواند وارد اینجا شود.
یعنی هیچ کس نخواهد فهمید که چه بلایی بر سر زندانی می آید . در چنین فضایی، زندانی همه چیز را تمام شده ، خود  را تنها ودنیا را به آخر رسیده  تصور می کند ...!!! بعد از هجده سال در زندان شاید هنوز زمین را گاز نگرفته باشم و موهایم به تمامی سفید نشده باشد ، ولی مورد  آخر یعنی داندان هایم را درست گفتند ، چون تقریبا به تمامی ریخته اند.!!! آنچه که زندانیان آگاه و به ویژه زندانیان سیاسی عقیدتی را در زندان حقیقتا می شکند،انفرادی شلاق و شکنجه نیست...ای کاش تنها شکنجه جسمی بود. و زندانیانی را که در انفرادی تا اذان صبح منتظر انتقال به پای چوه دار ، بیدار می مانند را نمی دیدیم ... که اینان اذان،نماز، حیات و زندگی را هم  به ناقوس مرگ تبدیل کرده اند ...!!! ای کاش تنها شکجه جسمی بود ... و ضجه مادران و همسران را موقع تحویل اجساد عزیزان اعدام شده  شان نمی دیدیم و نمی شنیدیم ...!!! ای کاش تنها شکنجه جسمی بود و چشمان بهت زده کودکانی که به مادرشان خیره شده که چرا به یک لیوان پلاستیکی و یا بشقاب ( که عزیزان اعدام شده شان در آن آب و غذا خودره اند) و یا هر وسیله دیگر که باقیمانده از عزیزانشان است دست می کشند و مسح می کنند و ضجه می زنند را نمی دیدیم و نمی شنیدیم ... دختر بچه گانی ( مثل مهنا) را که پشت درب زندان منتظر اعدام و تحویل جسد پدرشان ، نقاشی صحنه اعدام را می کشندو براستی معنای آن را درک نمی کنند را نمی دیدیم و نمی شنیدیم ...!!!
ای کاش تنها شکنجه جسمی بود و به بردگی در آمدن جوانان این آب و خاک را به خاطر اینکه نمی توانند در دادگاه از خود دفاع کنند و حتی اغلب نمی دانند که چه حقوقی دارند و گمان می کنند به خاطر جرم مرتکب شده، انسانیت آن ها سلب و از هیچ حقی بر خوردار نیستند را نمی دیدیم و نمی شنیدیم ( که در زندان چه بر سر این آدم ها می آورند)
ای کاش شکنجه تنها جسمی بود و هیچگاه مسئولین و کارگزاران زندان را که هر سه شنبه ، یکشنبه و بعضا هر روز  به عنوان وظیفه در پای چوبه های دار آویزشدگان باشند را نمی دیدیم و نمی شناختیم...!!!
راستی برای کسانی که حضور، دیدن و تماشای جان کندن و لرزش مرگ جوانان حلق آویز شده و ضجه و صورت خراشیده و موی کندن خانواده های اعدامی از وظایف جاری و شروع کار روزانه شان است، توقع وجدان و تاثیر پذیری عاطفی و اخلاقی ... توقعی بی مورد و مضحک نیست ...؟؟؟
وای بر سنگ دلان که خداوند بر دل ها و گوش ها و دیدگانشان پرده کشیده که هیچ احساسی نکنند، نشنوند و نبینند...!!! ( ختم الله علی قلبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه  بقره ۷)
واین به خاطر ستمی است که بر دیگران می کنند و گرنه اینهمه اعدام و کشتار برایشان حتی سوال بر انگیز هم نیست...؟؟؟
ای کاش تنها تنها شکنجه جسمی بود ولی قاضی و دادستان و نماینده دادستانی را که بی هیچ احساس مسئولیتی وقتی زندانی اهل کتاب (‌مسیحی) در خواست کتاب مقدس می کند را جواب  می دهد که : می دانم حق توست ولی من که نمی توانم بگویم چرا کتاب مقدس ایشان را نمی دهید!!!  را نمی دید  و نمی شناختم ... که اگر از طرح جنین سوالی هم می ترسند ...  راستی  ترس اصلی آن ها از کیست؟؟؟ از خدا؟؟؟ از وجدان ؟؟؟ از رئیس ...؟؟؟
وای بر این بزدلان جبون  که اینگونه  بر حقوق مردم  که همان « حق الناس» و حقوق  الهی است، طغیان کرده و با جمله هایی مثل « در حیطه کار من نیست» مامورم و معذور  و ... سنگدل و وقصی القلب شده  و این اعمالشان را با ( همین جملات) شیطانی ما کانو یعلمون ... انعام ۴۳
این نوشته را قبل از شروع خیزش های مردمی اخیر نوشته و می خواستم مفصل تر از این باشد... ولی آنچه من می خواهم بگویم را اکنون در خیابانها فریاد می کنند... بسا بیشتر و کاملتر و همه جانبه تر، لذا این روزها  صدای خشم و بغض  فرو خورده این چهار دهه، در همه خیابانها  و کوچه های میهنمان آنچنان گویا و رساست که دیگر انگیزه ای برای ادامه نوشتن در خود ندیدم.
زنده باد عدالت و آزادی
درود بر مردم عدالتخواه و جوانان شجاع ایران
سعید ماسوری
دی ۱۳۹۶
زندان گوهردشت کرج


telegram me/hrdai
Tel.:0031620720193

طبق قوانين كپي رايت استفاده از گزارشات فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران در صورت ذکر منبع بلامانع می باشد