۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه

قصدعدم شرکت فعال سندیکایی در دادگاه انقلاب، بدلیل فاقد مشروعیت قانونی و حقوقی آن


بنابه گزارشات رسیده به"فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" فعال سندیکایی همایون جابری برای محاکمه به دادگاه انقلاب کرج احضار شد.
فعال سندیکایی همایون جابری برای محاکمه به شعبۀ 1 دادگاه انقلاب کرج احضار شده است و قرار است روز یکشنبه 3 بهمن ماه ساعت 10:30 توسط فردی بنام عاصف حسینی که تحت عنوان قاضی برای وزارت اطلاعات در این شعبه مشغول بکار است مورد محاکمه قرار گیرد. اتهامات واهی و دروغین که بازجویان وزارت اطلاعات به این فعال سندیکایی نسبت داده اند عبارتنداز؛ ارتباط با گروه های خارج از کشور و اقدام علیه امنیت نظام می باشد.
فعال سندیکایی همایون جابری نسبت به اتهامات نسبت داده شد و احظار خود به دادگاه انقلاب به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران اینگونه واکنش نشان داد:«من این دادگاه را غیر قانونی ، نامشروع و آلت دست وزارت اطلاعات میدانم و قطعا احکام غیر قانونی و نامشروع از پیش تعیین شده توسط بازجویان وزارت اطلاعات می باشد به همین دلیل از شرکت در آن خوداری می کنم همانگونه که از شرکت در جلسۀ دادگاه انقلاب مورخۀ 29 آذر ماه خوداری نمودم».
از طرفی دیگر در طی روزهای گذشته بازجویان وزارت اطلاعات به منزل پدری و منزل شخصی او تماس تلفنی برقرار می کنند و آنها را تحت فشار قرار می دهند که آقای جابری باید خودش را به اداره اطلاعات کرج معرفی کند.
لازم به یاد آوری است فعال سندیکایی همایون جابری نزدیگ به 11 سال درشرکت واحد مشغول بکار بود. او در جریان اعتراضات و اعتصابات سال 1384 شرکت واحد شرکت داشت که منجر به دستگیری و بازداشت وی در سلولهای انفرادی بند 209 شد و به مدت21 ماه از کار تعلیق گردید. آقای جابری مجددا در سال 86 بدلیل اعلام همبستگی با آقای اسالو و حضور در منزل آنها دستگیر و چندین هفته در سلولهای انفرادی بند 240 قرار داشت ولی با وثیقۀ 50 میلیونی آزاد گردید.فعال سندیکایی همچنین در جریان گرامیداشت روز جهانی کارگر در پارک لاله تهران در سال 88 دستگیر و چند هفته در بازداشت بسر برد و با وثیقۀ مالی سنگین آزاد شد اما به مدت 1 سال از کار تعلیق گردید. او در روز جهانی کارگر سال 89 در شعبۀ 14 دادگاه انقلاب محاکمه و به 1 سال زندان محکوم شد حکم او در شعبۀ تجدید نظر (تایید نظر) مورد تایید قرار گرفت. فعال سندیکایی همایون جابری پس از دستگیری آقای غلامرضا غلامحسینی برای پیگیری وضعیت همکارش همراه با همسر او 18 آبان به اداره اطلاعات کرج مراجعه کردند که منجر به دستگیری مجدد وی شد و پس از مدتی بازداشت در سلولها انفرادی بند سپاه با وثیقه آزاد شد ولی بدستور بازجویان وزارت اطلاعات توسط فردی بنام مرشدلو در حراست سندیکا از کار اخراج شد.او برای روز 28 آذرماه بصورت تلفنی به دادگاه انقلاب جهت محاکمه احضار شده بود.اما به دلیل عدم ارسال احضاریۀ کتبی در دادگاه شرکت نکرد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، پرونده سازی و احضار فعالین سندیکایی به دادگاه انقلاب که مجری اوامر بازجویان وزارت اطلاعات اند را فاقد مشروعیت حقوقی و قانونی می داند و از تصمیم این فعال سندیکایی مبنی بر عدم شرکت در چنین دادگاههای حمایت می کند و از سازمان جهانی کار،کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار پایان دادن به سکوت خود و بکار بردن اقدامات عملی برای پایان دادن به سرکوب کارگران توسط رژیم ولی فقیه علی خامنه ای در ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
30 دی 1389 برابر با 20 ژانویه 2011
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
سازمان جهانی کار
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net
info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

درگیری و اعتراضات گسترده جوانان زندانی با نیروهای گارد و پاسداربندها در زندان گوهردشت کرج


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" یورش و حشیانۀ گارد زندان و پاسداربندها به سالن جوانان و درگیری شدید بین جوانان و نیروهای سرکوبگر مستقر در زندان گوهردشت کرج که تا به حال منجر به انتقال 14 نفر از آنها به سلولهای انفرادی گردیده است.
روز پنجشنبه 30 دی ماه در سالن 7 بند 3 زندان گوهردشت که اخیرا تعداد زیادی از جوانان سالن 12 بند4 را به این بند منتقل کرده بودند و آنها را در راهرو بند در سرمای شدید و شرایط غیر انسانی قرار داده بودند بصورت دست جمعی اقدام به اعتراض نمودند که با یورش وحشیانۀ پاسداربندها مواجه شدند.
جوانان زندانی معترض به مقابله با پاسداربندها برخواستند و درگیری شدیدی بین آنها روی داد. در پی این درگیریها گارد زندان به کمک پاسداربندها شتافت و به جوانان زندانی یورش بردند و آنها را وحشیانه مورد ضرب و جرح قرار دادند جوانان زندانی به دفاع از خود برخواستند و با پاسداربندها و گاردیها در گیری شدند و هم اکنون درگیری شدید در سالن 7 بند 3 زندان گوهردشت ادامه دارد.
در این درگیری بیش از 14 نفر از جوانان زندانی توسط پاسداربندها و گاردیهای زندان به سلولها انفرادی منتقل شدند که اسامی 2 نفر از آنها زندنانیان فرشید قهرمانی و حسین رنجبر می باشد.گرامی مدیر داخلی زندان این 2 زندانی را وحشیانه با باتون مورد ضرب و شتم قرار می داد.خطر جدی قتل شکنجه وحشیانۀ جسمی،جنسی و روحی این زندانیان را تهدید می کند
هم اکنون درگیریها و اعتراضات جوانان در بند 3 زندان گوهردشت کرج ادامه دارد . گزارشات تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.
لازم به یادآوری است که تعداد زیادی از جوانان زندانی روز گذشته از سالن 4 زندان گوهردشت به سالن 7 بند 3 منتقل شده اند و آنها را در شرایط سخت و غیر انسانی و سرمای شدید در راهروها نگهداری می کنند و این مسئله باعث اعتراض آنها گردید
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
30 دی 1389 برابر با 20 ژانویه 2011

http://hrdai.net
info@hrdai.net
http://hrdai.blogspot.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه

محاکمۀ مجدد زندانی سیاسی قطع نخاع در دادگاه انقلاب رشت


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" محاکمۀ مجدد زندانی سیاسی هادی (همایون) عابدی باخدا در دادگاه انقلاب رشت به دلایل واهی عدم معرفی به موقعه خود به زندان رشت می باشد.
روز چهارشنبه 22 دی ماه زندانی سیاسی هادی (همایون)عابدی باخدا که قطع نخاع می باشد و قادر به حرکت نیست از زندان رشت به شعبۀ 4 دادیاری دادگاه انقلاب منتقل شد.او بر روی صندلی چرخدار قرار داشت و دستانش با دست بند به صندلی چرخ دار بسته شده بود و از طبقۀ همکف از طریق پله ها به طبقۀ دوم برده شد.هنگام انتقال از طبقۀ همکف به طبقۀ دوم مراجعه کنندگان که شاهد دستان دست بند زده به صندلی چرخ دار و رفتاریهای غیر انسانی با این زندانی سیاسی بودند خشم و نفرت آنها را بر انگیخت و دور او جمع شدند که با برخوردهای وحشیانه مامورین در دادگاه انقلاب مواجه شدند.
زندانی سیاسی عابدی باخدا به اتهام واهی دیر معرفی کردن خود به زندان مورد بازپرسی قرار گرفت و پرونده جدیدی علیه وی گشوده شد.در حالی این پرونده جدید با اتهام واهی علیه وی گشوده می شود که او به دستور پزشک قانونی و پزشک زندان و موافقت دادگاه در بیمارستان با هزینۀ خانواده اش بستری شده بود.زندانی سیاسی هادی عابدی باخدا توسط آنها به بیمارستان منتقل و علیرغم تاکیدات و توصیه های پزشک قانونی و پزشکان بیمارستان مبنی بر ادامه یافتن معالجات وی،معالجات او را متوقف و به زندان بازگرداندند.
پزشک زندان ،پزشک قانونی و پزشکان معالج وی بصورت کتبی به دادگاه انقلاب رشت اعلام کرده اند که او قادر به تحمل حبس نیست و زندان فاقد امکانات لازم برای درمان و نگهداری اومی باشد.
از طرفی دیگر پزشکان معالج وی تاکید کرده اند که سونداژ او می بایست هر4 ساعت یکبار تعویض شود اما بیش از 15 روز می گذرد ولی هنوز سونداژ او تعویض نشده است و این مسئله می تواند باعث ایجاد خطر جدی جانی برای این زندانی سیاسی شود.
لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی هادی(همایون) عابدی با خدا در شعبۀ 2 دادگاه انقلاب به 2 سال زندان محکوم شد و در تاریخ 17 آبان ماه دستگیر و به زندان مرکزی رشت منتقل شد. او همچنین در دهۀ 1360 به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق چند سال در زندانهای اوین و قزل الحصار تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی بسر برد. پاسداران هنگامی که قصد دستگیری او را داشتند، بسوی وی شلیک کردند که در اثر اصابت گلوله، باعث قطع نخاع وی شد.قطع نخاع او باعث شده که تعدادی از اندامهایش بطور طبیعی عمل خود را نتوانند انجام دهند که از جملۀ آنها راه رفتن، مثانه (با سونداژ ) و کلیه و دستگاه گوارشی او بشدت آسیب دیده است.برادر او هرمز عابد باخدا در دهۀ 1360 در زندان اعدام شد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اتهام سازی واهی و گشودن پرونده جدید علیه این زندانی سیاسی که قطع نخاع می باشد و همچنین متوقف کردن درمان وی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
29 دی 1389 برابر با 19 ژانویه 2011
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
http://hrdai.net
info@hrdai.net
http://hrdai.blogspot.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۸۹ دی ۲۸, سه‌شنبه

پرونده سازی جدید و محاکمۀ زندانی سیاسی ارژنگ داودی در دادگاه انقلاب


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی ارژنگ داودی در پی پرونده سازی جدید بازجویان وزارت اطلاعات علیه وی روز گذشته به دادگاه انقلاب کرج برده شد و مورد محاکمه قرار گرفت.
روز دوشنبه 27 دی ماه حوالی ساعت 09:55 زندانی سیاسی ارژنگ داودی از زندان کوهردشت کرج به شعبۀ 3 دادگاه انقلاب کرج برده شد و برای مدتی طولانی مورد محاکمه قرار گرفت. آقای داودی بر مبنی اتهامات واهی و دروغین ساخته شده توسط بازجویان وزارت اطلاعات مورد محاکمه قرار گرفت.
اتهاماتی که به زندانی سیاسی ارژنگ داودی نسبت داده شده است عبارتند از؛ تبلیغ علیه نظام ، توهین به مسئولان نظام و تشویش افکار عمومی در داخل و خارج کشور علیه نظام .
در حالی علیه زندانی سیاسی ارژنگ داودی اقدام به پرونده سازی جدید می نمایند و اتهاماتی واهی به او نسبت داده می دهند و وی را مورد محاکمه قرار می دهند که او نزدیک به 8 سال است در زندان و اسارت آنها بسر می برد و تحت شدیدترین کنترل ها و فشارهای آنها قرار دارد.
در حال حاضر چند پرونده علیه زندانی سیاسی ارژنگ داودی گشوده شده است و همچنان باز می باشند منزل شخصی وی که در پلمپ دادگاه انقلاب بود با حکم ولی فقیه علی خامنه ای به یکی از پاسداران زن سپرده شده است و همچنان در تصرف آنها می باشد.
حال سئوال از بازجویان(شکنجه گران) وزارت اطلاعات و قوۀ قضاییه ای که تحت امر بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد، چگونه کسی که در زندان و اسارت و تحت کنترل بسر می برد می تواند چنین اقداماتی را انجام دهد.
لازم به یادآوری است که پیش از این بازجویان وزارت اطلاعات با پرونده سازی و نسبت دادن اتهامات واهی و دروغین علیه فعال سندیکایی منصور اسالو و زندانی سیاسی منصور رادپور به ترتیب 1 و 5 سال زندان آنها را محکوم کردند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،پرونده سازی، نسبت دادن اتهامات دروغین و مورد محاکمه قرار دادن زندانیان سیاسی که سالها است در اسارت بسر می برند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به سکوب زندانیان سیاسی در ایران است .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
28 دی 1389 برابر با 18 ژانویه 2011
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دبیر کل سازمان ملل متحد
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net
info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج اعدام زنده یاد حسین خضری را محکوم کردند


جمعی از زندانیان سیاسی بند 3 زندان گوهردشت کرج طی بیانیه ای که در اختیار "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" قرار داده اند اعدام ضد بشری زنده یاد حسین خضری را محکوم کردند.متن بیانیه به قرار زیر می باشد:
اعدام بی صدا
ما جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج( رجایی شهر) زمانی که خبر اعدام بی خبر حسین خضری را در زندان ارومیه شندیم بسیار غافلگیر شدیم. کسی که تاکنون حتی اسمش را هم کمتر کسی شنیده بود، کار از کار گذاشت و آزادیخواه دیگر سر بر دار شد.
در اوج مظلومیت ومغفور و مستور از دید همۀ ما، در شرایط کنونی کسی که بیشتر از محکوم کردن اعدام ،علاالخصوص اعدام یک زندانی سیاسی و افسار گسیختگی رژیم نامشروع و غیرقانونی حاکم اهمیت دارد. ابعاد گسترده غفلت از 2 هفته سلول انفرادی و اعدام و صدای وی در زندان ارومیه می باشد.کم حرف حسابی نیست اگر ما از دوستان حقوق بشری خود گله کنیم.
متاسفانه به نظر می رسد که شما هم مانند حاکمیت بیشترین تمرکز خود را بر پایتخت و زندانیان سیاسی آن قرار داده اید و شهرستانها بخصوص شهرهای دور افتاده غافل شده اید. فراموش نکنید که ایران تنها تهران نیست و باید دقت نظر بیشتری در امر زندانیان سیاسی خارج از پایتخت رژیم از خود نشان دهید.
در پایان ضمن پاسداشت از نام آن شهید به خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می کنیم و آرزو می کنیم که همچون او سرافراز گردیم
زندان گوهردشت کرج (رجایی شهر ) بند 3 سالن 8
جمعی از زندانیان سیاسی
26 دی 1389


http://hrdai.net
info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

شکنجه های وحشیانه و غیر انسانی بازجویان وزارت اطلاعات برای گرفتن اعترافات تلویزیونی از یک زندانی سیاسی

گزارشی از شکنجه های وحشیانه ، غیر انسانی و قرون وسطایی بازجویان (شکنجه گران) وزارت اطلاعات برای گرفتن اعترافات تلویزیونی از زندانی سیاسی زانیار مرادی هموطن کرد نوشته شده و جهت انتشار در اختیار فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران قرار داده شده است که متن آن به قرار زیر می باشد:
اینجانب زانیار مرادی فرزند اقبال مرادی ساکن شهر مریوان متولد سال 1367 و دارای یک سابقۀ سیاسی هستم. بنابه اینکه خانواده اینجانب زانیار مرادی عضو یکی از احزاب سیاسی هست و دولت جمهوری ایران با پدرم دشمنی زیادی دارد و برای ضربه زدن به پدرم اقدام به هر کاری می کند و در اسفند ماه 1387 در خاک عراق برای ترور پدرم اقدام کرد و 9 گلوله به پدرم زدند وبعد از یک ماه از بیمارستان مرخص شد و همه اش در پی آن بودند که به هر طریقی به پدرم ضربه بزنند.
تا اینکه در تاریخ 11مرداد 1388 اداره اطلاعات مریوان من را گرفت و بعد از 24 ساعت بازداشت در سلولهای انفرادی اطلاعات بدون هیچ بازجویی من را به اطلاعات سنندج منتقل کردند و در حالی که یکی از دوستانم را که با هم رابطۀ خانوادگی خیلی نزدیک داشتیم بدون اینکه من خبر داشته باشم به اطلاعات سنندج آورده بودند.
درسلول اطلاعات سنندج که تنها بودم و توالت و حمام هم در خود سلول بود و در وضعیت خیلی بدی بودم بعد از یک روز با چشم بند و دست بند و پابند من را به زیر زمین که خیلی تاریک بود بردند و بازجویی ها را شروع کردند در اوایل بازجوییها از وضعیت پدرم حرف می زدند به آنها جواب دادم که پدرم به من هیچ ربطی ندارد و آنها گفتند که تو با پدرت برای ما هیچ فرقی نداری در همان روز اول که موضوع بازجویی در مورد پدرم بود من را به یک تخت بسته بودند و با شلاق به بدنم می زدند و فحش خواهر مادری می دادند و بعد از شکنجه های زیادی که دادند و من هم بی حال شدم به داخل سلول بردند و اصلا از وضعیت شب و روز خبر نداشتم و بعد از مدتی دوباره به زیر زمین بردند و موضوع اتهام های که به من زدند و تعداد بازجوهای که 4 الی 6 نفر بودند و با چشم بند بازجویی و شکنجه می کردند گفتند این افراد را تو به قتل رسانده ای اما من قبول نکردم و شکنجه را بیشتر کردند و گفتند که باید حتما قبول کنی و گرنه خانواده ات را دچار مشکل می کنی و خودت هم زیر شکنجه می میری اما باز هم قبول نکردم.
تا اینکه خواستند شکنجه های جنسی و بطور غیر انسانی استفاده کنند.یک بطری را آورده بودند و می گفتند که باید قبول کنی اگر قبول نکنی لباسهایم را از تنم در آورده بودند و می گفتند باید روی این بطری بشینی و همچنین تهدید به تجاوز جنسی می کردند و می گفتند خودت انتخاب کن یا قبول می کنی یا این آخرین راهته، من هم به ناچار قبول کردم چون نمی توانستم این نوع شکنجه ها را تحمل کنم و بشدت از ناحیۀ بیضه خونریزی و سوزش داشتم ودیگر در برابر شکنجه های بی رحمانه دوام نداشتم. حتی هیچ دکتری برای معالجۀ من نیاوردند و هنوز هم هر دوی ما مشکل داریم بعد از 18 ماه زندان و به ناچار قبول کردن اتهام ها.
دوستم لقمان مرادی که او هم 3 پروندۀ سیاسی دیگری داشت . مجبور به قبول کردن همان اتهام ها کردند با استفاده از شکنجه های بی رحمانه و غیر انسانی و تهدیدهای بیش از حد و خودشان برنامه ریزیهای همه چیز را کرده بودند که شیوۀ اعترافات را چگونه بکنیم و آن چیزی که آنها می گفتند ما باید قبول می کردیم وگرنه شکنجه های خیلی بیرحمانه ای استفاده می کردند در صفحات بازجوییها چیزی که می گفتند باید ما بدون اختیار امضاء می کردیم. هر چی می گفتند باید در وقت فیلم برداری تکرار می کردیم . می خواستند در مورد پدرم حرف بزنم و بگویم که پدرم در این ماجرا است. اما من این را نگفتم و دوباره به زیر شکنجه بردند پاهایم را باز می کردند و با لگد به بیضه هایم می زدند و بعد از اینکه تمام خواسته های خودشان را برآورده کردند و هر اتهامی که خواستند با زور شکنجه و تهدید به ما بستند و گفتند بیش از یک مدت کمی شما را در زندان نگه نمی داریم و زود بدون اینکه کسی بفهمد رضایت خانواده ها را می گیریم و آزادتون می کنیم .
ما را در سلول انفرادی اطلاعات سنندج به مدت 9 ماه نگه داشتند اما در 2 ماه اول که در سلول بودم از درد شکنجه ها نمی توانستم کارهای شخصی خود را انجام بدهم تا اینکه به مرور زمان کمی خوب شدم و هیچ اقدامی برای معالجه ام نکردند و بعد از 9 ماه که من ودوستم جدا از هم در سلول بودیم بدون تلفن و ملاقات به زندان مرکزی سنندج منتقل کردند و گفتند که در زندان هیچی نگویید و بعد از چند ماه آزاد می شوید و ما هم از ترس تهدیدها و شکنجه های وحشیانۀ جنسی سخت ترسیده بودیم و به هیچ قیمتی نمی خواستیم که دوباره در آن شرایط قرار بگیریم و ما به مدت 6 ماه در زندان مرکزی سنندج ماندیم و بعد از 6 ماه ما را خواستند و باز به اطلاعات بردند و خواستند که ما بگوییم که این کار را برای انگلیس کردیم ولی ما نگفتیم و خواستند در بارۀ شخصی بنام جلیل فتاحی که رابط اصلی ماجرا قرار داده بودند دوباره حرف بزنیم و آنها فیلم برداری کنند. چون جلیل فهمیده بود برایش توطئه چیده اند و جانش در خطر است به کشور انگلیس رفته و حالا در آنجا پناهنده شده و می گفتند می خواهیم برای دولت انگلیس دردسر درست بکنیم و به مدت یک ماه دیگر در سلول انفرادی اطلاعات سنندج ماندیم و گفتند چند ماه دیگر آزاد می شوید.
ما منتظر بودیم تا اینکه یک روز آمدند دنبال ما ،ما را با چشم بند و دست بند و پابند سوار ماشین کردند و در راه گفتند که به تهران می رویم برای دادگاهی و در جلسۀ دادگاه هیچ حرفی نزنید و کلیۀ اتهام ها را قبول کنید.
ما را مستقیم به سلولهای انفرادی اطلاعات اوین بند 209 بردند به مدت یک ماه و نیم بدون اینکه ملاقات و تلفن داشته باشیم خانواده ام در این مدت هیچ خبری از ما نداشتند ، ما هیچکدام از بازجوها را ندیدیم. ما را در تاریخ 1 دی 89 با پابند و دست بند به دادگاه انقلاب تهران شعبۀ 15 بردند و در جلسۀ دادگاه من و دوستم به هیچ عنوان نتوانستیم حرف بزنیم چون ما را بشدت مسموم کرده بودند و قاضی که صلواتی بود اصلا نمی دانست که من زانیار هستم یا لقمان چون لقمان حکم دیگری داشت به مدت 1 سال به خاطر پرونده سیاسی که قبلا داشت. قاضی صلواتی حکم را به من ابلاغ می کرد.
در جلسۀ دادگاه که امام جمعه شهر مریوان ملا مصطفی شیرزادی پدر یکی از مقتولین بود می گفت :که من از مردم می خواهم که خود را مانند این افراد به مردم بیگانه نفروشند و از قاضی می خواست من را اعدام کند ، امام جمعه اوایلی که پسرش را کشته بودند در بین تمام مردم گفته بود که این کار خود جمهوری اسلامی بوده و می خواست با این حرفهایی که در دادگاه می گفت تلافی هر چی که نسبت به دولت ایران گفته بود بکند.
بعد از دادگاه که هر اتهامی خواستند به ما زدند ما را به اطلاعات اوین بند 209 برگرداندند و اصلا بازجوها را ندیدیم و در اوین هم درد شکنجه هایی که در اطلاعات سنندج کرده بودند دوباره شروع شد و اصلا هیچ اقدامی برای معالجۀ من نکردند.بعد از یک هفته ما را به زندان رجایی شهر منتقل کردند تا اینکه در زندان رجایی شهر روزنامه ها را دیدیم و دانستیم که چه نامردیهایی در حق ما کرده اند و می خواهند ما را اعدام کنند تا جنایتهای خود را بپوشانند ولی هیچ کس در شهر خودمان مریوان باور نمی کند که ما این کار را کرده ایم حتی خانوادۀ خود مقتولین که پیش مردم گفته اند که ما هنوز باور نداریم و نخواهیم کرد که این کار را این افراد کرده اند.
و حالا که دولت ایران حکم اعدام به ما داده است هیچ راهی برای ما باقی نمانده است جز اینکه واقعیتها را برای تمام مردم دنیا بگوییم تا بی گناهی خودمان را اثبات کنیم. با وجود اینکه تمام واقعیتها را گفته ایم وزارت اطلاعات احتمالا دوباره من را به اطلاعات بازمی گرداند و دوباره شکنجه های بی رحمانه و غیر انسانی خودشان را شروع می کنند و شاید دوباره ما را مجبور به حرفهای دیگری بکنند و از تلویزیون پخش نمایند اما واقعیت این است که ما قربانی شکنجه های وحشیانه و بی رحمانۀ وزارت اطلاعات سنندج هستیم و هیچ نقشی در این اتهام هایی که به ما زده اند نداریم و حالا که وضعیت ما در شرایط سختی هست و حتی قید زندگی خودمان را زده ایم. با گفتن واقعیت برای تمامی مردم دنیا بخصوص مردم محترم شهر مریوان چند نکته ای حرف دارم:
مردم، ما بی گناه هستیم و قربانی شکنجه های بی رحمانه و غیر انسانی وزارت اطلاعات سنندج هستیم و دستی در این کار نداریم و به شدت تمام اتهام هایی که به ما زدند را تکذیب می کنیم و از تمام مردم دنیا بخصوص دبیر کل سازمان ملل ،حقوق بشر ،عفو بین الملل،کمیته ضد شکنجه و دیگر سازمانهای ذیربط تقاضای کمک داریم. وزارت اطلاعات قصد دارد تمام جنایتهایی که فرمانده لشکر سپاه پاسداران مریوان دیوا تاب که از سال 1380 تا به حال انجام داده است را به افرادی مانند ما که زندگی خود را برای دفاع از ملیت و قومیت کرد فدا کرده ایم بچسباند
و تنها گناه من این است که خانواده من سیاسی است ،از این طریق می خواهند به تمام خانواده های سیاسی ضربه بزنند و ما را زیر تهدیدها و شکنجه های وحشیانه وزارت اطلاعات سنندج مجبور به این اعتراف کردند و به شدت این اتهامات را تکذیب می کنیم و از گروها و سازمانهای حقوق بشری تقاضامندیم که با آمرین و عاملین اطلاعات سنندج که ما را قربانی شکنجه های بیرحمانۀخود کرده اند بر مبنای عدالت برخورد قانونی کنند.
زندانی سیاسی زانیار مرادی
21 دی 1389

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دبیر کل سازمان ملل متحد
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
گزارشگر ویژه اعدام وشکنجه سازمان ملل

http://hrdai.net
info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۸۹ دی ۲۵, شنبه

قطع درمان بازاری زندانی و انتقال وی در شرایط بسیار حاد جسمی به زندان


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،بازاری زندانی محسن دکمه چی علیرغم شرایط وخیم وحاد جسمی بدلیل عمل جراحی سنگین و ابتلا به سرطان لوزالمعده از بیمارستان به بند بازگردانده شد و مانع شیمی درمانی وی شدند .
بازاری زندانی محسن دکمه چی پس از 4 ماه بیماری و تحمل دردهای شدید ،کاهش وزن و زردی 27 آذر ماه به بیمارستان منتقل شد و در 4 دی ماه تحت عمل جراحی سنگین 5 ساعته قرار گرفت.اما پزشکان معالج بدلیل ابتلای آقای دکمه چی به سرطان لوزالمعده عمل جراحی وی را ناموفق اعلام کردند و دومین مرحلۀ درمان را شیمی درمانی قرار دادند که به علت تاخیر در درمان وی امکان بهبودی با این شیوۀ معالجه بسیار پایین است.
پزشکان معالج وی طی گزارشهای پزشکی به دادستانی تهران اعلام کردند که او باید همچنان در بیمارستان بستری بماند تا درمان ادامه یابد و انتقال او به زندان خطر جدی جانی دارد. اما بازجویان وزارت اطلاعات و عباس جعفری دولت آبادی یکی از سرکوبگران زندانیان سیاسی به توصیه های پزشکی توجه نکردند درمان وی را متوقف و به بند 350 زندان اوین بازگرداندند.
بازاری زندانی به دلیل پیشرفت سرطان لوزالمعده از دردهای فوق العاده شدید رنج می برد و از شدت درد قادر به استراحت نیست. او در حال حاضر در بند350 با شرایط وخیم جسمی بسر می برد و از امکانات درمانی محروم می باشد.آقای دکمه چی به سختی قادر به حرکت است و قادر به مصرف کردن غذای زندان نیست.
خانواده بازاری زندانی بارها به دادستانی مراجعه کرده اند اما عباس جعفری دولت آبادی از روبرو شدن با این خانواده و پاسخگویی خوداری می کند و دفتردار وی می گوید که گزارشات پزشکی به وزارت اطلاعات ارسال شده اما هنوز پاسخی به آنها داده نشده است.
بازجویان وزارت اطلاعات و عباس جعفری دولت آبادی سعی در حذف فیزیکی این بازاری زندانی را دارند.
تصمیم گیری در مورد سرکوب زندانیان سیاسی،عدم درمان آنها ، اعدام ها و سایر موارد سرکوب مردم ایران توسط ولی فقیه علی خامنه ای گرفته می شود و تصمیمات او توسط قوۀ قضایی بخصوص عباس جعفری دولت آبادی ، بازجویان وزارت و مسئولین زندان به اجرا در آورده می شود .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،قطع درمان زندانیان سیاسی که در شرایط وخیم جسمی بسر می برند و انتقال آنها از بیمارستان به زندان را بعنوان یک جنایت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای متوقف کردن جنایت علیه بشریت در ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
25 دی 1389 برابر با 15 ژانویه 2011
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دبیر کل سازمان ملل متحد
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net
info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است