۱۳۸۹ مهر ۲, جمعه

زندانی سیاسی محمد نیکبخت بیش از یک سال در بند مخوف وزارت اطلاعات تحت شکنجه های وحشیانه

بنابه گزارشات رسیده به"فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی محمد نیکبخت بیش از یک سال است که در بند الف-ط وزارت اطلاعات اصفهان تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد.

محمد نیکبخت در حالی که پنجمین سال محکومیت غیر قانونی و غیر انسانی خود را در زندان مرکزی اصفهان بسر می برد در جریان قیام مردم ایران در روز 30 خرداد 1388 از بند 3 به بند الف-ط وزارت اطلاعات زندان اصفهان منتقل شد. او 6 ماه در سلولهای انفرادی زندانی بود و هر روز تحت بازجویی و شکنجه های طاقت فرسای جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت. ازجمله شکنجه هایی که علیه او بکار برده شده است؛آویزان کردن برای مدت طولانی و تا بی هوش شدن، شکنجه با کابل و شلینگهای آب که در آن سرب تعبیه شده است، بستن به میله فلزی برای مدت 4 روز پی در پی بدون غذا و حق استفاده از سرویسهای بهداشتی و بی خوابی، تحت شکنجه های شدید روحی قرار دادن و موارد متعدد دیگر شکنجه قرار داشت.شکنجه های قرون وسطایی و طاقت فرسا برای وادار کردن این زندانی سیاسی به مصاحبه تلویزیونی جهت پرونده سازی جدید و نسبت دادن اتهام محاربه برای صدور حکم اعدام بود.

او پس از 6 ماه در سلولهای انفرادی به سلولهای 3 نفر در بند الف-ط منتقل شد و در طی این مدت دائم تحت اذیت وآزاها و فشارهای بازجویان وزارت اطلاعات و در شرایط طاقت فرسای این بند مخوف نگهداری می شود.

زندانی سیاسی محمد نیکبخت در طی این مدت از داشتن هرگونه تماسی با خانواده اش محروم بود و خانواده او از وضعیت و شرایط وی در بی خبری کامل بسر می بردند و نمی دانستند که در کجا در بازداشت بسر می برد.

لازم به یادآوری است زندانی سیاسی محمد نیکبخت خرداد ماه 1383 در ارومیه همراه با همسر و فرزند 3 ساله اش دستگیر و به مدت 3 ماه در سلولهای انفرادی وزارت اطلاعات ارومیه تحت شکنجه های وحشیانه در بازداشت بسر برد. سپس او را از زندان اطلاعات ارومیه به بند الف-ط اطلاعات اصفهان منتقل کردند و بیش از 6 ماه در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار داشت. آقای نیکبخت بدستور بازجویان وزارت اطلاعات به 8 سال زندان محکوم شد و مدتی بعد به خاطر افشای جنایتها و شکنجه های بازجویان وزارت اطلاعات پرونده جدیدی علیه او گشوده شد و به 1 سال زندان دیگر محکوم گردید.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،انتقال بی دلیل و غیر قانونی زندانی سیاسی محمد نیکبخت از بند عمومی زندان اصفهان به بند الف-ط وزارت اطلاعات وشکنجه های وحشیانه و قرون وسطایی را به عنوان یک جنایت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر شکنجه سازمان ملل متحد خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

02 مهر 1389 برابر با 24 سپتامبر 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

گزارشگر شکنجه سازمان ملل متحد

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۸۹ مهر ۱, پنجشنبه

اعدام 3 زندانی در زندان مرکزی اصفهان

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"حکم ضد بشری اعدام 3 زندانی در زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) به اجرا گذاشته شد.

سه شنبه 30 شهریور ماه 3 زندانی از بند 3 زندان مرکزی اصفهان که چند سال در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می بردند اعدام شدند. اسامی زندانیانی که روز سه شنبه حکم ضد بشری اعدام آنها به اجرا گذاشته شد به قرار زیر می باشند؛

1- علیرضا باقری 2- محسن گودرزی 3- رسول میر صفا می باشند.سنین زنداینانی که اعدام شدند زیر 30 سال می باشد این سه زندانی به اتهام داشتن مواد مخدر اعدام شده اند

در ماههای اخیر اکثر احکام اعدام به صورت مخفیانه به اجرا گذاشته می شود مانند اعدامهای گروهی و گسترده در زندان مشهد و اعدام در زندان گوهردشت کرج و اصفهان می باشد.

تصمیم گیری در مورد اعدام های گروهی و سرکوب و شکنجه زندانیان سیاسی توسط ولی فقیه علی خامنه ای گرفته می شود. هدف از این اعدام ها ایجاد فضای رعب و وحشت در بین مردم و بخصوص در آغاز سال تحصیلی و وحشتی که که از قشر آگاه و آزادیخواهی مانند، دانشجویان ، دانش آموزان، اساتید و معلمان دارد به اجرای احکام ضد بشری اعدام شدت بخشیده اند.

در حال حاضر تعداد بیشماری از زندانیان در زندانهای مختلف ولی فقیه علی خامنه ای که در انتظار اعدام بسر می برند و بنابه مصالح سیاسی این رژیم در زمانی که لازم می داند به اجرا گذاشته می شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،موج لاینقطع اعدام ها در ایران را به عنوان یک جنایت علیه بشریت محکوم می کند و نسبت به بی عملی و نظارگر بودن جامعه جهانی نسبت به جنایت علیه بشریت در ایران شکفت زده است و از آنها مصرانه می خواهد که پرونده جنایت علیه بشریت این رژیم را به شورای امنیت سازمان ملل متحد برای گرفتن تصمیمات لازم اجرا ارجاع نمایند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

01 مهر 1389 برابر با 23 سپتامبر 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

دبیر کل سازمان ملل

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه

یکی از زنان دستگیر شده روز عاشورا و محکوم به اعدام در شرایط وخیم جسمی است

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"،وضعیت جسمی زندانی سیاسی فرح واضحان یکی از دستگیر شدگان محکوم به اعدام روز عاشورا که از ناراحتی حاد قلبی رنج می برد در وضعیت وخیم جسمی است.بازجویان وزارت اطلاعات از درمان وی در بیمارستانهای خارج از زندان ممانعت به عمل می آورند.

زندانی سیاسی فرح (آلمیرا) واضحان 18 شهریور ماه به دلیل حاد شدن ناراحتی قلبی اش ناچار شدند او را به سی.سی. یو بیمارستان مدرس تهران منتقل کنند. خانم واضحان در حالی که در شرایط وخیم جسمی بسر می برد دستان و پاهای او را با دست بند و پابند به تخت بیمارستان بسته بودند و در اتاق سی .سی.یو 3 نفراز مامورین سرکوبگر بطور دائم حضور داشتند. این در حالی است که بیماران قلبی که در حالت استراری بسر می برند باید ازهرگونه استرس بدورباشند.پزشکان معالج خانم واضحان در بیمارستان مدرس در حال انجام آزامایشات لازم برای درمان او بودند که بازجویان وزارت اطلاعات دستور بازگرداندند وی به زندان اوین را دادند و او با وضعیت وخیم جسمی به زندان بازگردانده شد.

زندانی سیاسی فرح واضحان علاوه بر ناراحتی قلبی که در شکنجه گاه مخوف 209 دچار آن شده است از ناراحتیهای دیگری مانند فقر شدید آهن رنج می برد و این ناراحتی او به حدی حاد است که ماهی یک بار در بیمارستان باید بستری شود. اما از زمان دستگیریش تاکنون از درمان وی خوداری کرده اند و این مسئله باعث شده است که وضعیت جسمی اش وخیم گردد و جان او در معرض خطر جدی قرار گیرد.

زندانی سیاسی فرح واضحان 49 ساله و خانه دار می باشد. او دو روز پس از اعتراضات گسترده عاشورا با یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزلشان همراه با همسر و 2 فرزندش دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شدند. همسرش محمد علی معماری 58 ساله و دو فرزندانش (یسنا معماری 25 ساله و مهدی معماری 27 ساله) که 1 ماه در سلولهای انفرادی بسر بردند و در طی این مدت تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشتند.یسنا معماری دختر خانم واضحان دچار سرطان لنف و در حال درمان بسر می بردند.او به مدت یک ماه در سلولهای انفرادی و تحت شکنجه های غیر انسانی قرار داشت و زمانی که شرایط جسمی اش حاد گردید آنها را بطور موقت از زندان آزاد کردند.

خانم واضحان بیش از 40 روز در سلولهای انفرادی بند 209 تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار داشت و بعد آن به بند زنان زندان اوین منتقل شدند.او چند بار به شعبه 15 دادگاه انقلاب برده شد و صلواتی به دروغ به این خانواده گفته بود که او بزودی آزاد خواهد شد و با این وعده ها خانواده واضحان را فریب می داد.زندانی سیاسی فرح واضحان 13 تیر ماه در شعبه 15 دادگاه انقلاب توسط قاضی فرمایشی صلواتی به حکم ضد بشری اعدام محکوم شد.

فردی با نام مستعار علوی و سعید شیخان از سربازجویان و زارت اطلاعات و شکنجه گران بند 209 زندان اوین به او اتهامات واهی و دروغینی مانند؛ محاربه ،تبلیغ علیه نظام از طریق ارتباط با گروهک،توهین به رهبری نسبت دادند.

وکیل خانم واضحان و خانواده اش به این حکم ضد بشری اعتراض کردند و گفته می شود که پرونده او در حال حاضر در شعبه 31 دیوان عالی کشور تحت بررسی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،صدور حکم ضدبشری اعدام ،نگهداری زندانیان سیاسی با شرایط وخیم جسمی در زندان وعدم درمان آنها که در شرایط حاد بسر می برند را به عنوان یک جنایت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر ،گزارشگران ویژه زنان و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل برای گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

31 شهریور 1389 برابر با 22 سپتامبر 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

گزارشگر ویژه زنان سازمان ملل متحد

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۸۹ شهریور ۲۹, دوشنبه

خانم بهرامی تحت فشار شدید برای اعتراف به نگهداری و فروش مواد مخدر در دادگاه است


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" بازجویان وزارت اطلاعات خانم زهرا بهرامی شهروند ایرانی- هلندی را تحت شدیدترین فشارها قرار داده اند که به اتهام ساختگی و نسبت داده شده نگهداری و فروش مواد مخدر در دادگاه اعتراف کند.

خانم بهرامی در طی چند هفتۀ گذشته تحت شدیدترین فشارها و تهدیدات بازجویان وزارت اطلاعات در بند مخوف 209 زندان اوین قرار دارد تا نسبت به اتهام جعلی داشتن مواد مخدر و همچنین افزودن اتهام جدید دیگری مبنی برفروش مواد مخدر در دادگاه اعتراف کند. بازجویان وزارت اطلاعات پس از اعتراضات دولت هلند،سازمانهای حقوق بشری و رسانه ها جمعی این کشور سعی دارند که به اتهامات سیاسی او کمتر بها دهند و اتهام ساختگی نگهداری و فروش مواد مخدر را برجسته کنند تا از این طریق محکومیت سنگین و ضدبشری را علیه او بکار ببرند.

زندانی سیاسی زهرا بهرامی در روزهای 17 و 20 شهریور ماه نزد صلواتی قاضی فرمایشی و رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب برده شد.او بدون حضور وکلیش خانم ستوده در دادگاه از پاسخگویی خوداری کرد و دادگاه وی به تعویق افتاد. در دادگاه صلواتی بر روی مسئله نگهداری و فروش مواد مخدر ومجازات سنگینی که متوجه او خواهد بود تاکید داشت.

زندانی سیاسی زهرا بهرامی آخرین بار 20 شهریور ماه به شعبه 15 دادگاه انقلاب احضار شده صلواتی قاضی فرمایشی به او اعلام کرد که اول مهر ماه مورد محاکمه قرار خواهد گرفت. خانم ستوده وکیل خانم بهرامی در بازداشت بسر می برد و در حال حاضر از داشتن وکیل محروم می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران از 9 ماه پیش که در جریان دستگیری خانم بهرامی قرار گرفت تماسهای خود را با وزارت امور خارجه هلند برای آزادی این زن زندانی سیاسی برقرار نمود و در ابتدای امر ابهامی مبنی بر داشتن ملیت هلندی وجود داشت که با ارائه کپی پاسپورت و سایر مدارک شناسایی به وزارت امور خارجه هلند به این ابهامات پایان داد شد. این مسئله باعث گردید وزارت امور خارجه هلند و سفارت آنها در تهران مسئلۀ بازداشت خانم بهرامی را پیگیری نماید.همزمان با سازمانهای حقوق بشری بین المللی و رسانه های داخلی هلند تماس برقرار نمودیم و این موضوع را مورد توجه آنها قرار دادیم و در یکی از پر بیننده ترین برنامه خبری تلویزیون هلند اقدام به مصاحبه نمودیم که چندین بار پخش گردید و همچنین با روزنامه های مختلف اقدام به مصاحبه در این باره نمودیم و موضوع خانم بهرامی را مورد توجه مردم و دولت هلند قرار دادیم که باعث پیگیری جدی دولت هلند و سازمانهای حقوق بشری و رسانه ها گردید.

زندانی سیاسی زهرا بهرامی 45 ساله و دارای 2 فرزند است. او دارای ملیت ایرانی- هلندی است و به قصد دیدن فرزندش به ایران مسافرت کرده بود که در اعتراضات روز عاشورا دستگیر و تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار گرفت. بازجویان وزارت اطلاعات در بند سپاه زندان گوهردشت کرج و در بند 209 زندان اوین او را تحت شکنجه ها و فشارهای قرون وسطائی قرار دادند و وی را وادار به اعترافات تلویزیونی علیه خود نمودند.این اعترافات دورغین از تلویزیونهای دولتی پخش گردیده است.بازجویان وزارت اطلاعات اعترافات دروغین تلویزیونی را پرونده سازی وعلیه او بکار بردند وقصد دارند که او را بر مبنی محاربه محاکمه کنند.صلواتی رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب در احضار اولیه به دادگاه به خانم بهرامی گفته بود که محکوم به اعدام و یا حبس ابد خواهد شد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،بکار بردن اتهامات ساختگی و دروغین نگهداری و حمل مواد مخدر و سوق دادن پرونده به سوی جرایم عادی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و دولت هلند خواستار اقدامات عملی برای آزادی این زن زندانی سیاسی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

29 شهریور 1389 برابر با 20 سپتامبر 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

وزارت امور خارجه هلند

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

گزارشگران ویژه زنان، شکنجه و دستگیریهای خودسرانه سازمان ملل متحد

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

اعتراض زندانیان سیاسی و خانواده های آنها نسبت به ادامه سرکوب و محدودیتها


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانیان سیاسی بند 350 به ادامه قطع تماسهای تلفنی با خانواده های خود دست به اعتراض زدند.

در طی روز های گذشته زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین نسبت به فشارهای و ایجاد محدودیهای غیر انسانی دست به اعتراض زدند و خواستار پایان دادن به قطع تلفنهای بند و برقرار شدند تماسهای تلفنی خود با خانواده هایشان شدند.در پی این اعتراضات عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران و یکی از عوامل سرکوب زندانیان سیاسی و مصطفی بزرگ نیا رئیس بند 350 که معروف به جلاد این بند می باشد در پاسخ به اعتراضات زندانیان سیاسی گفته اند:در صورت دادن تعهد کتبی هر کدام از زندانیان سیاسی مبنی بر عدم تماس با اعضای درجه دو خانواده و دوستان و اینکه تماسهای تلفنی در حضور وشنود پاسداربندها باشد تماسهای تلفنی برقرار خواهد شد.

زندانیان سیاسی یک صدا با این طرح سرکوبگرانه ،غیر قانونی و غیر انسانی بازجویان وزارت اطلاعات ،عباس جعفری دولت آبادی داستان تهران ، صداقت رئیس زندان اوین و بزرگ نیا رئیس بند 350 معروف به جلاد این بند مخالفت کردند و خواستار برقراری بی قید و شرط و فوری تماسهای تلفنی شدند.

از طرفی دیگر خانواده های زندانیان سیاسی طی نامه ای به عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران نسبت به این طرح سرکوبگران و غیر قانونی و غیر انسانی جدید او اعتراض کردند و خواستار پایان دادن به این محدودیتها و برقراری بی قید و شرط و فوری تماسهای تلفنی زندانیان سیاسی شدند.

تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی شهرستانی هستند . بدلیل قطع بودن تماسهای تلفنی ناچار هستند که هر هفته برای اطلاع یافتن از وضعیت عزیزانشان با طی مسافتهای طولانی و متحمل شدند هزینه های زیاد به زندان اوین مراجعه کنند.

به تعدادی از زندانیان سیاسی که در آستانه آزادی هستند و طبق قوانین موجود آزادی مشروط شامل آنها می شود . علیرغم پیگیریها و دوندگی های طولانی مدت و طی مراحل بروکراسی آن، هنوز از آزادی آنها خوداری می کنند. تعدادی از زندانیان سیاسی که دچار نارحتیهای جسمی هستند و برای درمان مرخصی استعلاجی شامل آنها شده است. خانواده های آنها با سپردن وثیقه های سنگین وطی تمامی مراحل لازم برای آزادی عزیزانشان اقدام نموده اند ولی بازجویان وزارت اطلاعات ، صداقت و بزرگ نیا از آزادی آنها خوداری می کنند.خانواده های آنها هر شب به امید آزادی عزیزانشان در مقابل زندان اوین دست به تجمع می زنند.

عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران خانواده هایی که برای پیگیری وضعیت عزیزانشان قصد ملاقات با او را دارند از پذیرفتن و پاسخ دادن به آنها سر باز می زند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ایجاد شرایط جدید سرکوب و محدودیتها علیه زندانیان سیاسی توسط بازجویان وزارت اطلاعات ،دادستان تهران و زندانبانان را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

29 شهریور 1389 برابر با 20 سپتامبر 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۸۹ شهریور ۲۸, یکشنبه

از شخص سید علی خامنه ای اعلام شکایت نموده خواهان رسیدگی قانونی و عادلانه هستم( ارژنگ داودی)


گزارش مستند زیر، که از حق کشی و بی عدالتیها و به تاراج بردن اموال شخصی زندانی سیاسی ارژنگ داودی بدستور بیت علی خامنه ای صورت گرفته است در اختیار "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" قرار گرفته است.زندانی سیاسی ارژنگ داودی در اعتراض به این حق کشی ها 69 روز است که در اعتصاب غذا بسر می برد و جان او در معرض خطر جدی قرار دارد . فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران همچنین بارها در اطلاعیه های خود بر این نکته تاکید کرده است که تصمیم گیری در مورد زندانیان سیاسی توسط علی خامنه ای ولی فقیه نظام صورت می گیرد سند زیر که عینا توسط زندانی سیاسی ارژنگ داودی نوشته شده است را در اختیار عموم قرار میدهیم.

18/4/89

با یاد خدا

اگر از باغ رعیت ملک خورد سیبی برآورد غلامان او درخت از بیخ

دادگاه ویژه روحانیت

عطف به پرونده های:

1- 83/7232/ ط د شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران

2- 86/8983/ ط د شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران

3- 69/6/1821 معاونت سرپرستی دادستان تهران

4- 2904 شعبه شورای حل اختلاف زندان اوین پاییز 86

5- 87/215 دفتر حفظ حقوق شهروندی- تهران و نامه شماره 92566/88/50

6- 4989/100/88 دادسرای انتظامی قضات – تهران

وپیوست 3 برگ

ملک موصوف به مدرسه واقع در خیابان ستارخان نبش خ باغبان-پ 49 مدرسه پرتو حکمت را قبل از تمام ساختمان در سال 63 خریداری نموده و پس از تکمیل بنای آن بمدت 23 سال یعنی تا زمان پلمپ آن در بهار سال 86 طی پرونده ردیف 2 در بالا، بطور مستمر محل کار و سکونت اینجانب بوده است.

در تاریخ 25/1/89 بدستور مقام قضایی (پیوست شماره 1) و توسط پلیس امنیت بازگشایی و مجددا در اختیار ما (همسرم) قرار گرفت (پیوست شماره 2) اما تمام وسایل،لوازم و ... موجود در آن اعم از البسه،اثاثیه و ... در محل موجود نبود و فقط پرونده های دانش آموزان در کف ساختمان و حیاط ولو شده بود که در صورتجلسه پلیس امنیت مذکور است.

متاسفانه فردای همانروز معلوم گردید ملک مورد بحث که قبلا به طرزی خودسرانه فک پلمپ شده و اموال و اثاثیه موجود در آن تخلیه گردیده بود به فروش هم رسیده است؟!

نهایتا با توجه به اسناد و مدارکی که در هنگام لزوم ارایه و معرفی خواهد شد معلوم گردید که زنی به نام نسرین کبا...که به احتمال قوی از همکاران غیر رسمی معاونت امنیت – آقای حداد- می باشد با کمک و راهنمایی آنان با مراجعه به بیت رهبری در زمستان سال 82 موفق گردیده نامه ای بی اساس مبنی بر اینکه همسر اینجانب می باشد از آنجا اخذ نماید و سپس با همکاری های صمیمانه،عالمانه و عامدانه نیروی امنیتی (حداد-مصطفوی،فلاح،غیاثی و ... همگی ابوالجمعی امنیت منحله) از نامه مورد اشاره سوء استفاده های عدیده بنمایند.

مضافا اینکه کلیه اسناد ،مدارک و ... که طبق صورتجلسه مورخ 8/10/82 (پیوست شماره 3) از محل کار و سکونت اینجانب توسط مامورین امنیتی خارج گردیده بر اساس نامه بیت رهبری به مشارالیها تحویل گردیده که در نتیجه با دخل و تصرف در آنها توانسته اند کلیه اموال،املاک و ... مربوط به اینجانب و خانواده پدری را به یغما ببرند.

پر واضح است که تلاش برای اخذ نامه از بیت رهبری بلحاظ بعد ارعاب آور و بازدارنده آن بوده زیرا علیرغم پیگیری های فراوان تاکنون هیچ مرجعی جرات رسیدگی به این مظلمه فاحش وصدور رای قاطع را نداشته و چون اینجانب بعنوان یک فعال سیاسی سالهاست در زندان بسر می برم با وجودی که کلیه شواهد و قراین دال بر حقانیت اینجانب است تمام مراجع مربوط از رسیدگی سرباز زده و هریک موضوع را به دیگری احاله کرده است تا از عواقب احتمالی مصون بماند!

علیهذا لازم است به سوالات 8 گانه زیر پاسخ داده شود:

1- بیت رهبری بر اساس کدام اختیارات قانونی ، شرعی یا... برای اینجانب همسر تراشیده است در حالی که زندانی هستم؟ لازم به ذکر است که زن نامبرده که مشخصات کامل،آدرس و ...وی در پرونده مطروحه در شعبه 15 و نیز شعبه 3 دادیاری اظهار نظر موجود است دارای همسر،چهار فرزند و نوه بوده و از همسرش نیز طلاق نگرفته است!

2- اصولا چرا و به چه دلیل ملک مورد بحث را پلمپ نمودند و چرا علیرغم پیگیری های مداوم پس از سه(3) سال بازگشایی شد(پیوست هایی همچون)

3- معاونت امنیت چرا اسناد و املاک نامرتبط با پرونده را از محل نگهداری آنان خارج نموده و با چه انگیزه و بر اساس کدام مستندات قانونی آنها را به مشارالیها تحویل داده کما اینکه پس از اعتراض اینجانب بخشی ا آنها را بطور ناقص از وی تحویل گرفته و با تهدید و ارعاب خواستند در ازای اخذ رسید به اینجانب مسترد دارند که زیر بار نرفتم .

4- اصولا با چه انگیزه ای طی 2 مرحله در سالهای 82 و 86 اسناد و مدارک نامرتبط با موضوع اتهام را از محل کار و سکونت خارج نموده اند؟ این در حالی است که در اولین روز پس از دستگیری در تاریخ 18/8/82 مرا به آنجا برده و آنچه را لازم دانستند با خود برده بودند.

5 – چگونه است که علاوه بر اسناد و مدارک ضمیمه پرونده (طبق صورتجلسه تنظیمی توسط سپاه)حتی برخی اوراق از هر دو پرونده ردیف های اول و دوم از لابلای آنها بیرون کشیده و به جای آنها اوراق دیگری جایگزین شده یا نشده بطوریکه بعضی از اوراق مربوط به پرونده سال 82 در پرونده سال 86 موجود است که با بر هم زدن ترتیب تقدم و تاخر اوراق،موضوع را لوث می نماید.

شایان ذکر است ادعا می شود که تمامی این فعل و انفعالات غیر متعارف بمنظور جلوگیری از طرح موضوع و تبرئه بیت رهبری از اتهاماتی است که در اثر صدور نامه مورد اشاره وارد می شود و این بهانه ای بیش نیست زیرا اینجانب تا رسیدن به حقوق حقه خود و خانواده ام از پای نخواهم نشست حتی از درون زندان رجایی شهر .

6- چگونه است که کلیت پرونده شماره 69/6/1821 دادسرای تهران-معاونت سرپرستی گم و گور گردیده است؟! شایان ذکر است علیرغم امحای اسناد و مدارک توسط مقامات امنیتی و ... این پرونده می تواند حقانیت اینجانب را اظهر من الشمس ثابت نماید هر چند که آزادی اینجانب پس از 2 روز از زندان قصر در همین رابطه به اندازه کافی گویا است.

7- آیا می شود که پس از 26 سال سکونت مستمر و بلامعارض کسی را بدون دستور مرجع قضایی از محل کار و سکونت خود محروم کرده علاوه بر اسباب و اثاثیه موجود در محل حتی لباس هایش را مصارده کرد؟!

* یادآور می شود که چون ملک بوسیله نیروهای امنیتی پلمپ گردیده بود فلذا نزد حکومت امانت بوده است و هرگونه فعل و انفعالات غیر متعارف را نیز حاکمیت بایستی جوابگو باشد زیرا ملک مورد بحث در همین دوره پلمپ بودن تخلیه و به فروش رسیده است!؟

8 – چرا هیچ مرجعی را یاری آن نیست تا مامورین امنیتی که ابتدائا اسناد را از محل خارج نموده و سپس با سوء استفاده از موقعیت شغلی و یک سری فعل و انفعالات غیر قانونی کلیه اموال،املاک، موبایل،ماشین و ... را به فروش رسانیده اند علیرغم اعلام اسامی آنها و واضح بودن ارتکاب تخلفات عدیده تحت پیگرد قرار دهد؟

اگر بر اساس قانون اساسی مردم عادی کشور و رهبر حکومت در برابر قانون مساوی اند پس چگونه است که نیروهای مستثنی شده و از مصونیت مطلق برخوردارند؟!

در پایان

لازم است کلیه اسناد،مدارک و ... طبق صورتجلسه تنظیمی سپاه به اینجانب عودت داده شده و وضعیت کلیه اموال و املاک و... خانواده پدری بویژه ملک موصوف به مدرسه به حالت سابق آن یعنی به شرایط زمان پلمپ در سال 86 بازگردد.

در این مرحله با توجه به 6 پرونده معرفی شده در ابتدای این نامه و نیز با عنایت به مواد 8 گانه ای که در سراسر این نامه عنوان شده ضمن اعلام جرم بر علیه تمامی دست اندرکاران این غارتگری فاحش بدینوسیله از صادر کننده،تایید کنده و امضاء کننده نامه صادره از سوی بیت رهبری و بناچار از شخص سید علی خامنه ای اعلام شکایت نموده خواهان رسیدگی قانونی و عادلانه هستم.

ارژنگ داودی

زندان رجایی شهر بند 3 سالن 8

18 تیر 1389

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

اخراج یکی از کارکنان شرکت واحد با اتهامات واهی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" غلامرضا جوادی یکی از کارکنان شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه با 20 سال سابقه کار با اتهامات واهی و بدون طی هرگونه پروسه حقوقی از کار اخراج شد.

آقای غلامرضا جوادی 45 ساله ودارای 20 سال سابقه کار است که در تعمیرگاه سامانه 2 مشغول به کار بود او در طی این مدت بنابه گفته خود و همکارانش با جدیت و تلاش زیاد کار خود را پیش می برده است.ولی نسبت به شرایط ضد کارگری حاکم معترض بود.

مرشدلو یکی از اعضای حراست شرکت واحد که شعبه ای از وزارت اطلاعات در شرکت اتوبوسرانی تهران می باشد با نسبت دادن اتهامات واهی او را نزد سرگرد پاسدار یحیی عظیمی رئیس کمیته انظباطی مرکز می فرستد. این فرد بدون اخطار قبلی او را از کار اخراج می کند.

آقای غلامرضا جوادی اول تیرماه از شرکت واحد اخراج می شود او نسبت به این عمل غیر قانونی به اداره کار شکایت می کند و روز 16 شهریور هیئت تشخیص اداره کار اتهامات واهی رئیس کمیته انضباطی سرگرد پاسدار یحیی عظیمی را رد می کند و با برگشت به کار او موافقت می کند.آقای جوادی دچار ناراحتی قلبی و عصبی می باشد.

حراست شرکت واحد و کمیته انظباطی درسرکوب، ایجاد محیطی خفقان آور ، دستگیری،پرونده سازی و اخراج کارگران نقش فعالی دارند و اعضای این دو نهاد سرکوبگر مورد نفرت کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه می باشند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،اخراج کارگران که به دلیل اعتراض نسبت به شرایط ضد کارگری ، برده وار و دفاع از حقوق خود دستگیر،زندانی و اخراج می شوند را محکوم می کند و از سازمان جهانی کار خواستار اقدامات عملی برای حفظ و حراست از قوانین بین المللی که توسط رژیم ولی فقیه نقض می شود،می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

28 شهریور 1389 برابر با 19 سپتامبر 2010

گزارش فوق به سازمان جهانی کار ارسال گردید


http://hrdai.net

info@hrdai.net

http://hrdai.blogspot.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است