۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه

حضور گسترده مردم در مراسم گرامیداشت سالگرد جان باخته راه آزادی مسعود هاشم زاده

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" بعد از ظهر امروز با حضور تعداد زیادی از مردم مراسم گرامیداشت سالگرد شهید راه آزادی مسعود هاشم زاده در منزل پدری و آرامگاهش برگذار شد و حاضرین آرامگاه او را گل باران کردند

روز یکشنبه 30 خرداد ماه تعداد زیادی از مردم در منزل و آرامگاه جان باخته راه آزادی مسعود هاشم زاده در روستای خشک بیجار حضور یافتند و سالگرد او را گرامی داشتد.این مراسم از ساعت 17:00 در آرامگاهش آغاز شد. در این مراسم علاوه بر خانواده ، بستگان ، دوستان و مردم شهر ،مادران عزادار تهران،کرمانشاه و رشت شرکت داشتند.

ابتدا حاضرین با نثار گل و روشن کردن شمع بر آرامگاه این جان باخته راه آزادی ادای احترام کردند. سپس بر خلاف مراسم سنتی، حاضرین با سر دادن سرودهای انقلابی و ملی یاد وخاطره این جانباخته راه آزادی را گرامیداشتند . از جمله سرودهای که در آنجا خوانده می شد ؛باز اومد بهارون، مرغ سحر و سرودهای مختلف دیگر بود.

این مراسم در روستای خشک بیجار از توابع شهرستان رشت زادگاه پدری این شهید راه آزادی که در آن خفته است برگزار شد.مراسم تا ساعت 19:00 ادامه داشت.

لازم به یاد آوری است شهید راه آزادی مسعود هاشم زاده سال گذشته در تهران همراه با ده ها نفر دیگر به گلوله بسته شد و جان باخت. به گلوله بستن مردم در پی فرمان علی خامنه ای در روز 29 خرداد ماه صورت گرفت.برای پوشاندن جنایت علیه بشریت که در طی سال گذشته صورت گرفته بود خانواده های جان باختگان هنوز از انجام آزادانه مراسم سالگرد عزیزانشان محروم هستند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

30 خرداد 1389 برابر با 20 ژوان 2010


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

اعلان انزجار از اسلام سیاسی (بیانیه جدید آقای بروجردی از زندان)

با عرض ادب و احترام به پیشگاه آفریدگاری که بشر را با نسخه « و لقد کرّمنا بنی آدم » مورد حرمت و مکرمت قرار داد و هرگز راضی به خفت و خواری او نشد.

با تمام وجودم به تبلیغ پروردگاری پرداخته ام که فرامینش آسایش انسان را اعتلا داده و لوایش « لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم » بوده و هیچگاه آمریتی در آزار و اذیت اشرف مخلوقات نداشته و همواره گل سرسبد خلقت را تکریم و تقدیر نموده و هیچوقت قانونی در مسیر سختی و ایذاء خلایق، ارسال نکرده است.

سالهای متمادی از اشتغالم به مواعظ دینی و اشاعه فرهنگ اصیل مذهب مسالمت آمیز می گذرد؛ همواره در ابلاغ الطاف و عطایای خداوندی به بندگانش عمرم را صرف نموده و بدون انتظارات مادی و نفسانی، فداکارانه به جذب مردم زمین خورده و حیرت زده مبادرت کرده ام. توفیقات الهی در رسالتم، آنچنان شد که بدون بهره گیری از رسانه های جمعی، انبوهی از هموطنانم را در مجالس معنوی گرد می آوردم تا آنجا که باعث هراس شریعتمداران تنگ نظر گردید و تحمل اجتماع مومنین گریزان از مذهب خشونت طلبان را از دست دادند و با قوای قهریه خویش، به انهدام مواضع و شعائر اسلام ناسازگار با سیاست پرداختند که در این راستا، اطفال چندماهه را نیز به قساوت تمام، آزردند، جوانان را به شکنجه گاه ها بردند، به کهنسالان رحم نکردند و عده ای را نیز به قتل رساندند.

امروز، سئوال من از شما سردمداران دین دولتی این است که چگونه به خود اجازه می دهید تا در امور داخلی دیگر کشورها به عناوین مختلف دخالت کنید در حالیکه هیچ صدای مستقلی را در مملکت نمی توانید بشنوید و با واکنشهای سریع و همه جانبه به سرکوب آن می پردازید! ایرانی در وطن خود، مجاز به پیروی از عقائد و افکار منفک از مذهب حکومتی نمی باشد و استقلالی در تفکرات خصوصی و حتی رأی خود ندارد؛ همه ابعاد زندگیش را خطوط قرمز زیاده خواهان و سلطه طلبان احاطه کرده و اگر صدای کسی به اعتراض و انتقاد بلند شود در اوین با انواع فشارها و عذابها، نابود می گردد! اگر از دنیای آزادگان و جهان نگران بشر، مدد بخواهد به جاسوسی متهم می شود و از سوی دیگر هر نوع پژواك و حمایت دلسوزانه مجامع بین المللی از مطالبات ضروري ايرانيان، چشم داشت امپریالیسم و صهیونیسم تلقی می گردد! ولی سرازیر کردن اموال ملت به جیب های مبلغين و عمال داخلی و خارجی، کاری مشروع و معقول محسوب می شود!

ایجاد پایگاه های تبلیغی و نظامی در اقصی نقاط دنیا به قیمت خالی کردن سفره های صاحبان حقیقی و حقوقی بیت المال، خلاف سنت رحمانیت الهی می باشد و بدبین کردن جامعه به شرایع آسمانی که نتیجه اسلام استبدادی است ظلم عظیم و نابخشودنی به بشریت و کردگار مهربان می باشد.

اینجانب که در معرض کوری و فلجی قرار دارم، بار دیگر نفرت و انزجار خود را از هر نوع دین و آئینی که مردم را به زحمت بیندازد و سبب فروپاشی زندگی ملت گردد و کام هم میهنان مظلوم و محروم را تلخ نماید، اعلام می دارم.

سید حسین کاظمینی بروجردی

یورش مامورین حراست به منزل مادر فعال سندیکای زندانی سعید ترابیان

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"یورش مامورین وزارت اطلاعات تحت عنوان حراست شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه به منزل مادر سعید ترابیان و اذیت وآزار و توهین او، باعث اعتراض همسایه ها و فرار مامورین گردید

روز شنبه 29 خرداد ماه حوالی ساعت 16:00 مامورین وزارت اطلاعات تحت عنوان حراست شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه به منزل مادر سعید ترابیان مسئول روابط عمومی شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه یورش بردند و این مادر سالخورده و بیمار را مورد اذیت و آزار و توهین قرار دادند.

این مسئله باعث شد که همسایه های این مادر نسبت به رفتارها و اعمال مامورین وزارت اطلاعات که تحت عنوان حراست شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه عمل می کنند اعتراض کنند. اعتراضات همسایه ها به حدی شدید بود که مامورین حراست وحشت زده منزل را ترک و فرار کردند.

مادر آقای سعید ترابیان مسئول روابط عمومی سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران حدودا 60 سال سن دارد و از نارحتی قلبی رنج می برد و تنها زندگی می کند. این مادر همچنین از بی خبری از وضعت فرزندش در نگرانی فزآینده ای بسر می برد.

روز گذشته همسر آقای رضا شهابی مسئول مالی سندیکا شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه به دلیل ربوده شدن همسرش توسط حراست این شرکت علیه آنها شکایت کرد.فردی که در دستگیری فعال سندیکایی رضا شهابی نقش داشت مرشدلو نام دارد او از مامورین وزات اطلاعات است که تحت نام حراست شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه فعالیت می کند.

علیرغم مراجعات مکرر خانواده های شهابی و ترابیان به ارگانهای مختلف برای پیگیری وضعیت عزیزانش تا به حال هیچ جواب مشخصی به آنها داده نشده است. گفته می شود که پرونده این دو فعال سندیکایی به شعبه 2 بازپرسی دادگاه انقلاب مستقر در زندان اوین ارجاع داده شده است.

لازم به یادآوری است که علاوه بر سعید ترابیان و رضا شهابی دو تن از رهبران سندیکای اتوبوس رانی تهران و حومه آقایان منصور اسالو و ابراهیم مددی تنها به دلیل حق داشتن سندیکای کارگری چند سال است که در شرایط طاقت فرسایی در زندانهای اوین و گوهردشت زندانی هستند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش به خانواده ها و بی اطلاع نگه داشتن آنها از عزیزانشان را محکوم می کند و ازکمیسر عالی حقوق بشر ،گزارشگران ویژه دستگیریهای خودسرانه و شکنجه سازمان ملل متحد و سازمان جهانی کار خواستار اقدامات عملی برای آزادی بی قید و شرط فعالین سندیکایی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

30 خرداد 1389 برابر با 20 ژوان 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

سازمان جهانی کار

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

به محاصره در آوردن دانشگاه شریف و پلی تکنیک توسط نیروهای سرکوبگر

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" به مناسبت سالگرد گرامیداشت کشتار 30 خرداد که به فرمان علی خامنه در 29 خرداد ماه صادر شد نیروهای سرکوبگر وی دانشگاه پلی تکنیک و دانشگاه صنعتی شریف را به محاصره خود درآورده اند.

روز یکشنبه 30 خرداد ماه از حوالی ساعت 11:00 صبح تعداد زیادی از نیروهای سرکوبگر، دانشگاه های پلی تکنیک و دانشگاه صنعتی شریف را به محاصره درآوردند. دانشگاه امیر کبیر در محاصره نزدیک به200 نفر از نیروهای سرکوبگر که با تجهیزات کامل سرکوب می باشند قرار دارد.

همچنین نیروهای ویژه سپاه پاسداران (لباس شخصیها) و بسیجیهای و سایر نیروهای سرکوبگر دانشگاه صنعتی شریف را در محاصره خود گرفته اند.

نیروهای سرکوبگر ولی فقیه با توقف در مقابل درب دانشگاه قصد دارند که مردم را از اعتراضات دانشجویان در درون دانشگاه را مخفی نگه دارند.

مردم تهران و دانشجویان قصد دارند که با حضور و اعتراضات گسترده سالگرد شهدای 30 خرداد را گرامی بدارند. سال گذشته علی خامنه ای ولی فقیه در روز 29 خرداد ماه دستور قتل مردم ایران را بصورت علنی صادر نمود و در پی آن بود که نیروهای سرکوبگر او بر روی مردم آتش گشودند و ده ها نفر از مردم تهران را به خاک و خون کشیدند. که از جملۀ آنها شهید راه آزادی ندا اقا سلطان بود که مظلومیت ملت ایران را به جهانیان نشان داد و جهان را از جنایتهای عریان و ضد بشری که در ایران جریان دارد آگاه نمود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

30 خرداد 1389 برابر با 20 ژوان 2010


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

پيام جمعی از زندانيان سیاسی زندان گوهردشت كرج بمناسبت سي خرداد

بنام خدا

آزادي حق طبيعي و مشروع مردم است و سركوب حربه اي ضد بشري است در دستان ديكتاتورها –سي خرداد يادآور روزي است كه رژيم استبدادي حاكم بر ايران فضاي سياسي كشور را آنچنان بحراني كرده بود وآزادي ها را خفه كرده بود كه اپوزيسيون دردفاع از آزادي جز مقابله به مثل چاره ديگري نداشت .

اكنون 29 سال از آن حادثه ميگذرد وبر همگان ثابت شده است كه افعي كبوتر نمي زايد ، در طي اين سالها اظهارنظرهاي متفاوتي در مورد اين رخداد شده است ولي يك چيز تاكنون ثابت و بدون تغيير مانده و آن هم موضع مستبدانه و سركوبگرانه رژيم حاكم بر ايران ,دربرابر خواست آزاديخواهانه و حق طلبانه مردم ايران است و نگراني هاي فزاينده جامعه بين المللي از كنش هاي سركوبگرانه و جنگ طلبانه اين رژيم .

واكنون مجموعه عملكرد انحصارطلبانه عمال رژيم فضاي سياسي كشور را بقدري خصمانه و بحراني كرده كه ميرود كه فاجعه اي ديگري رخ دهد . در اين وضعيت پيوستن به مقاومت تنها راه نجات مردم ايران است . رژيم بايد بداند آتشي را كه مي افروزد تنها مردم را نمي سوزاند .

علي صارمي-علي معزي – ميثاق يزدان نژاد وجمعی از زندانيان سياسي زندان گوهردشت کرج

29 خرداد 89

انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

۱۳۸۹ خرداد ۲۸, جمعه

افسادیه قوه قضائیه در باب لغو مرخصی زندانیان

سالیانی است که شاهد پایمال شدن و لجن مالی ارزشهای اخلاقی و انسانی و مقدسات مذهبی توسط فرهنگ رژیم ساخته در جامعه خود هستیم . فی المثل ربا و رشوه ،اختلاس و دزدی ،چپاول و غارت ،گرانی و تورم ،تبعیض و پارتی بازی ،بی قانونی وبی عدالتی،ریا و دروغ ،چاپلوسی و تملق از بالا به پایین سرایت کرده و در کل جامعه نهادینه شده است .

خونهای ناحق و احکام ظالمانه بی دادگاهها و اعدام وزهر چشم گرفتن و شکنجه و سرکوب هم که علی الدوام پایۀ ثابت حاکمیت است . مقام و منزلت ائمه اطهار بعنوان مداحی های موهن و بی سر و ته مورد اهانت و جسارت واقع شده و قرآن کریم به ابزار تمرین سوت و آواز و مسابقه و جایزه تبدیل شده است.

به فرموده امام علی علیه السلام :«يأتي علي الناس زمان لايبقي فيهم من القران الا رسمه و من الاسلام الا اسمه و مساجدهم يومئذ عامره من البناء خراب من الهدي...».

بر مردم زمانی فرا رسد که از قرآن جز رسم و خطش و از اسلام جز نامش باقی نماند و مساجدشان در آن روزگار از لحاظ ساختمان آباد و از نظر هدایت وضعش خراب است و چنین مسجد روندگان و مسجد سازانی بدترین اهل زمین خواهند بود (نهجه البلاغه)

در این ستم سرا که ایرانش نامند بر اثر رواج گسترده فقر و فساد وفحشا و اعتیاد آمار جرم و جنایت هم که زائیده همین نظام ظالم است بسیار بالا رفته و قربانیان نگون بخت محصول این سیستم روز به روز زندانها را انباشته تر می سازند بطوری که در سالن بندهای زندان گوهردشت موسوم به حسینیه به هر نفر کمتر از یک متر مربع جا می رسد و سر ریز آنها در راهروها می خوابند و در هنگام بازدیدها ی صوری هم زندانيان را به اجبار به حیاط می فرستند تا نمودی نداشته باشد.

به ازای هر 80 نفر هم یک دستشوئی است به اضافه قطع متناوب آب ،بگذریم از انبوه پرونده های معطل و بلاتکلیف و بگذریم از وضع اسف بار شپش و بهداشت و درمان و تغذیه و ضرب وشتم و آویزان کردن خودسرانه زندانیان و وضع اندوهبار بندهای زنان و نوجوانان بی پناه و رواج گسترده و عمومیت مواد مخدر در زندانها تا 20 برابر قیمت و خودزنی ها و خودکشی ها و قتلهای داخل زندان و کذا و کذا .

حال چنین نظامی و دم و دستگاهی که خود مسبب فساد و جرم و جنایت است مدعی شده است که با مشروط کردن مرخصی زندانیان عادی به کسب امتیازات قصد اصلاحی و تربیتی دارد و به این منظور به اصطلاح اصلاحیه ای را در 17 ماده و 10 تبصره در تاریخ 21 اردیبهشت 89 به تصویب قوه قضائیه رسانیده است.

این اصلاحیه مرخصی های پیشین زندانیان را ملغي ساخته و یادآور شده که مرخصی حق زندانی نبوده و تنها در صورت کسب امتیاز به زندانی تعلق می گیرید در ذیل ماده 214 این افسادیه طی شماره های 4 و 6 و8 و 10 و 11 یک سری امتیازات هم برای شرکت در نماز جماعتی که با وضعی اهانت بار و بوسیله لوده ای دلقک مآب در تنها معبر عمومی زندانیان برگزار می شود در نظر گرفته شده و نیز امتیازاتی هم برای شرکت در قرائت قرآن و بعضی مراسم دیگر. آخر شما ام الفساد ها را چه به اصلاح و تربیت ،شما که به هر چه دست بزنید آلوده و از محتوا تهی می شود.

چرا نماز را که باید قربتا الی الله باشد تبدیل به ابزاری می کنید برای کسب امتیاز جهت مرخصی و ملاقات حضوری و غیره تا در مرحله بعد دکانی بشود برای خرید و فروش این امتیازها و تبعیضات و بعد هم به جان هم انداختن زندانیان. چرا فرهنگ ریا و چاپلوسی و آدم فروشی را جا می اندازید؟چرا بر خلاف تعظیم شعائر اصرار بر تحقیر و تخریب شعائر دارید؟

هر کس هم که حاضر به آوردن تشویقی نباشد از ملاقات حضوری و امکانات ناچیز محروم می شود و هر کس هم اعتراضی به موارد فوق داشته باشد همچون رضا جوشن با تنبیهات داخل زندان مواجه شده وبه مکانهای نامعلوم و دربسته موسوم به بند فرعی منتقل می شوند . بدون هیچگونه امکانات و ارتباط و محروم از هرگونه ملاقات و تماس با خانواده.

آخر مگر هر آنچه تا به حال بر سر مقدسات و ارزشها آورده اید کم بوده که دست از چرک آلود کردن نماز یومیۀ مردم هم بر نمی دارید.گویا ما سر خود را درد می آوریم براستی در رژیمی که حفظ خود را با همۀ پلیدي هایش اوجب واجبات میداند چه جایی برای حفظ حریم مقدسات و عبادات باقی می ماند.

وذرالذين اتخذوا دينهم لعبا ولهوا وعزتهم الحيوه الدنيا / و واگذار آنها را کی دین خود را به بازیچه و سرگرمی گرفته اند و زندگی دنیا مغرورشان ساخت البته آنها سر انجام گرفتار نتیجه عملکردها و کفر ورزیهاشان شده و کیفرشان را همچون نوشیدنی جوشان و عذابی دردناک خواهند دید (انعام 70)

زندانی سیاسی علی معزی

26 خرداد 1389

انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

گزارش مراسم سالگرد شهيد كيانوش آسا (مادران عزادار)






در اولين سالگرد شهداي 25 خرداد درحاليكه جمعي از مادران عزادار در بهشت زهرا بر سر مزار شهدا در تهران حضور يافتند جمعي ديگر از مادران به كرمانشاه رفتند تا در اولين سالگرد شهادت كيانوش آسا بر سر مزار اين شهيد حضور يابند و جهت بزرگداشت ياد و خاطره اين شهيد با خانواده اش همراه گردند .

قبل از حركت ، از آزادي كامران آسا مطلع و بسيار خوشحال مي شويم اما در بدو ورودمان باخبر مي شويم خانواده كيانوش در رابطه با برگزاري مراسم با مشكلات بسياري روبرو شدند و برادر بزرگ كامران و كيانوش چندين بار به اطلاعات و آگاهي و ... فراخوانده شده و حتي تا مرز گرفتن تعهد از آنها پيش رفتند . مراسم در مسجد و سپس در تالار يكي پس از ديگري لغو شد تا در نهايت خانواده مجبور شدند مراسم را در منزل شخصي برگزار نمايند . علاوه بر فراخوانده شدنشان توسط اطلاعات و ... نيروهاي امنيتي به دفعات به در منزل آمده و با درخواست هاي مكرر باعث سلب آرامش خانواده شده بودند .

حوالي ساعت 8:30 روز 25 خرداد به اتفاق خانواده كيانوش بر سر مزار بوديم كه خانواده متوجه مي شوند با اسيد به سنگ قبر كيانوش تعرض شده است و اين موضوع باعث آزردگي شديدشان مي شود . برادر بزرگ كيانوش به نيروي انتظامي كه در آرامگاه و در نزديك مزار كيانوش حضور داشتند مراجعه و يكي از آنها را با خود آورده و به او معترض مي شود : "بيش از ده روز است كه ما را به همه مراكز امنيتي و اطلاعاتي مي بريد و از ما مي خواهيد دست از پا خطا نكنيم و مراقب باشيم . چه كسي بايد مراقب اينجا باشد ؟ متولي اينجا كيست ؟ چرا برخي به راحتي مجوز اين كار را مي يابند و حتي تذكر هم نمي گيرند ولي ما حتي براي برگزاري مراسم بزرگداشت تا اين حد زير فشار قرار مي گيريم . "

او براي كساني كه اين تعرض را انجام دادند يادداشتي بر روي اطلاعيه برگزار مراسم سالگرد كيانوش نوشت كه به شرح زير است :

به نام حق

كسي كه به قبر اين جوان نخبه و شايسته وطن تعرض نموده است ،‌ فرد يا افرادي بدبخت ،‌ بيچاره ،‌ عقب افتاده از جامعه و افرادي از خدا بي خبر هستند .

كيانوش يك كارشناس ارشد براي وطن و انقلاب بود و آنها كساني هستند كه به نام .... مردم را از دين و انقلاب دور مي سازند .

«خانواده آسا»

زماني كه بر سر مزار كيانوش بوديم در فاصله كمي دورتر شاهد حضور خانواده ديگري بر سر مزاري ديگر بوديم كه دردمندانه سوگواري مي كردند و متوجه مي شويم آنها خانواده حسين طهماسبي شهيدي ديگر از شهداي 25 خرداد هستند كه در كرمانشاه به شهادت رسيد .

يكي از اقوام تعريف مي كند : "حسين فارغ التحصيل رشته حسابداري در مقطع كارداني بود كه روز 25 خرداد با تعدادي از مردم در يكي از خيابانهاي كرمانشاه حضور داشت ، نيروهاي گارد ويژه دو طرف خيابان را مي بندند و آنها را محاصره كرده ،‌به ازاي هر نفر تقريبا ده گارد با باتوم و لگد به جانشان مي افتند . وقتي حسين به خانه مي رسد اثر لگدها و جاي پاهاي گارد بر روي شكمش كاملا پيداست . مادر اصرار به مراجعه به پزشك را دارد ولي حسين نمي پذيرد و فكر مي كند حالش خوب مي شود . مادر حسين تا ساعت 2 نيمه شب كنار حسين مي ماند و بعد مي خوابد . ساعت 9 صبح وقتي براي بيدار كردن حسين مي رود ميبيند حسين ديگر هرگز برنخواهد خواست . "

حسين براثر ضربه مغزي به شهادت مي رسد ولي پزشكي قانوني علت مرگ را سكته در خواب اعلام مي كند .

كمي كنار خانواده حسين طهماسبي مي مانيم و بعد از آنها خداحافظي مي كنيم .

مراسم بزرگداشت كيانوش حوالي ساعت 17 در اوج شكوه برگزار شد و علي رغم اينكه فضاي كاملا امنيتي بر كوچه و خيابان اطراف منزل برقرار بود مردم كرمانشاه حضور گسترده اي يافتند .

در وسط حياط منزل ميزي قرار داده شد كه كفش ،‌كوله ها ،‌ تنبور و تعدادي از كتابهاي كيانوش بر روي آن قرار داشت .

در پايان مراسم موسيقي عرفاني اجرا شد كه حال و هواي خاصي به مجلس بخشيد .

ما بعد از شام كه شامل غذاي نذري (عقيقه) بود از خانواده كيانوش و از پذيرايي گرم و صميميشان تشكر كرده و با اميد به اينكه اين بار در شادي و جشنشان شركت كنيم از آنها خداحافظي كرديم .

يك مادر عزادار

25 خرداد 1389

انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193