۱۳۸۸ تیر ۲۶, جمعه

ادامه یافتن اعتراضات گسترده شبانه در تهران

بنابه گزارشات رسیده اعتراضات مردم تهران که از صبح امروز آغاز شده بود به اعتراضات شبانه امتداد یافت و مردم امشب در خیابانها ،کوچه و پشت بامها قرار گرفتند و اعتراضات گسترده خود را ادامه دادند.

گزارش کوتاهی از اعتراضات امشب که به قرار زیر می باشد: اعتراضات امروز مردم در نماز جمعه و بعد از آن ادامه یافت . مردم از زن ، مرد، كودك در خيابان هاي اصلي همچون خيابان انقلاب و ولي عصر و آزادي ، ونك ، مطهري ، فلسطين حضور یافتند و به اعتراضات باشکوه خود ادامه دادندو سرکوبگران را به وحشت انداختند .

امشب طبق روال هر شب مردم از ساعت 22 صداي الله اكبر ، مرگ بر ديكتاتور و كشتي جوانان وطن الله اكبر كردي هزاران تن در كفن الله اكبر مرگ بر تو مرگ بر تو خود را بلند تر كرده اند.

امشب علاوه بر پشت بام ها و كوچه ها صداي شعارها در خيابان هاي اصلي نيز شنيده مي شود و راننده ها با بوق زدن در خيابان با مردم همراهي مي كنند كه حتي بعد از ساعت 22:30 سر دادن شعارها ادامه دارد.

امشب تعداد نيروهاي بسيج بيشتر از شب هاي ديگر است كه در مواردي كه مردم پراكنده مي شوند به خصوص در خيابان هاي فرعي با باتوم به مردم حمله مي كنند .
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
26 تیر 1388 برابر با 17 ژولای 2009



http://hrdai.blogspot.com
http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193

گزارشی از اعتراضات گسترده مردم تهران



گزارشی از اعتراضات گسترده مردم تهران در دانشگاه و خیابانهای اطراف آن که از صبح امروز شروع شده و همچنان ادامه دارد.
ساعت 10:50 از سمت آزادي به سمت انقلاب حركت كرديم .نزديك به ميدان انقلاب نيروهاي گارد و بسيج پشت سر هم ايستاده بودند و سر خيابان دانشگاه يك ماشين آتش نشاني نيز مستقر شده بود در نزديك دانشگاه تهران جمعيت گاردي ها و لباس شخصي ها بيشتر مي شد.در داخل جمعيت و به خصوص كوچه هاي اطراف دانشگاه تهران لباس شخصي ها حضور داشتند..از ميدان اصلي انقلاب و ميدان ولي عصر به سمت دانشگاه تهران مسير هاي عبور و مرور را بسته بودند و مردم پاي پياده اما به صورت جمعي حركت مي كردند در ساعت 11:15 صحن اصلي دانشگاه تهران كه محل نماز جمعه بود پر شده بود .جمعيت رفته رفته بيشتر مي شد تا جايي كه خيابانها و كوچه هاي اطراف دانشگاه تهران مثل خيابان قدس و كوچه هاي آن ، قريب، 16 آذرو كوچه هاي آن و حتي بلوار كشاورز ، فلسطين مملو از جمعيت بود. و دائما به تعداد جمعيت افزوده مي شد. حتي تعدادي از نرده هاي اطراف دانشگاه بالا رفتند و با صداي بلند شعار مي دادند سخنراني هاشمي كه شروع شد مردمي كه درداخل و بيرون دانشگاه بودند شعار مرگ بر ديكتاتور را سر دادند كه هاشمي اعلام كرد به خاطر نمازگزاران نشسته در خيابان هاي اطراف و مسائل امنيتي شعار ندهيد و اينجا هستم تا حرف دل شما را بزنم مردم داخل دانشگاه تا حدي آرام شدند اما مردم در بيرون دانشگاه او را هو كردند وبه دادن شعارهاي خود ادامه دادند شعارهايي چون مرگ بر ديكتاتور ، الله اكبر، مرگ بر خامنه اي ، برادر شهيدم رأيتو پس مي گيرم ، مي كشم مي كشم آنكه برادرم كشت را فرياد مي زدند.ساعت 13:40، 3 گاز اشك آور در خيابان 16 آذر شليك شد. كه صداي شعار الله اكبر و مرگ بر ديكتاتور بالا رفت. زماني كه رفسنجاني در مورد كشتارهاي چين صحبت كرد مردم شروع كردند به سر دادن شعار مرگ بر چين و مرگ بر ديكتاتور و زماني كه در مورد انقلاب و برگرداندن اعتماد مردم به نظام و حكومت و انقلاب صحبت كرد اعتراضات مردم شدت گرفت و مرگ بر خامنه اي و مرگ بر ديكتاتور را سر دادند.موقع نماز مردم در خيابان هاي اطراف شعار مي دادند و خواندن نماز پشت به اقامت رفسنجاني را قبول نداشتند بعد از نماز اكثر مردم با دادن فحش و بد و بيراه به رفسنجاني از دانشگاه خارج شدند و به جمعيت بيرون پيوستند و همگي در حالي كه دستها را به نشانه پيروزي بالا برده بودند شعار زنداني سياسي آزاد بايد گردد .مي كشم مي كشم آنكه برادرم كشت .برادر شهيدم رأيتو پس مي گيرم .مرگ بر ديكتاتور .مرگ بر خامنه اي .نترسيد نترسيد ما همه با هم هستيم .مرگ بر چين مرگ بر روسيه سر مي دادند.
ساعت 14:30 لباس شخصي ها شروع به حمله به سمت مردم كردند در حالي كه باتوم به دست داشتند و كلت به كمر بسته بودند با باتوم به جان مردم به خصوص زنان و دختران افتادند و بيشتر به سر و صورت مي زدند در عرض 15 دقيقه 13 نفر را كه 7 نفر زن بودند از ناحيه بيني و سر مجروح كردند.لباس شخصي ها به صورت جمعي سوار بر موتوراز جلو و عقب به جمعيت حمله مي كردند و مردم با دادن شعار نترسيد نترسيد ما همه با هم هستيم همديگر را به ايستادگي در برابر حمله آنها دعوت مي كردند .در خيابان ولي عصر مردم 3 موتور نيروهاي گارد را به آتش كشيدند.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
26 تیر 1388 برابر با 17 ژولای 2009





http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193

اعتراضات گسترده در نقاط مختلف تهران ادامه دارد



بنابه گزارشات رسیده از تهران از صبح امروز تعداد زیادی از مردم تهران و شهرستانهای اطراف به سوی دانشگاه تهران حرکت کردند و علیه استبداد حاکم اعتراض کردند.
از صبح امروز تعداد زادی از مردم که تخمین زده می شود به چند صد هزار نفر می رسند در دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف آن تجمع کردند. مردم معترض در دادنشگاه تهران و اطراف آن از ابتدا شروع به سر دادن بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور و زندانی سیاسی آزاد باید گرددرا دادند.
بعد از نماز جمعه مردم از آنجا خارج شدند و در خیابانها شروع به راهپیمائی نمودند .خیابانها از مردم موج می زد . و مردم شعارهای مختلفی سر می دادند. مرگ بر دیکتاتور، شعارهایی مانند ایرانی می میرد ذلت نمی پذیرد، مرگ بر شوروی،مرگ بر روسیه،زندانی سیاسی آزاد باید گردد.مردم در نقاط مختلف به اعتراضات خود ادامه میدهندو اعتراضات به نقاط دیگر تهران گسترش یافته است.
از طرفی دیگر نیروهای سرکوبگر گارد ویژه،سپاه پاسداران ،بسیج و لباس شخصیها به سمت مردم یورش می برند و آنها را آماج باتومهای خود قرار می دهند و بصورت زیادی اقدام به شلیگ گاز اشک آور می کنند.در اثر این یورشها تعداد زخمی شدند و همچنین تعداد زیادی در نقاط مختلف دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل شدند. دستگیریها از صبح امروز آغاز شد و مامورین وزارت اطلاعات اغلب، افراد از پیش تعیین شده را دستگیر می کنند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به اعتراضات مسالمت آمیز مردم و مورد ضرب وشتم قرار دادن آنها ودستگیری تعداد زیادی را محکوم می کند و ازدبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اقدامات لازم برای پایان دادن به سرکوب خونین مردم ایران است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
26 تیر 1388 برابر با 17 ژولای 2009




http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193

دانشجوی زندانی در شرایط سخت و طاقت فرسایی بسر می برد



بنابه گزارشات رسیده ازبند 209 زندان اوین،دانشجوی زندانی آدرین جلالی همچنان در بند 209 زندان اوین تحت اذیت وازار بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد.
آدرین جلالی 25 ساله دانشجوی فوق لیسانس علوم کامپیوتر دانشگاه تهران، 24 خرداد ماه مامورین وزارت اطلاعات با یورش به منزل آنها او را دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 منتقل کردند. او در روزهای اول دستگیری تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت و همچنین تا مدت زیادی از محل بازداشت و شرایطش خبری در دست نبود. از طرفی دیگر به دلیل حجم گستردۀ دستگیریها در حال حاضر چندین نفر را در یک سلول نگهداری می کنند زندانیان سیاسی را در شرایط بسیار سختی قرار داده اند.
از طرفی دیگر خانواده آقای جلالی از زمان دستگیری فرزندشان بصورت روزانه به دادگاه انقلاب و اوین مراجعه می کنند و تقریبا تمامی روز را در دادگاه انقلاب و زندان اوین بسر می برند.در اثر پیگیریهای مستمر خانوادۀ آقای جلالی اخیر به خانواده اش ملاقت کوتاه کابینی با حضور بازجویان داده شد.
لازم به یادآوری است آدرین جلالی از دانشجویان ممتاز است .او که عضو تیم ریسک یو سیمولیشن روبوکوپ مسابقات جهانی ژاپن و همچنین مسابقات آ.سی.ام غرب آسیا بود،و از دانشجویان ممتاز لیسانس و فوق لیسانس بوده.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ادامۀ بازداشت دستگیر شدگان اخیر را محکوم می کند و خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط تمامی آنها است و از دبیر کل سازمان ملل و مراجع بین المللی برای متوقف کردن سرکوب خونین و گسترده مردم ایران اقدام نمایند.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
26 تیر 1388 برابر با 17 ژولای 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر


http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193

برخاستن، هوشيار بودن و به راه افتادن



پديده ي انتخابات در هر يك از مراحل سه گانه اش باعث يك واكنش بزرگ و شگفت انگيز در جامعه شده است. در مرحله برگزاري باعث بپاخاستن جامعه، در مرحله اعلام نتايج باعث هوشياري و آگاهي و در مرحله واكنش ها به تقلب، باعث به راه افتادن جامعه شده است. انتخابات و مراحل سه گانه آن در حكم يك بينه آشكار ساز و شفاف كننده عمل كرده است كه به طور كلي فاز جامعه ما را در ابعاد تاريخي بالا برده و نشان داده است كه جامعه در حال پوست انداختن و زمانه در حال عوض شدن است و به عبارتي مهلت تاريخي نظام حاكم در حال به پايان رسيدن است. با نگاهي دقيق به مرحله اول يعني مرحله برگزاري انتخابات و جريانات شركت كننده و حتي تحريم كننده آن كه در مجموع جامعه را به هيجان آوردند و براي تغيير و تعيين تكليف آماده كردند، طيف هاي متفاوت و متضاد زير قابل شناسايي و صورت بندي است:
در منتهي اليه راست، جرياني قرار داشت كه نه به قصد انتخاب شدن بلكه به قصد منتخب ماندن در انتخابات شركت كرده بود. جريان راست افراطي به همراهي و معاونت بخش وسيعي از راست سنتي و در مجموع مدعي اصول گرايي با كانديداتوري احمدي ن‍ژاد، به انتخابات صرفا به عنوان تشريفاتي نگاه مي كرد كه مي بايست مهر تاييد مجددي به حاكميت آن ها بزند. آن ها از همان آغاز هم خيال نداشتند كه به آراء مردم اعتنايي بكنند. مردم مدت هاست براي آن ها صرفا گله گوش به شبان تلقي مي شوند. اينان كه بر مصادر قدرت و منابع ثروت در اين كشور مسلط بودند و هستند خودشان را معتقدين و مدافعين اصلي نظام حاكم معرفي كردند و البته حق هم دارند چون نظام چيزي جز خودشان نبود و نيست. شعارهاي پوپوليستي، هوچي گري، پول پخش كني، پرده دري و در نهايت تقلب ابزار كار آن ها در اين كارزار بود. اين ها به سهم خودشان و به دليل ترس از پايين كشيده شدن سعي كردند هر چه بيشتر جلب آرا كنند تا بار تقلب پيش رو سبك تر شود.
طيف بعدي كه البته واژه طيف هم براي آن ها اندكي زيادي جلوه مي كند، يكي از زوائد و حواشي جريان قبلي بود كه با كانديداتوري رضايي وارد عرصه انتخابات شد. اين فرد و حاميان اندكش نه به لحاظ اقتصادي ـ طبقاتي و نه به لحاظ اجتماعي ـ سياسي و نه به لحاظ فرهنگي ـ عقيدتي هيچ جريان و حتي طيف مستقل به حساب نمي آمد و از جانب هيچ جرياني در داخل نظام و چه حواشي آن حمايت هم نشد. به نظر مي آمد كه آن ها اصلا خودشان هم نمي دانستند كه چرا شركت كرده اند و به دنبال چه هستند. از جهت روانشناسي فردي شايد بتوان كانديداتور شدن رضايي را صرف نظر از شهرت طلبي واكنش به بدنامي هاي او در داخل كشور دانست كه با تحت تعقيب بودن توسط پليس بين الملل ( اينترپل) تكميل شده است. البته نبايد سياست نظام را براي گرم كردن تنور انتخابات ناديده گرفت . افرادي مثل اين آقا هيزم هايي براي سوختن هستند. نمونه هاي اين افراد زياد بود كه در طول سي سال گذشته به كار گرفته شده اند. بعضي از آن ها حتي بعد از ذغال شدن هم به دفعات استفاده شدند تا به كلي خاكستر شدند. اين مجموعه همان طور كه هيچ حامي قابل توجهي نداشت هيچ شعار چشمگيري هم نداشت. اگر چه سعي در قلمبه گويي هايي مثل انقلاب اقتصادي و فدراتيو اقتصادي داشت. اين طيف حتي دستش براي بد و بي راه گفتن به جناح حاكم هم چندان باز نبود. جريان بعدي كه در قامت رقيب اصلي براي جريان راست به صحنه آمده بود، مشخصا و حساب شده تلاش به قدرت رسيدن و به اعتباري بازگشت دوباره به قدرت بود. موسوي و به خصوص حاميانش چه در قالب جريانات متنوع و چه افراد متكثر همه و همه در تلاش به دست آوردن جايگاهي بودند كه در مجموعه نظام داشتند. اينان كه به طور كلي هويت وجودي و منافع تاريخي آن ها با نظام تعريف و شناخته مي شد و مي شود معتقد بودند كه سياست هاي احمدي نژاد در حال نابود كردن نظام و كشور است و اگر اوضاع همين طور پيش برود نظام نابود مي شود و كشور دچا ر بحران مي شود. اينان كه رانده شده از قدرت بودند، براي كسب مجدد آن مجبور بودند به مردم متوسل شوند و عميقا معتقد بودند كه مردم بين بد و بدتر به آن ها راي خواهند داد ـ البته بدون توجه به ماهيت آراي مردم در ظاهر همين طور هم شد ـ اين ها كه در مجموع بخش منافعي جبهه اصلاحات را نمايندگي مي كردند و نگاهي هم به اصول گرايان بريده از احمدي نژاد داشتند به همان سياست چندين و چند ساله اصلاح طلبان حكومتي پاي مي فشردند و راه حل نجات نظام و كشور را در مديريت خودشان جستجو مي كردند. شخص موسوي به واقع نه كاملا نماينده و هم سنخ كساني بود كه در قالب جريانات و افراد سرشناس از او حمايت مي كردند و نه نماينده مردمي بود كه به او راي دادند. به نظر مي آمد همه چيز از سر ناچاري پيش مي رفت. ثروت، قدرت، شهرت و موقعيت تاريخي بخش وسيعي از نظام در خدمت اين جريان قرار گرفت. اين مجموعه كه بخش وسيعي از نخبگان درون نظام را با خودش هماهنگ كرده بود و به عبارتي ميراث دار و ميراث خوار اصلاح طلبي بود صرف نظر از روش ها و شيوه هاي تبليغي جديد، شعار اصلي را بر نفي احمدي نژاديسم حاكم گذاشته بود. اين شعار كه به اندازه كافي به خصوص در ميان طبقات فرادست و مياني جامعه جاذبه داشت موج بزرگي آفريد و اميد به تغيير را در آن ها زنده كرد. اين جريان به حركت درآورنده بخش وسيعي از جامعه و به خصوص خاموشان آن را بر عهده داشت. همه چيز حكايت از پيروزي آن ها داشت. اين كه در صورت عدم تقلب و پيروز معرفي شدن چه كار مي كردند و به چه سرنوشتي دچار مي شدند حداقل در حال حاضر موضوعيت ندارد.
جريان بعدي كه شايد بشود از آن ها به عنوان اصلاح طلبان خالص با همان تعريف متعارف خودشان نام برد، با كانديداتوري كروبي وارد رقابت انتخاباتي شد. گذشته از كروبي تيمش را ديگر نبايد صرفا رقيب راست ها براي كسب قدرت به حساب آورد. بلكه اين مجموعه در رده منتقدين نظام دسته بندي مي شدند. تيم كروبي، برنامه ها، شعارهاي او ، مدافعين و حاميان او كه عموما خارج از چارچوب نظام جاي مي گرفتند همه و همه حكايت از آن داشت كه جناح هايي از نظام در حال پوست انداختن هستند. به يك معنا رقيب اصلي كروبي و تيم او در واقع موسوي و حاميان او بودند كه يكي به نعل مي زد و يكي به ميخ، نه احمدي نژاد و جريان او كه كاملا در تقابل با هم قرار داشتند. بخش وسيعي از حاميان كروبي كه با شعار مطالبه محوري وارد عرصه انتخابات شدند علنا و رسما عنوان كردند كه از همين راهي كه نظام به ناچار در پيش پاي مردم مي گذارد بايد براي گذر از نظام استفاده كرد. به عبارت ديگر مجموعه كروبي يك پا در نظام و يك پا در بيرون نظام داشت. اگرچه بسياري از افرادي كه از موسوي حمايت كردند هم در چارچوب مخالفين نظام مي گنجيدند اما در جريان كروبي اين وضعيت كاملا برجسته بود. شعارهاي اين جريان كه بيشتر سياسي و حقوق بشري بود مشكل اصلي كشور را كه سياست و ساختار سياسي آن باشد نشانه رفته بود. اعلام اندك راي براي كروبي براي كم رنگ كردن اين خواست محوري جامعه بود.
آخرين جرياني كه در منتهي اليه چپ قرار مي گرفت و نقش موثري در مهم شدن پديده انتخابات داشت شامل تمامي مخالفين نظام بود كه عملا و رسما انتخابات را تحريم كردند. استدلال تاريخي اين افراد و جريانات هم اين بود و هست كه انتخاباتي از اين دست و با اين مقدمات به دو دليل هرگز نتيجه مثبتي نخواهد داشت. دليل اول اين كه كانديداها همگي از نظام هستند و از قبل گزينش و در واقع انتخاب شدند و نمي توانند از چارچوب نظام خارج شوند و در چارچوب نظام هم كاري از پيش نمي رود. دليل دوم هم اينكه با وجود گزينش شدن همه ي آنها در نهايت نظام هر كدام را كه مطلوبتر باشد از صندوق بيرون مي آورد كه البته اين بار هم همين كار را كرد پس شركت در انتخابات بي فايده است .
به هر حال حضور پررنگ تمامي جريانات جامعه چه نفيا و چه اثباتا در ماجراي انتخابات اهميت اين پديده را هر چه بيشتر آشكار كرد و نقش و جايگاه آن را برجسته نمود و در نهايت آن را كاملا تاثير گذار كرد .اقبال عمومي باعث شد كه كانديدا ها و نخبگان حامي آنها در كارشان جدي شوند . مطالبات جامعه راهي براي طرح يافته بود . به نظر مي آمد تغييرات در دسترس باشد . مواضع ، تبليغات ، شعارها ، افشاگري ها، برنامه ها، عملكردها، وحتي انگيزه هاي اين پنج مجموعه كه سرتاپاي جامعه را نمايندگي مي كرد باعث شد كه همه چيز در جامعه به يك شفافيت و روشني نسبتا كاملي برسد . رقابت هاي درون جناحي نظام علي رغم نان قرض دادن ها و احترام داري هاي ظاهري به افشاگري و عناد انجاميد و ماهيت خودش را آشكار كرد . جناح قالب اگرچه مبتكر افشاگري هاي هوچي گرانه بود اما در نهايت خودش كاملا مفتضح شد و حتي صلاحيت اخلاقي كانديداي او زير سوال رفت . مجموعه ي نظام در چشم مردم و مخالفينش بيش از پيش رسوا شد . اصلاح طلبان هم به خصوص به دليل دو جناح شدن از افشا شدن از طرف همديگر در امان نماندند . جدل و جدال كانديدا ها باعث اشكار شدن بسياري از وقايع پنهان در جامعه شد . با اين همه و با وجود اينكه به نظر مي آمد هيچ كانديد و هيچ جناحي هيچ نقطه ي قوتي ندارد و هيچ صداقتي در كارشان نيست اما موج گسترده در تمام سطوح جامعه پديدار شد و تا اعماق جامعه را به حركت در آورد . مردم تصميم خودشان را گرفته بودند و برسر آن بودند كه كاري انجام دهند . همه چيز حاكي از آن بود كه حادثه اي در شرف وقوع است و زمانه در حال عوض شدن . وجدان و ضمير جامعه در اين هياهو و درياي متلاطمي كه شكل گرفته بود به اين نتيجه رسيد كه بايد يك گام به پيش بردارد . بايد بي محابا به ذات وجودي نظام كه هيچ تغييري را قبول نداشت و در طول سي سال گذشته جامعه را به اسارت گرفته بود حمله كند . به عبارتي انتخابات را معبري براي فتح نظام قرار دهد چرخ جامعه در صدد برآمده بود كه نظام را زير بگيرد . طوفاني از عمق جامعه برآمده بود تا نظام را در سطح جارو كرده و سايه ي آن را از سر خود بردارد . جامعه به اين نتيجه رسيده بود كه دهان باز كند و نظام را ببلعد و در كام خود فرو ببرد . بدون هيچ گونه خشم و خشونتي . انتخابات در اينجا در حكم دهاني شده بود كه جامعه مي توانست نظام را به كمك آن جذب و هضم كند . جامعه تصميم گرفته بود برنده ي واقعي انتخابات باشد و نظام را بازنده اعلام كند . مير حسين ، كروبي و اصلاحات همه بهانه بودند اگرجامعه موفق مي شد ميرحسين را برسر احمدي نژاد و نظام بكوبد و اراده ي خودش را برنده اعلام كند ديگر نه ميرحسين همان ميرحسين دهه ي شصت بود و نه جامعه همان جامعه ي قبلي و نه نظام همان نظام قبلي . همه چير وارد فاز ديگري مي شد اما ...... اما نظام زرنگ تر از اين حرفها بود . اگرچه در اين زرنگي كاسب كارانه هيچ دورانديشي و تدبيري نهفته نبود . ختم الله علي قلوبهم و....

مرحله ي دوم و مرحله ي اعلام نتيجه همانطور كه نوشته شد مرحله ي هشيار شدن و تنبه جامعه بود . جناح قالب نظام كه تصميمش را از قبل گرفته بود بدون توجه به آراي مردم رئيس جمهور مورد نظر خودش را پيروز ميدان رقابت اعلام نمود و همگان را شوكه كرد . اين عمل نشان داد كه ديگر چيزي به نام راستي ، درستي ، عدالت ، انصاف ، صداقت و اساسا كل سيستم ارزشي و اخلاقي كه بشر به طور تاريخي به آن رسيده و معتقد است در نظام سياسي مملكت هيچ جايگاهي ندارد . البته مخالفين نظام ، روشنفكران مردمي و در مجموع آنهايي كه از سي سال گذشته با حاكميت دست و پنجه نرم مي كردند اين را مي دانستند اما اين واقعه، عدم پايبندي نظام به اصول اخلاقي و ارزش هاي انساني را در پيش چشم همگان چه در داخل و چه در خارج به نمايش در آورد و روز اعلام نتيجه يكي از آن روزهايي شد كه به قول قرآن در آن اسرار هويدا مي شود. نظام به كلي عاري از هرگونه پوشش اخلاقي و ارزشي شد . لباس ريا كاري و شبهه افكني كه سالها نظام خود را با آن مي پوشاند يكباره افكنده شد و نظام رسوا و بي آبرو گرديد . با اين كار ديگر شكي براي نامشروع بودن و غيرقابل اعتماد بودن حكومت نمانده است .
مرحله ي سوم كه با آشكار شدن تقلب تاريخي نظام شروع شد با خودش زلزله ي بزرگي به همراه داشت كه باعث تغيير وضعيت ها و تعيين تكليف هاي بسياري شد . جريان راست افراطي و سنتي يعني همان جناح قالب نظام متقلب نامشروع غير قابل اعتماد در حالي كه سعي مي كرد همه چيز را عادي جلوه بدهد به همراه جميع پيروان و نان خورانش به جايگاه مجددا غصب شده يعني همان حاكميت بازگشت . گويي اصلا اتفاقي نيفتاده است و همه چيز به خوبي و خوشي تمام شده است . طبق عادت مالوف سي سال گذشته از بقيه هم دعوت كرد كه بفرماييد خانه هايتان رقابت تمام شده است و حالا ديگر وقت رفاقت است. اما اين بار برنامه ها آن طور كه مي خواستند و برنامه ريزي كرده بودند پيش نرفت . صداي اعتراض مردم و كانديدا هاي ديگر بلند شد و اين بار نوبت حاكميت بود كه شوكه شود . اين بار جسارت مردم و مخالفين و كانديدا هاي بازنده اعلام شده در مقابل گستاخي و دهن كجي حكومت قرار گرفت . اين بار راي دهندگان به اين نتيجه رسيدند كه از راي خودشان دفاع كنند و در واقع حق خودشان را از حاكميت بگيرند يعني همان حق غصب شده ي سي سال گذشته . جر زدن حكومت در مسابقه ي انتخابات باعث شد كه يكباره زمين بازي به ميدان نبرد تبديل شود . ديگر زمان با هم تاختن به سر آمده بود و وقت به هم تاختن فرارسيده بود . حكومت با تقلبي كه انجام داد كليه ي قواعد بازي را به هم زد در نتيجه هم زمين بازي و هم قواعد آن تغيير كرد . مردم در آغاز و در مرحله ي اول به طور مخفي و غير مستقيم و در سكوت به حاكميت نه گفتند ولي اين بار و در مرحله ي دوم با صداي بلند ، رو در رو و به طور مستقيم شروع به نه گفتن كردند . اين ماجرا و به عبارت ديگر اين واقعه ناگزير و ناگزير پيامد هايي داشت و خواهد داشت كه به طور مختصر به آنها اشاره مي شود . از بعضي جهات اين واقعه به واقعه ي بهمن 57 شبيه است آن بار هم نظام راست گراي مسلط شده با سرقت انقلاب و اراده ي مردم غبار ياس و مرگ و تباهي بر سر اين ملت پاشيد و اين بار هم با سرقت آراي مردم تكرار همان سياست را در سر مي پروراند اما به نظر مي آيد ان واقعه آغاز نظام بود و اين واقعه پايان آن و اين يعني تاويل انقلاب. واي به حال كج انديشان شبهه افكن .
اولين نتيجه ي آن ماجرا اين بود كه نظام پس از سالها يكه تازي و بازي با سرنوشت مردم يكباره آنها را تمام قد در مقابل خودش ديد و هيچ يك ازترفند هايش براي برگرداندن وضعيت به حالت قبل كارساز نشد . به عبارت ديگر اين بار غبار مرگ و آب سردي كه نظام سعي داشت براي چندمين بار بر سر شوق و ذوق اين ملت بريزد به كلي تاثير عكس گذاشت و باعث حيات پرجوش و خروش مردم و مخالفين در صحنه ي سياسي و اجتماعي شد كه هنوز هم ادامه دارد . از اين رهگذر مشروعيت نداشته ي حكومت رسما و علنا زير سوال رفت و حاكميت با بحران مشروعيت و اعتماد مواجه شد و جامعه ديگر حاضر به اعتماد كردن به حكومت نيست در يك كلمه بين حكومت و مردم شكر آب شد . دامنه ي اين عدم مشروعيت به بيرون از مرزها هم كشيد و حاميان بين المللي و دودوزه باز نظام هم مشروعيت آنها را زير سوال بردند . اين واقعه همچنان باعث شد كه همه ي عوامل درگير و دخيل در انتخابات در مواضع خودشان جدي تر و مصمم تر شوند . جناح حاكم ثابت كرد تا حد كشتار و خونريزي و سركوب در مواضع خودش كه همان مواضع نظام است پافشاري مي كند . حداقل نتيجه اي كه رقباي شركت كننده در انتخابات بعد از اين واقعه به آن رسيدند اين است كه اساسا ماهيت اين نظام و ساختار حقيقي و حقوقي آن بايد بازتعريف شود و اگر گمان شود كه صرفا با جابه جايي افراد كار به جايي مي رسد سخت در اشتباهند . ساختارهاي سخت و صلب نظام امكان هيچ گونه اصلاح و پيشرفتي را نمي دهد . آنهايي كه به نام نجات نظام وارد ميدان شدند بايد نظام ديگري بسازند و يا اين نظام را كاملا نوسازي كنند . مخالفين نظام چه آنهايي كه شركت كردند و چه آنهايي كه تحريم كردند ، براي هزارمين بار به همه ثابت كردن كه صرفنظر از كنش مخالفين در برابر نظام ، خود نظام امكان هيچ واكنش مثبتي نخواهد داشت و بايد به طور كلي آن را نفي كرد و نظامي كاملا دموكراتيك و مثبت مبتني بر آراي مردم روي كار آورد .
يكي از پيامدهاي قابل توجه و مبارك در مرحله ي سوم اين است كه مخالفين شركت كننده و تحريم كننده هاي آن بهم رسيدند صرفنظر از استدلال اين دو گروه براي شركت يا عدم شركت در انتخابات ، نتيجه به گونه اي شد كه استدلال هر دو طرف درست از آب درامد . آنهايي كه تحريم كرده بودند به دليل تقلب حكومت استدلالشان درست ازآب درآمد و آنهايي كه شركت كرده بودند به دليل اينكه انتخابات سراز اعتراضات درآورد و جامعه از معبر اين پديده به سطح جديدي ارتقاع پيدا كرد استدلالشان درست از آب درآمد . به اين ترتيب ديگر دليلي براي اختلاف و بگو مگوهاي اين دو جريان در اين مرحله وجود ندارد و اراده آن ها بايد هماهنگ در مسير دموكراسي خواهي و حقوق بشر در ايران عمل كند.
پي آمد ديگر اين واقعه و اين وضعيت بي اثر شدن توافقاتي بود كه طي ماه هاي قبل از انتخابات بين جناح حاكم و قدرت هاي مسلط جهاني انجام گرفته بود و همين توافق در حكم يكي از تكيه گاه هايي شد كه باند غالب با چنين گستاخي دست به تقلب زد و آراي عمومي را وارونه نشان داد . اين توافق پنهاني از اولين موضع گيري هاي قدرت هاي مسلط جهاني كاملا اشكار بود اگرچه به سرعت متوجه عمق بحران شدند و سعي در اصلاح مواضع خودشان كردند و از حق راي و حق اعتراض در جامعه ما حمايت كردند البته از گله و شكايت حكومت از مواضع آنها هم برمي آيد كه گويي مي خواهند بگويند كه قرار ما چنين نبود . چرا خلف وعده كرده ايد؟! به هرحال ورود پارامتر مردم و مخالفين نظام به عرصه ي اعتراضات سياسي و اراده ي ملي شكل گرفته براي احقاق حق راي اين توطئه را خنثي كرد و يا لااقل به تاخير انداخت و دچار مشكل كرد . اگرچه هيچ چيز به جاي اول خودش برنخواهد گشت . يكي ديگر از دلايل بي اثر شدن اين توافقات حمايت بي دريغ ايرانيان خارج از كشور و نهادهاي بين المللي از جنبش اعتراضي مردم ايران بود كه دولت ها را وادار كرد مواضع خودشان را اصلاح و تعديل كنند . از همه ي اينها گذشته روش سركوب گرانه ، خشونت آميز و دستگيري هاي گسترده ي حكومت و مقابله با تظاهرات مسالمت آميز جايي نه تنها براي دفاع بلكه حتي براي سكوت هم نگذاشت . مجموعه ي اين عوامل باعث شد كه نيرنگ نيرنگ بازان به خودشان برگشت .
نتيجه ي ديگري كه از اين وقايع حاصل شد اين باور عمومي بود كه مبارزه ي مسالمت اميز و مدني به همراه وحدت ملي و همدلي تا كجا مي تواند كارساز و مثمرثمر باشد . خود شركت ميليوني در انتخابات براي بيان نظر و عقيده از جانب مردم به ويژه از جانب صاحبان آراي خاموش خود حاكي از آن بود كه مردم خواهان روش مسالمت اميز براي مبارزات برحق خودشان هستند اما جالب در اين ماجراهاي اخير اين است كه اين بار مردم بعد از انتخابات وارونه شده ساكت ننشستند و دست به مبارزات و اعتراضات علني و آشكار زدند و حاضر به پرداخت هزينه ي آن هم شدند. اصلا حاضر به كوتاه آمدن از مواضع خودشان هم نيستند و همين حاكميت را دچار هراس مضاعف كرد مي دانيم كه مهم در هر مبارزه اي علاوه بر روش درست، پي گيري ، فداكاري و كوتاه نيامدن و پرداخت هزينه است .
مبارك ترين حالت به وجود آمده در صحنه ي اجتماعي و ملي، بازگشت روح حقيقت جويي و حق طلبي به جان و جوهر جامعه ي ايران است . درك درست تضاد اصلي و هدف گرفتن آن، آن هم با روش درست باعث شده است كه روح گريزان و سرگردان و سرگشته ي آزادي ، برابري و راستي دوباره برفراز جامعه به پرواز درآيد . جامعه اي كه استبداد ، نابرابري و تباهي در حال نابود كردن آن بوده و هست. نكته ي گفتني و مثبت در همين رابطه اين است كه كانديدا هاي معترض و نخبگان هوادار آنها با برخورد درستي كه با اين حق كشي كردند و انشاالله از اين به بعد هم مي كنند عملا از گذشته ي گناه الود خودشان كه در همين صحنه هاي سياسي ـ اجتماعي مرتكب شدند فاصله گرفتند . اين توبه و بازگشت را بايد به فال نيك گرفت . يقينا پاداش آن را خواهند يافت به اميد روزي كه همه ي گناهكاران وخطاكاران سي سال گذشته از راه و روش خود شان برگردند .
آخرين و مهمترين دست آورد اين ماجراها مشخص شدن هدف هاي مرحله اي مبارزات مردم در مسير دموكراسي خواهي و حقوق بشر است . مردم ايران به اين نتيجه رسيده اند كه در گام اول بايد بتوانند خواسته ي خودشان را با صداي بلند اعلام كنند . مصداقي كه در حال حاضر اولويت پيدا كرده است دفاع از حق راي و راي داده شده است همه در فكر آن هستند كه نگذارند اين بار حق آنها توسط حاكميت ضايع شود تظاهرات مسالمت آميز شيوه اي است كه مردم براي بيان نظريات خودشان انتخاب كرده اند . برگزاري انتخابات دموكراتيك با حضور همه ي گروه ها و جريانات و با داوري و نظارت ناظران بين المللي خواسته ي ديگري است كه همه ي مردم بر آن توافق كرده اند ودنيا هم از آن حمايت مي كند . يقينا اين هدفها محقق خواهد شد و اين راه به سرانجام خواهد رسيد ومردم ايران طعم خوش آزادي را خواهند چشيد .

به اميد آن روز
زنده باد آزادي ، برابري و راستي

زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوين ،
15 تيرماه 1388



سيد ظهور نبوي چاشمي
علي صارمي



انتشار:فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران


http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193

۱۳۸۸ تیر ۲۵, پنجشنبه

اعتراضات شبانۀ مردم تهران ابعاد و اشکال تازه ای به خود می گیرد



بنابه گزارشات رسیده از تهران اعتراضات شبانه مردم تهران ابعاد و اشکال تازه ای به خود می گیرد .

مردم تهران همانند شبهای گذشته از ساعت 22:00 بر بامهای منازل خود قرار گرفتند و بانگ الله و اکبر و شعار مرگ برد دیکتاتور را سر دادند. تعدادی از جوانان در کوچه های مختلف به صورت گروهی حرکت می کردند و این شعارها را سر میدادند.

همچنین امشب در بزرگراه نواب اكثر راننده ها در حركتي خودجوش از ساعت22:10 تا 22:30 در حالي كه دستها را به نشانه پيروزي از ماشين بيرون آورده بودند شعار الله اكبر را سر دادند و مردم و فروشنده ها نيز با ديدن حركت راننده ها اقدام به همراهی کردن با آنها می نمودند.

و همچون شبهاي گذشته از ساعت 22 تا 22:30 صداي الله اكبر و مرگ بر ديكتاتور بر بامها و كوچه هاي برخي از مناطق تهران طنين انداز شد.

فریاد اعتراضات شبانه مردم در تهران نیروهای سرکوبگر را مرعوب و مایوس کرده است و علیرغم بکار بردن تمامی شیوه های سرکوبگرانه تا به حال موفق به خاموش کردن صدای اعتراضات مردم نشده اند بلکه اعتراضات شبانه ابعاد و اشکال مختلفی به خود می گیرد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،از اعتراضات حق طلبانۀ مردم ایران حمایت می کند و اعمال سرکوبگرانه که بدستور خامنه ای صورت می گیرد را محکوم می کند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
26 تیر 2008 برابر با 17 ژولای 2009




http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193

فراخواندن زندانیان سیاسی که سخت بیمار هستند به دادگاه انقلاب



بنابه گزارشات رسیده زندانی سیاسی حسن ترلانی روز یکشنبه از بند 209 زندان اوین به دادگاه انقلاب برده شد و مورد محاکمه قرار گرفت.
حسن ترلانی 22 ساله دانشجو روز یکشنبه 14 تیر ماه به دادگاه انقلاب برده شدند و در شعبۀ 22 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام محسنی مورد محاکمه قرار گرفت. ابتدا اتهامات نسبت داده شده به آقای ترلانی خوانده شد که از جمله آن : محاربه، اقدام علیه امنیت،تبلیغ علیه نظام و اتهامات دیگر. آقای ترلانی تمامی اتهامات نسبت داده شده را رد کرد و آنها را ساختگی و فاقد هر گونه وجهۀ حقوقی دانست. محسنی رئیس شعبۀ 22 دادگاه انقلاب خطاب به دانشجوی در بند اظهار داشت که از وزارت اطلاعات در این باره استعلام خواهد خواست.
محسنی در باره اتهامات نسبت داده شده به دانشجوی زندانی سئوالاتی مطرح کرد و وقتی که آقای ترلانی با وکیل خود خانم ستوده قصد مشورت داشت از مشورت او ممانعت می کرد و به او اجازه نمی داد. محسنی همچنین به وکیل اجازه دفاع قانونی ازموکلش را نمی داد. برخوردهای محسنی با دانشجوی زندانی غیر انسانی و به او اجازه دفاع از خود داده نمی شد. در نهایت دادگاه او متوقف و به وقت دیگری موکول شد. قاضی های وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن زندانی و طولانی کردن مدت بازداشت زندانی از شیوۀ به تعویق انداختن دادگاه برای مدت نامشخص استفاده می کنند.
از طرفی دیگر خانم فاطمه ضیائی 52 ساله که مبتلا به بیماری اس. ام می باشد را به دادگاه انقلاب آورده شد او سخت بیمار بود و حتی قادر به ایستادن و یا نشستن نبود. او به مدت چند ساعت باشرایط بسیار سخت جسمی در راهروهای دادگاه در انتظار بسر برد. بازجویان وزارت اطلاعات مدتی است که داروهای او را قطع کرده اند و بیماری او شدت یافته است. خانم ضیائی که از داشتن وکیل محروم بود و خانواده وی از انتقالش به دادگاه انقلاب مطلع نبودند. پس از ساعتها انتظار در حالی که سخت بیمار بود بدون محاکمه مجداد به بند مخوف 209 زندان اوین برگردانده شد.
زندانی سیاسی حامد یازرلو 28 ساله کارشناس هوا- فضا که از 2 اسفند ماه در بند مخوف 209 زندان اوین بسر می برد همانند سایر دستگیر شدگان 2 اسفندماه همچنان در بند 209 بسر می برد.هنوز از زمان انتقال به دادگاه و محاکمۀ او خبری به خود و خانواده اش داده نشده است.
لازم به یاد آوری است که دستگیر شدگان 2 اسفند ماه در پی یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شدندو 147 روز است که از بازداشت آنها در بند 209 زندان اوین می گذرد. 88 روز آن را در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بسر بردند.تعدادی از آنها در اثر شکنجه های غیر انسانی دچار ناراحتیهای مختلف هستند. دستگیر شدگان 2 اسفند ماه توسط سر بازجویانی مانند سعید شیخان ،علوی سید مورد بازجوئی و شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته اند. اتهامات ، مدت محکومیت آنها از پیش همانند تمامی فعالین حقوق بشری ،سیاسی،دانشجوئی ،زنان و کارگران توسط بازجویان وزارت اطلاعات تعیین می شود و قاضی های وزارات اطلاعات آن را اعلام می کنند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،فراخواندن زندانیان سیاسی که سخت بیمار هستند به دادگاه و محاکمه آنها بر مبنای محاربه را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدام برای رسیدگی به شرایط طاقت فرسای زندانیان سیاسی در ایران است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
25 تیر 1388 برابر با 16 ژولای 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193