۱۳۹۶ اسفند ۲۱, دوشنبه

صدور حکم ضدبشری اعدام ، شکنجه و افزایش فشار بر علیه زندانیان سیاسی و عادی هموطن بلوچ


بنا به گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » صدور حکم اعدام ، شکنجه و افزایش فشار بر زندانیان سیاسی و عادی و فعالین هموطن بلوچ توسط بازجویان وزارت اطلاعات و دادستانی رژیم ولی فقیه در زندان زاهدان.

در طی روزهای اخیر حکم ضد بشری  اعدام زندانی سیاسی اسماعیل شه بخش توسط دیوان عدالت اداری رژیم ولی فقیه تایید شد. این زندانی سیاسی که ۳۰ سال سن دارد۲ سال پیش توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر و در داداگاه نمایشی اولیه نیز به حکم غیر انسانی اعدام محکوم شد. و همزمان زندانی سیاسی دیگری بنام عبدالحکیم چاکرزهی تقریبا ۲۸ ساله ۸ روز است که به بند قرنطینه شکنجه گاه زندان مرکزی زاهدان منتقل شده است. ماموران  وزارت اطلاعات این زندانی سیاسی را قبل از انتقال به بند قرنطینه تحت شدیدترین شکنجه های غیر انسانی قرار داده اند به طوریکه در سرمای زمستان وی را لخت کرده و بر روی او آب سرد ریخته اند و شکنجه جسمی کرده اند.
 بند قرنطینه این زندان فاقد هر گونه امکانات اولیه انسانی است.این زندانی سیاسی ۱۹ ماه پیش دستگیر شده است.
بدنبال افزایش فشارها بر زندانیان سیاسی هموطن بلوچ زندانی سیاسی محمدجان عزیزی  ۲۱ ساله که در هنگام دستگیری مورد اصابت گلوله ماموران قرار گرفته و از ناحیه دست راست مجروح شده است بدون درمان به حال خود رها شده به طوریکه دست وی دچار عفونت شده است. این زندانی سیاسی در بند ۲ بند جوانان زندان مرکزی زاهدان بسر می برد.
 زندانی دیگری که بدلیل شکنجه های جسمی و وحشیانه در شرایط حاد جسمی در زندان زاهدان بسر می برد و از هر گونه درمان محروم است احمد حسین باویز ۱۹ ساله است که در هنگام دستگیری زیر ۱۸ سال سن داشته و به ۱۲ سال زندان محکوم شده است. وی ۳ سال است که در بند جوانان بند ۲ زندان مرکزی زاهدان با شرایط وخیم جسمی بسر می برد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، صدور حکم اعدام ،شکنجه و عدم درمان زندانیان سیاسی، عادی و فعالین مدنی هموطن بلوچ توسط رژیم ولی فقیه را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد بمنظور پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.


  
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۲ اسفند  ماه۱۳۹۶ برابر با ۱۲ مارس ۲۰۱۸

گزارش به سازمانهاي زير ارسال گرديد:
دبیر کل سازمان ملل متحد
كميسرعالى حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران
سازمان عفو بين الملل
telegram me/hrdai
Tel.:0031620720193

طبق قوانين كپي رايت استفاده از گزارشات فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران در صورت ذکر منبع بلامانع می باشد

۱۳۹۶ اسفند ۲۰, یکشنبه

دیگر نقش قیم و آقا بالاسر چیست و یا ولی امر .... دیگر کجا اعمال امر کند ؟؟؟(زندانی سیاسی سعید ماسوری)


دست نوشته ای از زندانی سیاسی سعید ماسوری زندانی در زندان گوهردشت کرج در مورد موج جدید سرکوب علیه زنان ایرانی که نسبت به حجاب اجباری دست به اعتراض می زنند . این دست نوشته جهت انتشار و اطلاع عموم در اختیار«فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» قرار داده شده است . متن دست نوشته به قرار زیر است :

مدتی است که حتی در زندان هم از دخترانی میشنویم که به دختران انقلاب مشهور شده اند . همین را دستمایه  مطلبی قرار داه ام که در زیر میاید:
برای فهم هر پدیده باید اصلی ترین ویژگی آن پدیده، یعنی نقطه اتکای درونیش و آنچه که در آن پدیده را از بقیه متمایز می کند ، را شناخت . اگر چه چندان برجسته نشده باشد . آسیب شناسان اجتماعی ( عمدتاحکومتی ) ترجیح می دهند این اقدامات دختران انقلاب را به حساب کمبودها، نا امیدی ها  و ناهنجاری های معمول شخصیتی بگذارند و طبعا آنچه زیر سئوال می رود شرایط و خصلت های شخصیتی فرد است ( ناکامی، سرخوردگی، یاس ، جلب توجه و...)و یا بعضا متاثر از فضای مجازی و فرهنگ غربی ( فسادپذیری، اغفال، تحریک ازبیرون و ...) ارزیابی می کنند. در حالیکه دختران و جوانان ما نه دچار ناهنجاری هستند و نه صفت های بی بند و بار، فاسد و منحرف و ... برازنده ی جوانان و دختران ایرانی است...!!! پس مشکل کجاست؟؟...آیا اصلا مشکلی وجود دارد ؟؟؟ ( در میان جوانان و دختران ایرانی ) ... !!! شاید موضوع را  اینگونه بتوان توضیح داد که چون نگرش  حکومتی به مقوله ی انسان ، نگراشی مطلقا غیر ارگانیک است یعنی زن و مرد به عنوان یک کل واحد تلقی نمی شوند ( که البته این ویژگی تمام سیستم های مردسالار و دیکتاتوری است ) ولی وجه تمایز بارز این سیستم از دیگر نظام های مرد سالار ، عداوت و زن ستیزی  ویژه  آن است و این خود ریشه در اندیشه ای دارد که انسان را جدای از عنصر جنسیت  قابل فهم  نمی داند، فلذا  این « تمایز جنسیتی » که بدوا تنها نوعی ارزش گذاری در سپهر اندیشه است در مشارکت سیاسی و تقسیم کار اجتماعی، یعنی در حوزه سیاسی و اجتماعی به یک بی عدالتی و تبعیض مفرد راه میبرد. در چنین سیستمی زن و مرد دو مقوله ی متفاوت در دو دنیای کاملا متضاد ارزش یابی می شوند که زن به طور خاص آن وجه ناپسند ، آلوده و منفی انسان و جامعه تلقی می شود که منشاء همه فسادها و تباعی  هاست که اگر تهدید و کنترل نشود ، همه چیز را بر باد خواهد داد... ولی در دنیای امروزین که صراحتی این چنینی پسندیده و مقبول نیست عباراتی  دیگر برای همین معنای محدودیت و کنترل به کار می برند، همان ها که پیوسته می شنویم : وظیفه زن مدیریت منزل است، اصلی ترین وظیفه زن خانه داری و شوهرداری است و یا به شکل پذیرفتنی تر: زنان پرورش دهندگان آینده سازان جامعه هستند ... و خلاصه بهشت زیر پای « ماداران» است (البته نه زنان !!!) که تاکیدی غیر مستقیم بر همان وظیفه فرزندپروری است ...
 با این اندیشه زن به صرف  زن بودن موجودی درجه دوم است و عمدتا هم کار ویژه ای جز تولید فساد ندارد و لذا در هر فساد ، تباهی و خرابکاری « همیشه پای یک زن در میان است» و معلوم نیست با چنین اندیشه مشعشی برای « زنی » که وظیفه  اصلیش در کنج خانه است و نه در « خیابان انقلاب» و در بیرون از خانه هم منشا بالقوه هر فسادی است، تحصیل و به خصوص تحصیلات عالیه به چه کار می آید ؟؟؟ آن که در اندیشه متحجران توان اداره خود را هم ندارد، مهجور و صغیر تلقی می شود و نیازمند کنترل و قیومیت مستمر است و بر جسم و جان و حتی پوشش خود هم اختیاری ندارد .
و دل سوختگان مثل خانم ابتکار باید حتی پارک های جداگانه بر ایشان درست کنند( تا مفسده ای تولید نشود..) چگونه توان پذیرش مسئولیت اجتماعی – سیاسی دارند؟  مدیریت کلان سیاسی و حقوقی و ... که جای خود دارد ..!!! و جز به « رجال سیاسی » تعلق نمی گیرد...!!!
 در چنین توزیعی از قدرت، سهم اصلی برای مردان است و«زنان» بالاتر از مقام مادری جایی ندارد و مبارزه زنان هم تنها می تواند برای نجات خانواده و پرورش «مردان بزرگ» باشد!!! و هر جا هم که خارج از این حوزه دست به تلاش و مبارزه ای بزنند، بلافاصله غیرت توده های مردم را علیه آنان بر می انگیزند و تحریک می کنند...!!!
 روزگاری میرزاحسن رشدیه ، اولین مدرسه را بنیانگذاری کرد، مدرسه رفتن دختران  البته فعلی قبیح بود ... ولی در همان شرایط هم تعدادی از دختران مخفیانه به مدرسه رفتند ( با موهای تراشیده در هیات پسران ،درست مثل الان که مجبور می شوند با لباس مبدل به استادیوم های ورزشی بروند). دختران در آن روزگار اولیه ترین حق و حقوق انسانی خود ( حق تحصیل )را دنبال می کردند ولی اعاده آن حق اولیه ، پایه های نظام کهنه و ارتجاعی حاکم را به لرزه در می آورد چون از نظر کهنه پرستان آن زمان » دختری که باسواد شود دیگر تمکین نمی کند » ...!!! ولی راه برای دختران دیگر هم گشوده می شد. و اکنون ... دختری که حتی ... !!! حتی پوشش خودش را خودش انتخاب کند. دیگر نقش قیم و آقا بالاسر چیست و یا ولی امر .... دیگر کجا اعمال امر کند ؟؟؟ و این همان نقطه بحران و خطر است...!!!و تبدیل امر خصوصی-ـ اجتماعی به امر سیاسی و بعد امنیتی ... که باید جلوی آن را گرفت و بگیر و ببند و ضرب و شتم دختران و این همه تهدید و ارعاب به همین دلیل است...!!!
نکته شایان توجه در این زمینه آنجایی است که گر چه همه اذعان دارند که « انتخاب پوشش زنان » تبدیل به یک معضل و بحران شده است ولی این بحران را ترجیح می دهند که لاینحل باقی بماند چرا که« اجباردر نوع  پوشش پوشش » وسیله و ابزاری  برای کنترل و سرکوب زنان به عنوان نیمی از جامعه و متعاقب آن نیمه دیگر است و لذا لاینحل نگه داشتن  آن ضروری و به خاطر کار ویژه ی آن « سلطه اجتماعی » و بالمال قدرت سیاسی است و برخلاف ادعاها و طرهات آقایان هیچ مبنای دینی و شرعی ، نداشته و ندارد
سعید ماسوری
زندانی سیاسی زندان گوهردشت کرج
اسفند ۱۳۹۶
  

telegram me/hrdai
Tel.:0031620720193

طبق قوانين كپي رايت استفاده از گزارشات فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران در صورت ذکر منبع بلامانع می باشد

۱۳۹۶ اسفند ۱۴, دوشنبه

ممانعت بازجویان وزارت اطلاعات از درمان یک زندانی سیاسی در زندان کاشان


بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» بازجویان وزارت اطلاعات از درمان زندانی سیاسی علیرضا وارسته که از ناراحتی حاد رنج می برد ممانعت می کنند.
وضعیت جسمی زندانی سیاسی علیرضا وارسته در اثر فشارها و رفتارهای غیر انسانی حاد می باشد با این وجود بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن وی از درمان او ممانعت می کنند.
این زندانی سیاسی از ناراحتی حاد روحی (DBI ) رنج می برد و در طی زمان بازداشت بیماری وی شدت یافته  و با پیگیریهای خانواده اش پرونده پزشکی او  به کمسیون پزشکی منتقل شد . کمیسیون پزشکی   آزادی و تحت درمان قرار گرفتن وی را تایید  و تاکید نموده بود اما بازجویان وزارت اطلاعات از این مسئله ممانعت کردند.
زندانی سیاسی علیرضا وارسته به دلیل ارتباط داشتن با خانواده های قتل عام سال۱۳۶۷  دستگیرشده است. زندانی سیاسی علیرضا وارسته بعد از ۴ ماه بازداشت با اتهاماتی از جمله داشتن ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران  و سایر اتهامات دیگر به حکم سنگین و غیر انسانی ۱۰ سال زندان محکوم شد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ممانعت بازجویان وزارت اطلاعات از درمان این زندانی سیاسی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواهان دخالت برای آزادی فوری و بی قید و شرط وی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۱۵ اسفند  ماه۱۳۹۶ برابر با ۵ مارس ۲۰۱۸

گزارش به سازمانهاي زير ارسال گرديد:
دبیر کل سازمان ملل متحد
كميسرعالى حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران
سازمان عفو بين الملل
telegram me/hrdai
Tel.:0031620720193

طبق قوانين كپي رايت استفاده از گزارشات فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران در صورت ذکر منبع بلامانع می باشد

۱۳۹۶ اسفند ۱۱, جمعه

یورش وحشیانه گارد زندان گوهردشت کرج به زندانیان بی دفاع و مورد اذیت و آزار قرار دادن آنها


بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» یورش وحشیانه گارد زندان گوهردشت کرج به چند بند این زندان و اقدام به اذیت و آزار و تخریب وسایل شخصی زندانیان بی دفاع این زندان.
 روز چهارشنبه ۹ اسفند ماه گارد ویژه زندان به بندهای ۳، بند کارگری و بند ۷ زندان گوهردشت کرج یورش بردند . این یورش از ساعت ۱۰:۰۰ آغاز وحدودا تا ساعت  ۱۲:۰۰ ادامه داشت در این یورش تعداد زیادی از پاسداربندهای شرکت داشتند. آنان ابتدا زندانیان بی دفاع را مجبور به خروج از سلولها و بند خود می نمودند و به محوطه زندان منتقل می کردند. سپس با یورش بردند به سلولها تمامی وسایل شخصی زندانیان را سرقت، تخریب و به هم می زنند. آنان به عمد وسایل شخصی زندانیان را در سلولها و روهرو پرت می کردند  بطوری که زمان زیادی طول می کشد تا زندانیان بتوانند وسایل شخصی بازمانده راباز یابند.
یورش وحشیانه به زندانیان بی دفاع به فرماندهی رئیس زندان ضیائی و رئیس حفاظت زندان سید سادات صورت گرفت. این دو جنایتکار علیه بشریت مرتکب جنایتهای متعددی شده اند. لازم به یادآوری است افراد نامبرده فوق و  زندان گوهردشت  در لیست سیاه ناقضان حقوق بشر بین المللی قرار دارد.
   فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش وحشیانه به زندانیان بی دفاع ، مورد اذیت و آزار قرار دادن آنها و سرقت و تخریب اموال شخصی زندانیان را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواهان دخالت برای پایان دادن به اعمال ضدبشری عوامل آخوند ضد بشر علی خامنه ای در زندانهای ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۱۱ اسفند  ماه۱۳۹۶ برابر با ۲ مارس ۲۰۱۸

گزارش به سازمانهاي زير ارسال گرديد:
دبیر کل سازمان ملل متحد
كميسرعالى حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران
سازمان عفو بين الملل
telegram me/hrdai
Tel.:0031620720193

طبق قوانين كپي رايت استفاده از گزارشات فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران در صورت ذکر منبع بلامانع می باشد