۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه

طلوع مجدد جامعه ، افول مسلم نظام

آیا نا معادله دولت ـ ملت در ایران به نفع ملت در حال تغییر است؟
از رهگذر انتخابات ریاست جمهوری در نامعادله دولت ـ ملت دگرگونی های شگفت انگیز اما قابل انتظاری رخ داده است. نگاهی به آرایش جدید این تقابل می اندازیم:
مقدمتا باید گفت از وقتی نهاد دولت ـ ملت به شکل امروزی و مدرن آن تحت تاثیر مدرنیته و نظام های سیاسی غرب در ایران شکل گرفت، جز در مقاطع بسیار کوتاه دو وجه این نهاد همیشه با یکدیگر درگیر بوده و تضاد داشته اند. به دلیل همین عدم وحدت و نبود یگانگی و یک دستی این نهاد هرگز نقش مثبت و مفیدی را که شایسته و بایسته آن بود در این کشور ایفا نکرده است. این وضعیت شامل نظام سیاسی سال های بعد از انقلاب هم می شود. چون اساسا انقلاب با تمام امیدهایی که بر انگیخته بود توسط ارتجاع حاکم شده بر آن مصادره شد و اکثریت مردم یا همان متن و بطن جامعه حالت انفعالی پیدا کردند و نظام و نان خورانش یکه تاز میدان شدند. در این چهار سال آخر هم که سبک وزن ترین جناح نظام بر مقدرات حکومت و کشور مسلط شد این ویژگی کاملا برجسته تر شد تا جایی که هیچ اعتباری برای دولت در چشم ملت نمانده است. به همین دلیل جناح اصلاح طلب نظام به گفته خودش برای نجات کشور سعی کرده است با دور شدن از ذات نظام خودش را در طرف ملت این نامعادله تعریف کند. انگیزه و غرض آن ها از این شگرد هر چه که بوده باشد، باعث سنگین تر شدن کفه ملت شده است. حوادث بعد از انتخابات هم باعث شد که هم قانونی بودن دولت و هم مشروع بودن نظام به طور کلی زیر سئوال برود و چشم اندازی کاملا متفاوت اما امیدوارکننده به وجود آید.
این که اساسا چرا این نامعادله این همه مدت به نفع نظام های به ظاهر متفاوت حاکم برقرار بوده و یا این که ویژگی ها و حالت های دو طرف این نامعادله به چه صورت بوده و هست غرض اصلی این نوشته نیست. چرایی برقراری این نامعادله و چگونگی حالت دو طرف آن محتاج به بحث های جداگانه است اما برای نزدیک شدن به غرض اصلی این نوشته به طور خلاصه باید گفت که نظام های حاکم با در اختیار گرفتن مصادر و منابع ثروت (نفت) به همراه اهرم های مهم تبلیغاتی (ناسیونالیسم، دین، ...) و با اتکا به طبقات و اقشاری که از نظم این نظام ها بهره می شدند و می شوند سیاست های خودشان را پیش می بردند و می برند. در عین حال این نظام ها در چهارچوب یک نظم بزرگتر منطقه ای و بین المللی عمل می کردند و می کنند. به عنوان مثال همین نظم و نظامی که در طول سی سال گذشته در کشور ما حاکم است ایفاگر نقشی است که توسط قدرت های برتر تعیین شده است. به همین دلیل علی رغم تضادهای شکلی و جنگ زرگری با هم کار می کنند و کنار آمده اند و از همدیگر منتفع می شوند. جالب این جاست که همین نظام ها معمولا مخالفین مستقل خودشان را وابسته به بیگانگان معرفی می کنند. حتی وقتی مردم به صورت ملیونی به مخالفت بر می خیزند باز آن ها را متهم به وابستگی به بیگانگان می کنند.
معمولا در این نظام ها مردم و جامعه وجه منفعل نامعادله هستند و حکومت ها فعال مایشاء. در چنین وضعیت بخشی از جامعه به خدمت نظام در می آیند بخشی هم سعی در تطبیق خودشان با سیاست های حاکم دارند. بعضی افراد و اشخاص و حتی جریان ها از جامعه کنده شده و مهاجرت می کنند. بخشی هم ناامید و سرخورده روزگار می گذرانند. در عین حال در چنین وضعیتی یک خط مبارزاتی نه چندان موثر برای بر هم زدن این نامعادله وجود دارد که شاخص تقابل با حکومت است. از آن طرف نظام حاکم مانند سدی در مقابل رود خروشان جامعه عمل می کند. در نتیجه جامعه از حرکت می ایستد و راکد می شود. حالت گرداب پیدا می کند و بدتر از آن بعضا به گنداب تبدیل می شود. دور خودش می چرخد و به شکل های مختلفی انرژی آن به هدر می رود. انفعال، فرار، یاس و ناامیدی ، تباهی و فساد، به جان هم افتادن و همدیگر را خنثی کردن ویژگی های جامعه در چنین وضعیت هایی است. همه این مشخصات در طول سی سال گذشته در جامعه ما هم وجود داشته است. مردم ما در طول تاریخ معاصر چندین بار به این نامعادله هجوم آوردند و بعضا آن را به کلی از بین بردند اما نیروهای ارتجاعی و ضد مردمی به کمک عوامل بیگانه دوباره آن را بازسازی کردند و به جای اول آن برگرداندند. انقلاب بهمن 57 برجسته ترین این تلاش ها بود که متاسفانه به یغما رفت و ناکام ماند. خیزش مسالمت آمیز خرداد 76 در قالب رای به اصلاح طلبان هم تلاش دیگری بود که به خاطر بی صداقتی و بی کفایتی رهبران آن مستهلک شد. اما به نظر می رسد که جامعه این بار با پشتوانه چند تجربه تاریخی و با متانت رفتاری، ژرف اندیشی نظری و گستردگی همه جانبه به مقابله با این نامعادله برخاسته است و امید است که پایان ماجرا یک دست شدن دولت و ملت باشد تا از این طریق راه رشد و توسعه کشور باز و هموار شود.
انتخابات ریاست جمهوری و پی آمد های آن بار دیگر تقابل دولت ـ ملت را کاملا آشکار و در عین حال این تقابل را کاملا فعال کرده و به سطح جدیدی ارتقا داده و اصطلاحا تضاد موجود را به تعارض رسانده است. استقبال گسترده مردم از انتخابات تلاش حداقلی بود برای شروع حل مسالمت آمیز این تضاد به شیوه کاملا دموکراتیک. در واقع تلاشی بود برای شکستن بن بستی که در رابطه این دو وجه ایجاد شده بود تا در ادامه به یک هماهنگی کامل برسد. اگر تلاش مردم به ثمر می رسید گشایش بزرگی در کار فروبسته این ملت ایجاد می شد اما با تقلب انجام شده و در واقع با جابجایی برنده و بازنده متاسفانه این تلاش بی ثمر ماند و این راه بسته شد و تقابل حالت دیگری به خود گرفت البته تا این جا هم به اعتبار الخیر فی ما وقع همه چیز به نفع مردم تمام شد و شفافیت بزرگی ایجاد شد. حداقل امتیاز به دست آمده این است که اساسا پرونده انتخابات در چهارچوب این نظام و با این مشخصات به کلی بسته شد.
ماهیت آرای مردم در این انتخابات هم مثل انتخابات دوم خرداد 76 همچنان بر نفی ذات و اساس نظام استوار بود و به اصطلاح وجه نفی بر وجه ایجاب می چربید. اصل بر این بود که جناح غالب و رئیس جمهور آن را که بن مایه ی ارتجاع حاکم را نمایندگی می کند از صحنه سیاسی و مدیریتی مملکت دور کنند. اما نظام و جناح غالبش با تقلب گسترده و تبدیل انتخابات به کودتا اساسا رابطه این نامعادله را تغییر دادند و آن را وارد مرحله جدیدی کردند. اعتراضات گسترده مردمی و به چالش کشیده شدن قدرت نظام از طرف اقتدار مردم هم وجه منفعل مردم را به وجه فعال تبدیل کرد و هم مبارزه منفی را به مبارزه مثبت تبدیل نموده است. مردمی که حاضر شده بودند در چهارچوب انتخابات درون نظامی حرفشان را بزنند حالا صحبت از انتخاباتی با حضور همه جریانات و با نظارت سازمان های بین المللی می کنند. با این واقعه اساسا ایران به یکی از آن سرفصل های مهم و تاثیرگذار خودش نزدیک شده و دوران جدیدی آغاز شده است. در این جا باز همان دو سئوال چرا و چگونه را در مقابل خود داریم. منتها این بار بر عکس . چرا تعادل مبتنی بر زور این نامعادله دارد به نفع مردم به هم می خورد و باز این که ویژگی ها و حالت های دو طرف این نامعادله در وضعیت جدید چگونه است؟ آیا واقعا زور مردم دارد بر زور دولت می چربد آیا اقتدار ملی دارد بر قدرت دولتی فائق می شود؟ چه هوشیاری ویژه ای لازم است تا این بار هم تلاش مردم بی ثمر نشود. سعی می شود پاسخ های مختصر و مفیدی به این پرسش ها داده شود.
پیداست که عدم تعادل باعث بی ثباتی می شود و به همین دلیل نامعادله هایی از این دست برای همیشه دوام نمی آورد و در نهایت باید به یک تعادل منطقی برسند تا ثبات دائمی پیدا شود. وضعیتی که در بسیاری از کشورها به وجود آمده است دیگر اساسا چیزی به نام تضاد دولت و ملت ندارند. در تاریخ خود ما هم همان طوری که اشاره شد هر از گاهی به دلیل بی ثباتی زیاد و به تعارض رسیدن تضادها تنش های سیاسی و حتا انقلابات بزرگ رخ داده است اما دوباره نیروهای ضد مردمی به کمک بیگانگان بر امور مسلط شدند. تکرار این حوادث و بازگشت مجدد به جایگاه اول باعث شد که بعضی به این نتیجه برسند که تاریخ سیاسی اجتماعی ایران گرفتار چرخه استبداد و هرج و مرج شده است. به عبارتی هر وقت که وزنه دولت سنگین تر می شود استبداد حاکم می شود و هرگاه وزنه ملت سنگین تر می گردد دولت عملا ساقط گشته و جامعه دچار هرج و مرج می شود تا دوباره وزنه دولت سنگین تر شود و مثلا امنیت که همان استبداد است برقرار شود. بعضی ها هم معتقدند به دلیل این که در استبداد نوعی امنیت وجود دارد عامه مردم برای فرار از هرج و مرج یا همان آزادی بی قاعده و قانون به استبداد پناه می برند. دلیل به وجود آمدن این چرخه را هم عده ای در عقب ماندگی تاریخی مردم ایران می دانند و به آن جنبه ساختاری می دهند و عده ای هم در خیانت رهبران و حکومت ها می دانند و به آن جنبه ارادی می دهند. به هر حال از بحث مان دور نشویم. عدم تعادل و بی ثباتی دوام نمی آورد در حوزه سیاست و حکومت این عدم تعادل مبتنی بر ستمگری، بهره کشی و فریب کاری است. به همین دلیل ستمدیدگان ، استثمار شدگان و فریب خوردگان واکنش نشان می دهند. جامعه در همه حال یک پدیده زنده است. در رابطه با نظام فعلی که قضیه اصلا فراتر از این حرف هاست حاکمیت بعد ازانقلاب اساسا یک نظام ضد تاریخی بوده و کاملا به مردم تحمیل شده است. جامعه با انقلاب دنبال چیز دیگری بود و متاسفانه چیز دیگری نصیب او شده است. حالا جامعه دارد کم کم آن پوسته ارتجاعی و استبدادی را می شکند و شکوفا می شود. تقلب گسترده حکومت و دهن کجی به آرای عمومی عملا حرکت جامعه را در این مسیر به جلو انداخته است. مدیریت نالایق و بی کفایت جناح غالب هم مزید بر علت شده است. از نگاه ایدئولوژیک هم باید گفت که مهلت ستمگران دارد به سر می رسد. تحولاتی از این دست جزء وعده های الهی است و یقینا تخلفی در آن نخواهد بود. دلایل متعدد دیگر برای به هم خوردن این نامعادله وجود دارد. اگر غیر از این باشد جای تعجب است. اما ویژگی های دو طرف این نامعادله در مرحله گذر از بی ثباتی به پایداری، در مجموع جابه جایی ویژگی ها را نشان می دهد. جامعه دارد دست بالا را پیدا می کند و در حال طلوع مجدد است. این یعنی این که نظام گرفتار افول مسلم می شود. از این پس مردم و جامعه کنش گر اصلی خواهند شد و دولت و نظام به مرحله واکنش های انفعالی خواهند افتاد. قدرت تصمیم گیری و انسجام جمعی نظام به هم خواهد خورد و کاملا گرفتار روزمره گی و روزمرگی خواهد شد. یکی از پیامدهای بزرگ ماجراهای اخیر پیدا شدن عدم اعتماد بی سابقه بین دولت و مردم است. دولت به خاطر این که در امانت آرای مردم خیانت بی سابقه ای کرد رسما و عملا و علننا به عنوان خائن لقب گرفت و در چشم مردم خوار و خفیف شده در واقع در عرض یک شب آخرین پرده های فریب و نیرنگ حکومت دریده شد و با حوادث بعد از آن هم مشروعیت دینی نظام و هم مقبولیت قانونی دولت زیر سئوال رفت. در واقع از سه پایه ثروت، قدرت و تبلیغات، پایه تبلیغات آن به کلی از دور خارج شد. آن هم تبلیغاتی که بر پایه دین و فقه استوار بود و نظام سعی می کرد مشروعیت خودش را الهی جلوه دهد دیگر از این به بعد رابطه دولت و ملت بر زور عریان استوار خواهد بود. به عبارتی دیگر از این به بعد تا پایان این نظام در جامعه عملا حکومت نظامی برقرار خواهد بود. مشخصه دیگر وضعیت حاضر این است که مردم که اکثریت عددی در مقابل نان خوران نظام به حساب می آیند متکی به اقتدار جمعی و ملی خود خواهند بود. در حالی که حکومت مثل همیشه متکی به زور ، سلاح، سرکوب، زندان و کشتار خواهد ماند. ابزارهایی که دیگر زمان استفاده از آن ها هم به سر آمده است. به لحاظ روانی ترس و هراس مردم فرو ریخته است. فریادشان بلند شده است. حجاب ها از میان برداشته شده اند درحالی که حکومت به خاطر این خیانت عظیم دچار خوف تاریخی شده است. خوف نابودی و اضطراب ناشی از آن سیستم را به کلی مختل خواهدکرد . مردم از انفعال تاریخی به در آمدند و فعالانه وارد میدان مبارزه شده اند . مبارزه منفی به مبارزه مثبت تبدیل شده است در حالی که مردم در فکر بنیان نهادن نظم نوین هستند که لایق این روزگار و این ملت بزرگ باشد فروپاشی نظام اداری و مدیریتی حکومت که از مدتها پیش شروع شده بود شتاب بیشتری گرفته است . نخبگان جامعه در مقابل نخاله های حکومت و نظام قرار گرفته اند . درک عمیق از ضرورت تحول در جامعه به وجود آمده است که به دنبال پاسخ متناسب می گردد . روح زمانه با اراده ی مردم هماهنگ شده است درحالی که حکومت خواهان ادامه ی همین نظم جهنمی آن هم به کمک قدرتهای برتر بین المللی است و باز در حالی که اعتماد به نفس تاریخی مردم برگشته است و حمایت بشریت معاصر در غالب سازمان ها و نهادهای بین المللی از تحولات در ایران باعث دلگرمی و پشتوانه ی مردم شده است حکومت دچار بی ثباتی ، روزمرگی و استیصال شده است و برای بقای خودش در درجه ی اول متوسل به بیگانگان شده و خواهد شد و در درجه ی دوم سعی خواهد کرد برای راضی نگه داشتن جامعه و به ویژه نان خوران خودش به شیوه های باج دهی چون پول پخش کنی و واگذاری سرمایه های ملی به افراد و جریانات خاص متوسل شود و ...
در یک کلام باید گفت که این نظم سیاه جهنمی دارد به یک جنبش بهشتی تبدیل می شود .
سرانجام این ماجرا و این مسیر انشاءالله به فروپاشی نظام و حکومت منجر خواهد شد و به نتیجه ی دلخواه جامعه و مردم خواهد رسید اما همانطور که گفته شد مهم تعادل بین این دو وجه است نه غلبه ی یکی بر دیگری درنتیجه استمرار چرخه ی استبداد و هرج و مرج . به عبارت دیگر از وجود نظام و قانون گریزی نیست ، مهم این است که نظامی باشد دموکراتیک ، برگزیده ی مردم و هماهنگ با خواست و اراده ی آنها . پس باید تمامی هوش تاریخی این ملت به کار گرفته شود تا این قافله به سلامت به مقصد برسد و بار دیگر گرفتار راهزنان نگردد . به همین دلیل این بار دیگر نباید در فکر نظامی بر پایه ی یک دین یا مذهب یا نژاد یا جریان خاص اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و صنفی و ... بود بلکه باید نظامی مبتنی بر آزادی ، قانون و رعایت حقوق بشر و برگزیده ی مردم ایجاد شود تا همه ی جریانات موجود سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فکری ، فرهنگی ، دینی ، مذهبی ، قومی ، مدنی و ... در آن سهیم باشند و در آن آزاد باشند و نه تنها جامعه مغلوب نظام نباشد بلکه هیچ جریانی مغلوب جریان دیگر نباشد . همانطور که در راه رسیدن به آن نظام مطلوب اصل بر روش مسالمت آمیز و عدم خشونت است از هم پاشیدن نظم این نظام نباید به معنای نابودی افراد و اجزاء و اشخاص آن باشد . مهم این است که مناسبات ظالمانه ی موجود از بین برود و نظم نوین و دموکراتیک حاکم شود . نه اینکه افراد و اشخاص و جریاناتی از بین بروند و عده ای دیگر جایگزین شوند . این مبارزه باید کاملا پیامبرانه رهبری و هدایت شود و با بلند نظری و سعه ی صدر مصلحین با عوامل نظام برخورد شود . مهم دگرگون شدن ساختار حقوقی نظام است . نابودی افراد حقیقی اصلا نباید مطرح باشد برای فرار از چرخه ی خشونت باید فکر انتفام را از سر به در کرد . پیداست هر فرد و جریان و نهادی که بیشتر مانع پیروزی و موفقیت مردم شود منفورتر و منزوی تر خواهد شد . این دیگر سرنوشتی است که خودشان برای خود رقم می زنند . جامعه و مردم نباید به فکر حذف و طرد کسی باشد .این مسیر مسیر جذب و یگانگی ست نه حذف و بیگانگی . یادمان باشد مبارزه ی ملت ایران و پیروزی نهایی پاشنه آشیلی مهم تر از نامعادله ی دولت ـ ملت دارد و آن نامعادله ی درون و بیرون است . عامل بیرونی یا همان استعمار که اخیرا در غالب جهانی سازی رخ نموده است نه تنها در طول سده های گذشته به عنوان یک عامل موثر و در عین حال مخرب در مسیر پیشرفت کشور ما عمل کرده است بلکه در حال حاضر هم همان نقش را به شکل های بسیار پیچیده و پنهان ادامه می دهد . خنثی کردن این عامل و در نهایت استفاده ی درست از عامل بیرونی و رسیدن به تعادل منطقی با آنها در مسیر پیشرفت نه تنها هوش مضاعف ملی می طلبد بلکه نیازمند اراده ی ملی و جامعه ای بدون شکاف است . همین مقدار جوش و خروش جامعه بخشی از نقشه های پنهانی آنها را خنثی کرده است . این سخن بگذار تا وقتی دیگر.
به امید رسیدن به جامعه ای که در آن مردم و حکومت هماهنگ و همراه باشند.
زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین
3/5/88


علی صارمی
سید ظهور نبوی چاشمی
میثاق یزدان نژاد


انتشار:
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران





http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193

۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه

اعتراضات گسترده شبانه مردم تهران در آستانه تنفیذ حکم نامشروع احمدی نژاد

بنابه گزارشات رسیده مردم تهران در آستانه تنفیذ حکم رئیس جمهوری غیر مشروع احمدی نژاد توسط علی خامنه ای ولی فقیه رژیم امشب بصورت گسترده بر بام منازل ،کوچه ها و خیابانها حاضر شدند و صدای اعتراضات خود را طنین انداز کردند.
اعتراضات گسترده شبانه مردم تهران که از ساعت 22:00 بر بام منازل ،کوچه ها ،خیابانها آغاز شد نسبت به شبهای گذشته بسیار شدید بود . مردم با فریادهای خود بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند.این اعتراضات تا ساعت 22:30 ادامه یافت.
مناطقی که امشب درآن اعتراضات بصورت گسترده ها ادامه داشت عبارتند بودند از؛ تهران پارس ، شمس آباد ،‌صادقيه ،‌اكباتان ،‌شريعتي ،‌ونك ،‌هفت تير ،‌تجريش ،‌مير داماد ،‌سيد خندان ،‌پونك ،آ‌زادي ،‌گيشا،‌ستارخان ،‌دريان نو بود.
شدت اعترضات در مناطقی مانند سيد خندان ،‌تجريش ،‌گيشا ،‌ونك ،‌شريعتي بيشتر از ديگر نقاط تهران بود.شدت اعتراضات به حدی بود که نیروهای سرکوبگر وحشت زده هستند و از روبرو شدن با مردم پرهیز می کنند.
همچنین در بعضی مناطق مردم برای اعتراضات روز 12 مرداد ماه به همدیگر یادآوری می کردند و قرار دیدار را در خیابانها و میادین تهران برای حضور گسترده در آن اعتراضات گوشزد می کردند.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
11 مرداد 1388 برابر با 02 اگوست 2009




http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193

تجمع اعتراضی خانواده های زندانیان سیاسی در مقابل دفتر شاهرودی،دادگاه انقلاب و زندان اوین

بنابه گزارشات رسیده خانواده های زندانیان سیاسی قیام مردم ایران در مقابل دفتر شاهرودی،دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواستار پایان دادن به شوهای وحشت و آزادی فوری و بی قید وشرط عزیزان خود شدند.
امروز حدود 60 نفر از خانواده دستگير شده ها به دادگاه انقلاب مراجعه كردند و منتظر بودند كه ببينند آيا امروز ليستي از اسامي براي گذاشتن كفالت و يا وثيقه اعلام مي شود يا نه كه تا ساعت 10:30 اسمي اعلام نشد.حدود ساعت 10:30 تعدادي از خانواده ها جمع شدند و به سمت قوه قضاييه رفتند و عده اي ماندند تا شايد خبري از عزيزانشان بگيرند و به خانواده هاي ديگر نيز اطلاع دهند .حدود ساعت 11:5 خانواده ها به قوه قضاييه رسيدند تعدادي ديگر از خانواده ها زودتربه آنجا رفته بودند رفته رفته كه به تعداد خانواده ها افزوده شد همچنین بر تعداد نیروهای سرکوبگر خود در جلوی درب ورودی برای کنترل خانواده ها می افزودند. يك اتومبيل نيروي انتظامي هم براي كنترل اوضاع به آنجا فرستاده شد.به خوبي نگراني و اضطراب و خشم در چشمان خانواده ها ديده ميشد به خصوص خانواده هايي كه در اين مدت هيچ گونه خبري از عزيزشان نداشتند و در اين مدت به هر كجا كه مي توانستند مراجعه كرده بودند اما جوابي دريافت نكرده بودند.
خانواده ها خواستار ملاقات با شاهرودي بودند .عده اي از خانواده ها نيز نامه اي به شاهرودي نوشته و خواستار آزادي فوري فرزندان خود شده بودند.نیروهای سرکوبگر در جلو قوه قضاييه مانع اعتراضات خانواده ها مي شدند .ساعت 11:55به خانواده ها گفته شد يك نفر به نمايندگي از طرف همه شما نامه بنويسد و يا هر فردي خود نامه اي بنويسد ما به شاهرودي مي دهيم و چند روز ديگر نماينده اي از طرف شما براي پيگيري بيايد كه صداي الله اكبر و اعتراض خانواده ها بالا رفت و مي گفتند چقدر نامه بنويسيم و جواب نگيريم چقدر دروغ 40 روزه ما را با دروغ از اين دادگاه به اون دادگاه و زندان مي فرستيد چقدر ظلم، شما اينجاييد كه به ما جواب دهيد با بچه هاي ما چكار كرديد ، چه بلايي سرشون آورديد.كه نیروهای سرکوبگر جلو درب به طرف خانواده ها رفتند و با دادو فرياد گفتند اگر مي خواهيد به كارتان رسيدگي شود داد و فرياد نكنيد.تعدادي از خانواده ها نامه را نوشتند وحدود 40 نفر از خانواده ها محكم ايستادند و گفتند تا شاهرودي را نبينيم از اينجا نمي رويم هر چقدر نامه نوشتيم و جوابي نگرفتيم كافيست.هر از چند دقيقه اي سربازان مي آمدند و مي گفتند نامه بنويسيد اگر شاهرودي وقت داشت شما را خواهد ديد .يا روز ديگري را براي ملاقات با شما تعيين خواهد كرد .بيشتر خانواده ها تا ساعت 13:45 منتظر ايستادند اما تا آن لحظه هيچ كس جوابگوي آنها نشد.

همچنین در سالن ملاقات زندان اوين هم حدود 30 نفر از خانواده ها تجمع کرده اند و خواستار ملاقات با عزيزان خود و آزادی آنها هستند، كه تنها پول و لباس از آنها گرفته شد و اجازه ملاقات به آنها داده نشد.

لیست جدیدی از اسامی دستگیرشدگان قیام مردم ایران جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.

1- امير قليچ خاني 26 ساله ليسانس فلسفه پنجشنبه 8 مرداد در هفت تير بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
2- امير حسين قرباني 25 ساله دانشجوي طراحي صنعتي پنجشنبه 8 مرداد در هفت تير بازداشت و بعد از انتقال به كلانتري به اوين منتقل شده
3- كيومرث ملك زاده 25 ساله فوق ديپلم عمران پنجشنبه 8 مرداد در حوالي مصلي بازداشت و به اوين منتقل شده
4-آرش چلنگري 28 ساله پنجشنبه 8 مرداد در مفتح بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
5-احسان حاجيزاده 24 ساله فوق ديپلم كاميوتر پنجشنبه 8 مرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
6- شهرام احمدي 30 ساله پنجشنبه 8 مرداد در خيابان بهشتي توسط لباس شخصي ها بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
7- وحيد حشمت پور 29 ساله ليساني تربيت بدني جمعه 26 تير در خيابان قدس بازداشت و به اوين منتقل شده
8- بهراد خالقي 19 ساله جمعه 26 تير در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
9- محسن مير علوي از سه شنبه 26 خرداد كه در تجمعات آرام ميدان آزادي شركت كرد هيچ گونه اطلاعي از وي نيست
10جمشيد فاتحي31ساله جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
11- احمد دماوندي 27 ساله فوق ليساني مديريت بازرگاني پنجشنبه 18 تير در امير آباد بازداشت و تا امروز هيچ اطلاعي از وي نيست
12- ابراهیم دماوندی ،جمعه 26 تیر ماه دستگیر شغل معلم دبیرستان

13- محسن عيوضي 21 ساله ديپلم پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
14-سينا جليلي 20 ساله دانشجوي عمران پنجشنبه 18 تير بازداشت و به كلانتري 148 منتقل و سپس به اوين منتقل شده
15- حسين وفا 25شنبه 30 خرداد در تجمعات شركت كرده و از آن روز هيچ گونه اطلاعي از وي نيست

شاهرودی که توسط ولی فقیه علی خامنه ای نصب شده است و تا به حال در تایید و صدور احکام اعدام کودکان،اعدام های دست جمعی،اعدام زندانیان سیاسی،سنکسار و قطع عضو نقش داشته و دستش به خون هزاران ایرانی بی گناه آغشته است. او که از امکانات ملی استفاده می کند تا جوابگوی مردم و مشکلات آنها باشد ولی در جائی که از عدالت قربانی می شود و دفتر قوه قضائیه نامیده می شود خانواده های زندانیان مورد اهانت مامورینش قرار می گیرند و او هم حاضر به پاسخگویی نیست.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،عدم پاسخگویی شاهرودی به خانواده های که هفته ها است از عزیزان خود بی خبر هستند و اهانت مامورین وی به آنها در مقابل دفترش را محکوم می کند. و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد وسایر مراجع بین المللی خواستار اعزام هیئت تحقیق بین المللی برای رسیدگی به شکنجه ،قتل و عدم اطلاع خانواده ها از عزیزانشان و شناسائی آمرین و عاملین این جنایتها به ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
11 مرداد 1388 برابر با 2 اگوست 2008

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر


http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193



توجه: استفاده از گزارشها و لیست شهدا ،مفقودین و دستگیر شدگان فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران فقط با ذکر ماخذ مجاز می باشد

تجمع اعتراضی خانواده های زندانیان سیاسی قیام مردم ایران در مقابل دفتر شاهرودی

بنابه گزارشات رسیده از مقابل دفتر شاهرودی خانواده های زندانیان سیاسی از صبح امروز در مقابل این دفتر تجمع کردند و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود.
خانواده های زندانیان سیاسی از ساعت 10:30 مقابل دفتر شاهرودی تجمع کردند .علاوه بر خانواده های شوی وحشت روز گذاشته که 100 نفر از زندانیان را به دادگاه فراخوانده بودند و تعداد ی از آنها را در مقابل دوربینهای رسانه های حکومتی وادار به اعتراف کرده بودند .همچنین خانواده هایی سایر زندانیان سیاسی بخصوص خانواده هایی که از اواخر خرداد ماه عزیزان آنها دستگیر و تا به حال هیچ خبری از وضعیت و شرایط آنها ندارند هستند. سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی از جنایتکاران علیه بشریت و سایر دستیاران آنها که از خامنه ای ولی فقیه بصورت ویژه برای سرکوب دستور دارند از دادن هرگونه خبری از عزیزانشان خوداری می کنند.
تعداد زیادی از خانواده ها پس اینکه مدتی ایستادن در مقابل دادگاه انقلاب بصورت دست جمعی بسوی دفتر شاهرودی حرکت کردند.
تعداد خانواده های که در تجمع اعتراضی در مقابل دفتر شاهرودی شرکت دارند تا گزارش این خبر بیش از 90 نفر تخمین زده می شود. و هر لحظه بر تعداد خانواده افزوده می شود و همچنین مردم برای حمایت از آنها به صفوف آنها می پیوندند.
نیروهای سرکوبگر با افزایش تعداد خانواده های زندانیان سیاسی و مردم بر تعداد نیروهای خود می افزایند و افراد نیروی انتظامی مستقر در مقابل دفتر شاهرودی از تجمع آنها در مقابل این دفتر ممانعت می کنند ولی خانواده به مخالت آنها توجهی نمی کنند و به اعتراضات خود ادامه میدهند.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
11 مرداد 1388 برابر با 02 اگوست 2009


http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193

۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

ادامه یافتن اعتراضات شبانه مردم تهران در مناطق مختلف

بنابه گزارشات رسیده از مناطق مختلف تهران ،مردم تهران امشب همانند شبهای گذشته بر بام منازل و در کوچه ها و خیابانهای فرعی قرار گرفتند و به اعتراضات شبانه خود ادامه دادند.
اعتراضات شبانه مردم تهران از ساعت 22:00 با بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور بر بام منازل ،کوچه ها و خیابانهای فرعی سر داده شد.
مناطقی که اعتراضات شبانه در آن ادامه داشت عبارتنداز: تهران پارس ، تجريش ، صادقيه ، پونك ،‌هفت تير ،‌شريعتي ،‌مطهري ،‌سيدخندان ،‌ستارخان ،‌اكباتان ، آزادي ،‌دريان نو ،‌گيشا ،‌سعادت آباد ،‌ميرداماد،‌شمس آباد،‌ونك

شدت اعتراضات شبانه مردم تهران که با بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور سر داده می شد در مناطقی مانند ونک،تجریش،سید خندان ،میرداماد و شمس آباد بود.
نیروهای سرکوبگر بسیج و سپاه پاسداران در بعضی از مناطق با سوار شدن بر موتورهای خود بصورت گروهی سعی در ایجاد رعب وحشت داشتند اما مردم با مشاهدۀ آنها بر شدت اعتراضات خود می افزودند بخصوص شعار مرگ بر دیکتاتور.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
10 مرداد 1388 برابر با 01 اگوست 2009



http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193

زخمی شدگانی که دارای وضعیت وخیمی هستند تحت مراقبت شدید مامورین وزارت اطلاعات

بنایه گزارشات رسیده در جریان اعتراضات گسترده مردم تهران در روز 8 مرداد به مناسبت گرامیداشت چهلمین روز شهدای قیام مردم ایران که مورد یورش نیروهای سرکوبگر قرار گرفت تعدادی دستگیر و تعدادی بشدت مجروح شدندکه در حاضر در بیمارستان 7 تیر بستری هستند.
روز پنجشنبه 8 مرداد ماه برای گرامیداشت چهلمین روز شهدای قیام مردم ایران در تهران و شهرهای مختلف ایران مراسمی برگزار شد. در این مراسم هزاران نفر از مردم ایران در آن شرکت کردند و یاد و خاطرۀ شهدای راه آزادی را گرامی داشتند . در تهران مردم با حضور بر مزار شهدا در بهشت زهرا که به یک اجتماع اعتراضی علیه این رژیم بتبدیل شد و بسرعت دامنۀ آن به خیابانهای مرکزی تهران و مصلی تهران کشیده شد.
اعتراضات با یورشهای وحشیانۀ نیروهای سرکوبگر گارد ویژه،سپاه پاسداران، بسیج و لباس شخصی ها که تحت امر ولی فقیه می باشند قرار گرفت. جوانان را آماج باتون های خود قرار دادند که منجر به دستگیری و زخمی شدن تعداد زیادی از آنها شد.
بیش از 18 نفر از زخمی شدگان به بیمارستان 7 تیر منتقل کردند .اکثر آنها از ناحیه سر،گردن و صورت مورد اثابت باتون قرار گرفته اند. تعدادی از زخمی شدگان توسط نیروهای وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی به نقاط نامعلومی منتقل شدند. وضعیت 3 نفر از دستگیر شدگان وخیم می باشد که اسامی آنها به قرار زیر می باشد:
1- سید محسن م.م 23 ساله دانشجوی برق 2- شهرزاد ف 26 ساله 3- امیر ا. 27 ساله لیسانس کامپیوتر
زخمی شدگان علیرغم اینکه در بیمارستان بسر می برند ولی عملا تحت مراقبت شدید مامورین وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی هستند
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، انتقال مجروحین به نقاط نامعلوم و تحت مراقبت امنیتی قرار دادند زخمی شدگان در بیمارستانها را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار دخالت برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
10 مرداد 1388 برابر با 01 اکوست 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193




توجه: استفاده از گزارشها فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران فقط با ذکر ماخذ مجاز می باشد

تجمع اعتراضی تعداد زیادی از خانواده های دستگیر شدگان در مقابل کلانتری 148،دادگاه انقلاب و زندان اوین

بنابه گزارشات رسیده صدها نفر از خانواده های بازداشت شدگان قیام اخیر مردم ایران امروز در مقابل کلانتری 148 ، دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع کردند و نسبت به بی اطلاعی از وضعیت عزیزانشان اعتراض کردند و خواستار آزادی فوری آنها شدند.
پنجشنبه شب تعداد معدودي از دستگير شدگان روز پنجشنبه توانسته بودند از كلانتري با خانواده هاي خود تماس بگيرند و دستگيري خود را به آنها خبر دهند .اما هنوز از سرنوشت تعداد زيادي از آنها و محل نگهداري آنها خبري نيست .امروز حدود 18 نفر از خانواده ها با توجه به تماس دستگير شده ها مبني بر نگهداري آنها در كلانتري 148 انقلاب به كلانتري مراجعه كردند .مسئولين كلانتري براي چند ساعتي خانواده ها را بلاتكليف و سرگردان در جلوي كلانتري نگه داشتند واگر كسي نسبت به اين وضعيت اعتراض مي كرد با وحشیگری نیروی انتظامی مواجه مي شد سپس اعلام كردند دستگير شده ها به دادگاه انقلاب برده شده اند.خانواده ها كه نگران وضعيت سلامت فرزندانشان بودند به هر طريقي خود را به دادگاه انقلاب رساندند اما دادگاه انقلاب هنوز نام دستگيرشده ها را تاييد نكرده و به تعدادي از خانواده ها اعلام كردند بي خود در اين گرما وقت خود را تلف نكنيد برگرديد به منزلتان به هيچ كجا هم مراجعه نكنيد ، مصاحبه هم انجام ندهيد تا فرزندتان زودتر آزاد شود ما خود با شما تماس مي گيريم .به تعدادي ديگر هم گفته شد برويد به زندان اوين شايد آنجا اسم آنها را تاييد كنند.امروز خانواده ها در بلاتكليفي و سرگرداني از وضعيت عزيزانشان به كلانتري و دادگاه انقلاب و اوين پاس داده شدند.مادري در دادگاه انقلاب مي گفت چه كسي به من اين تضمين را مي دهد كه بروم در خانه بنشينم و كاري نكنم و فرزندم را سالم تحويل بگيرم .در اين مدت آنقدر وعده و وعيدهاي دروغين شنيده ام كه به هيچ كدامتان اعتماد نداریم .حداقل يك نفر از دفتر حداد جرأت ندارد بياد پايين و به من مادر بگويد فرزندم زنده است و يا او را زنده و سالم تحويل مي گيرم
از طرفي امروز حدود 120 نفر از خانواده دستگير شده هاي روزهاي قبل و روز پنجشنبه 8 مرداد به دادگاه انقلاب مراجعه كردند در روزهاي قبل خانواده هايي كه از فرزندانشان در طول اين مدت هيچ اطلاعي نداشتند و نمي دانند زنده هستند يا نه تا ساعت 15 جلو درب دادگاه انقلاب به انتظار خبري از عزيزشان مي نشستند.از آنجايي كه هر چند روز نام يكي از كشته شده ها در زندان و يا در تجمعات به بيرون مي آيد خانواده ها به خصوص مادران با وضعيتی مسترب و نگران و خشمگین به دادگاه انقلاب و زندان اوين مراجعه مي كنند .اشك مي ريزند و با تمام خشمي كه دارند خامنه اي را نفرين مي كنند و آرزو مي كنند كه هر چه زودتر سرنگون شود
مامورین مستقر در جلوي دادگاه انقلاب مانع ايستادن خانواده ها در جلوي دادگاه مي شدند و يك اتومبيل نيروي انتظامي در جلوي دادگاه انقلاب خانواده ها را كنترل و اتومبيل ديگر با حركت در خيابان معلم كل خيابان را تحت كنترل داشت نيروهاي لباس شخصي نيز در داخل و بيرون دادگاه انقلاب ديده مي شدند
در جلوي زندان اوين حدود 60 نفر از خانواده هاي دستگير شدگان روز پنجشنبه 8 مرداد تجمع كرده بودند تا مطمئن شوند عزيزشان سالم و به زندان اوين منتقل شده است و حدود 35 نفر از خانواده هاي دستگير شدگان روزهاي قبل به انتظار خبر و يا ملاقات با فرزندشان به زندان اوين مراجعه كرده بودند و خواستار دیدن عزیزانشان تا از سلامتی آنها اطمینان یابند كه آیا آنها سالم و زنده است.

دستگیر شدگانی که در بازداشتگاههای موقت کلانتری 148 ،ستاد پیگیری وزارت اطلاعات و بازداشتگاههای اطلاعات سپاه پاسداران و سایر مراکز برای تحت شکنجه قرار دادن آنها انتقال داده می شوند. در این شکنجه گاهها تا به حال تعدادی از جوانان دستگیر شده در زیر شکنجه های وحشیانه به قتل رسیده اند.سعید مرتضوی این مراکز را مراکز آماده سازی می نامد( آماده سازی برای اعتراف گیری در زندان اوین) دستگیر شدگان بدستور سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی معروف به حسن حداد معاون وی که از جنایتکاران علیه بشریت هستند آنها با دستور و نظارت ولی فقیه علی خامنه ای اقدام به چنین جنایتهایی علیه ازادیخواهان ایران می زنند.

لیست جدیدی از اسامی دستگیر شدگان روز پنجشنبه 8 مرداد و روزهای قبل جهت اطلاع سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.

1- امير رضايي 20 ساله ديپلم پنجشنبه 8 مرداد در هفت تير بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
2- مهدي الياسي 18 ساله پنجشنبه 8 مرداد در اطراف مصلي بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
3- فريدون خسروي 32 ساله ليسانس آمار رپنجشنبه 8 مرداد بازداشت و به كلانتري منتقل شده و اكنون محل نگهداري وي نامشخص
4-عليرضا معصومي همداني 26 ساله پنجشنبه 8 مرداد در بهشت زهرا بازداشت ومكان نگهداري وي نامشخص
5-آرمان طباطبايي 24 ساله پنجشنبه 8 مرداد در هفت تير بازداشت و به اوين منتقل شده
6-امين كامراني 22 ساله دانشجوي صنايع پنجشنبه 8 مرداد در مفتح بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
7-مهدي قربان پور25ساله دانشجوي مديريت پنجشنبه 8 مرداد درهفت تير بازداشت وبه كلانتري 148 منتقل و اكنون محل نگهداري وي نامشخص
8- پارسا محمدي 28 ساله فوق ليسانس شيمي پنجشنبه 8 مرداد در مفتح بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
9-عليرضا صيادي 34 ساله ليسانس اقتصاد پنجشنبه 8مرداد در حالي كه زير ضربات باتوم از ناحيه صورت مجروح شده بود در بهشت زهرا بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
10- حسن الهياري 26 ساله فوق ديپلم نرم افزار پنجشنبه 8 مرداد در هفت تير بازداشت و به كلانتري 148 منتقل شده اما اكنون محل نگهداري وي نامشخص
11- محمد عرفان اسلامي 28 ساله پنجشنبه 8 مرداد در حوالي مصلي توسط بسيجي ها بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

12-آرمان اميرخاني 20ساله ديپلم جمعه 26 تير در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
13- محمد رضا نصير پور 27 ساله ليسانس عمران جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
14-محمد علي جلالي كاشاني 28 ساله ليسانس مواد غذايي جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
15-حامد فرح بخش 23 ساله دانشجوي حقوق جمعه 26 تير در بلوار كشاورز بازداشت و به اوين منتقل شده
16-اميد باهنر 27 ساله دانشجوي فوق ليسانس جمعه 26 تير در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
17-مجتبي معصومي 26 ساله ليسانس ادبيات جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

18-مرضيه باقري 24 ساله فوق ديپلم كامپيوتر پنجشنبه 18 تير در اميرآباد بازداشت و به اوين منتقل شده
19-پژمان ميلاني 21 ساله دانشجوي عمران پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
20-فرزاد جمشيدپور 29 ساله شغل آزاد پنجشنبه 18 تير بازداشت و به اوين منتقل شده
21- شايان غلام زاده 24 ساله ديپلم پنجشنبه 18 تير بازداشت و به اوين منتقل شده
22- مهديه حجازي 28ساله پنجشنبه 18 تير بازداشت و به اوين منتقل شده
23-حامد عبداللهي 25 ساله پنجشنبه 18 تير بازداشت و به اوين منتقل شده
24- فرهاد عابديني 21 ساله ديپلم پنجشنبه 18 تير در كارگر بازداشت و به اوين منتقل شده
25- امير كريمي نژاد 26 ساله ليسانس تئاتر پنجشنبه 18 تير در اميرآباد بازداشت و به اوين منتقل شده
26- عبدالحميد شريفي 31 ساله شغل آزاد از پنجشنبه 18 تير كه به گفته دوستانش بازداشت شده هيچ گونه اطلاعي از وي نيست

27- صادق نوري 28 ساله ليسانس كامپيوتر پنجشنبه 4 تير در صادقيه بازداشت و به اوين منتقل شده
28- ميلاد غفوري 25 ساله چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده
29-رامين عيوضي 22 ساله دوشنبه 1 تير در تهران پارس بازداشت و به اوين منتقل شده

30-علي عرفاني 30 ساله ليسانس هنر يكشنبه 31 خرداد در تهران پارس بازداشت و به اوين منتقل شده
31- ابوالفضل كيان 29 ساله شنبه 30 خرداد در اعتراضات شركت كرده اما تاامروز خانواده هيچ اطلاعي از وي ندارند
32- سعيد طاهري 28 ساله فوق ديپلم رياضي شنبه 30 خرداد در شادمان بازداشت و هيچ گونه اطلاعي از وي نيست
33- محسن قنبري 24 ساله شنبه 30 خرداد بازداشت و به اوين منتقل شده

از طرفی دیگر دادگاه انقلاب در یک شو وحشت صبح امروز 100 نفر از دستگیر شدگان قیام مردم ایران را به دادگاه انقلاب برد و اتهاماتی سنگینی که اعدام شامل آن می شود را به آنها نسبت داد. بعد از کشتارهاو یورشهای وحشیانه خیابانی به مردم به منظور پایان دادن به قیام که با شکست مواجه شده است. خامنه ای با دادن وظائف ویژه به سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی و نفرات تحت امر آنها مانند حیدری فر ،حسینی و راسخ همراه بازجویان و شکنجه گران پروژه شکست خوردۀ اعترافات را پیش می برند. اتهامات نسبت داده شده به دستگیر شدگان قیام بیشتر به هذیان گوئی شباهت دارد. آنها با این اتهامات سعی در اعدام دستگیر شدگان را دارند تا از این طریق فضای رعب و وحشت را بر جامعه مستولی کنند. دادگاه امروز توهینی بزرگ به ملت بزرگوار ایران بود. علی خامنه ای و منتصبینش در دادستانی و دادگاه انقلاب علیه مردم ایران مرتکب جنایت علیه بشریت شده اند. که سند قاطع آن اردوگاه مرگ کهریزک می باشد که در آن تعداد نامشخصی از جوانان دستگیر شده در زیر شکنجه ها به قتل رسیده اند. بعد از افشا شدن آن علی خامنه ای عنوان کرده است که به خاطر غیر استاندارد بودن بسته شده است. لذا بردن 100 نفر از ازادیخواهان مردم ایران به دادگاه انقلاب و نسبت دادن اینگونه اتهامات سند دیگری است بر جنایت علیه بشریت علی خامنه ای و منتصبین او داد دادستانی و دادگاه انقلاب می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به خطری که جان دستگیر شدگان اخیر و اتهاماتی که جنایتکاران علیه بشریت به انها نسبت می دهند هشدار میدهد و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد که متاسفانه تا به حال در قبال کشتارهای خیابانی مردم ایران و همچنین قتل زیر شکنجه در اردوگاههای مخفی مرگ باعث شده که جان تعداد زیادی را به خطر بیاندازد سکوت پیشه کرده اند آنها از این سکوت سوءاستفاده کرده اند و با نسبت دادن اتهامات سنگین قصد اعدام دستگیر شدگان را دارند. برای جلوگیری از این جنایت خواستار اعزام هیئتی فوری به ایران برای بررسی وضعیت دستگیر شدگان است و معرفی آمرین و عاملین کشتار مردم ایران و تحت پیگرد قرار دادن آنها است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
10 مرداد 1388 برابر با 01 اکوست 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر


http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.: 0031620720193