۱۳۹۰ دی ۱۰, شنبه

پیام زندانی سیاسی افشین بایمانی به مناسبت اولین سالگرد شهادت علی صارمی


در برابر تندر می ایستد ،خانه را روشن می کند .....در چنین روزی ما شاهد اعدام رادمردی بودیم که حلاج وار بر طناب دار بوسه زد، و به ...مرگ زمزمۀ .پوشالی و دروغین ضحاکان حاکم را در هم شکست و آنان را به سخره گرفت.
هرگز نتوانستم مرگ علی صارمی را باور کنم زیرا معتقدم که هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق .از سیمای مهربان و صمیمی او هر چه دیدم همه عشق بود ، عشق به انسان عشق به آزادی و عشق به همۀ خوبیها.
همیشه لبخند به لب داشت ، لبخندی که سرشار بود از امید ، امید به فردایی بهتر. بدون اغراق مرضیه السجایا و محموده الخصائل بود .آقای صارمی بسیار کوشا، مسئولیت پذیر و با انگیزه بودند و پشتکاری مثال نزدنی داشتند به طوریکه توانستند زبان فرانسه و انگیسی را در زندان فرا بگیرد و به دیگر دوستان بیاموزد .
در انجام مسئولیت های جمعی همیشه سعی می کرد از دیگران پیشی بگیرد نمی خواهم بگویم او یک اسطوره یا یک قهرمان بود او یک انسانی معمولی بود با این تفاوت که به آنچه می دانست و صادقانه به آن اعتقاد داشت جامه عمل می پوشاند او درس عمیقی از زندگی و زیبایی های آن و تجربۀ وجودی انسان داشت .
وقتی خبر اعدام علی صارمی را شنیدم من برای لاشه متعفن حاکمان دل مرده که هیچ اعتقادی به زندگی ندارند نماز میت به جای آوردم .
زندانی سیاسی افشین بایمانی
1390دی ماه

۱۳۹۰ دی ۹, جمعه

تو را من چشم در راهم، برای زندانی سیاسی ژیلا کرم زاده مکوندی


دست نوشته ای به یاد ژیلا کرمزاده مکوندی از فعالین و حامیان مادران پارک لاله ( عزادار) که توسط خانم الهام احسنی همبند سابق وی و از فعالین و حامیان مادران پارک لاله (عزادار) نگاشته شده و جهت انتشار در اختیار "فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران" قرار گرفته است.
خانم الهام احسنی کارشناس بهداشت عمومی زندانی سیاسی سابق و از فعالین وحامیان مادران پارک لاله (عزادار) بود که فعالانه در تجمعات و اعتراضات مادران در پارک لاله شرکت داشت و تمامی فعالیتهای مادران را در قالب گزارش ، فیلم و عکس ثبت و گزارش می داد . خانم الهام احسنی در 19 بهمن ماه 1388 در یورش همزمان شبانه و وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات به منازل حامیان مادران پارک لاله (عزادار ) به همراه برادرش نادر احسنی بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شد و چندین هفته در بند 209 (شکنجه گاه وزارت اطلاعات ) تحت بازجویی و شکنجه و توهین های اخلاقی بازجویان وزارت اطلاعات ( شکنجه گران ) قرار داشت و در اثر حمایت های بین المللی همراه با سایر حامیان مادران عزادار با وثیقه های سنگین آزاد شد. او با اتهامات سنگینی رو به رو بود که در صورت ماندن قطعا با حکم سنگین و ضدبشری مواجه می شد.
متن نوشته به قرار زیر است:
تو را من چشم در راهم،
گذشته را دوباره مرور می کنم .تمام روزهایی را که در میعادگاه منتظر بودم و منتظر بودی تا دست در دست هم ، در خیابان ، در کنار تمامی کسانی که نمی شناختیم اما دردشان برایمان آشنا بود ، در کنار کسانی که نگاهشان فریاد می زد که این بار آمده ایم که سرنگون کنیم فریاد های آزادیخواهانه را بر سر جلادان زمان بکوبیم .دستانت در دستم بود و نگاهم نگران به تو و نگاه نگران تو به من که مبادا ضربه ای از باتوم بر سر و تن بنشیند با وجودیکه هر دومان می دانستیم که یک ضربه از آن باتوم در راه رسیدن به آزادی چقدر شیرین است. هر دو غرق شور و هیجان شعار می دادیم ، می دویدیم اما دستمان از هم جدا نمی شد. شبی که بازداشت شدم گمان می کردم این بار دیگر دستانم از دستانت جدا شده است دستانی که در تمام روزهای پرهیجان و پردغدغه درخیابان در پارک لاله در دستانم بود. اما باز تو در کنارم بودی و این بار از سلول کناری دستان یکدگر را می فشردیم .30 روز سلول و بازجویی. هنوز صدای خواندنت در گوشم هست لحظه آزادی ات را به خوبی به یاد می آورم در بند 3 تو می خواندی که پشت این دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن دو تا خسته دو تا تنها یکیشون تو یکشون من .صدای پلاستیک لباس که شاید تمام زندانیان بند 209 روزها منتظر شنیدن صدای آن هستند در یک لحظه چه سکوتی را در بند رفم زد. همه منتظر بودیم که درب کدام سلول باز خواهد شد . قرعه بنام تو بود و فریاد آزادی ات در بند 3 طنین انداز شد. آن روز تو آزاد شدی، آزادی ات را از دریچه کوچک روی درب سلول نظاره گر بودم شاد و سرفراز، تو رفتی و من ماندم .
یکسال بعد مجبور به ترک وطن شدم این بار من بودم که تو ، نادر و آخرین نگاهش را از پشت شیشه های سالن ملاقات اوین و تمام آزوهایم را گذاشتم و تمام خاطرات و دغدغه هایم را با خود بردم ،با خود بردم نگاه تو را و نگاه تمام کسانی را که در روزهای ملاقات از پشت شیشه های کابین ملاقات اوین ، آزادی را نوید می دادند. آن روز هرگز فکر نمی کردم که روزی تو را هم در پشت دیوارهای اوین جا بگذارم
ژیلای عزیزم :یادت هست بعد از اولین بازداشت مادران در پارک لاله گفتی که در گوشه سلول تنهایت ات را گریه کردی .شاید نمی دانستی که آن سوی دیوارها نگاههایی آمدنت را به انتظار می کشند و امروز در پشت دیوارهای اوین قلبهایی منتظرند تا در روز آزادی تو و همه کسانی که عشق به آزادی وطن را در دل خود دارند و به اسارت کشیده شدند که یقین دارم آن روز دیر نیست در آغوشت بگیرند.
ژیلای عزیزم :من رفتم و تو ماندی و گفتی به امید روزی که برگشتنت را نظاره کنم. .من رفتم و تو ماندی و زندان و اسارت را به جان خریدی و امروز من تو را چشم در راهم .
الهام احسنی از فعالین و حامیان گروه مادران عزادار
دی ماه 1390

http://hrdai.net
info@hrdai.net
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه

گزارشی از دادگاه قرون وسطایی وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پور شجری (سیامک مهر)


وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) گزارشی از محاکمۀ خود را که در 30 آذر ماه صورت گرفت جهت انتشار و آگاهی عموم وارسال به سازمانهای حقوق بشری در اختیار "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" قرار داده است. وبلاگ نویس زندانی در دادگاه در حالی که با دست بند و پابند و به یکی از مامورین همراه دست بند زده شده بود مورد محاکمه قرار گرفت. متن گزارش به قرار زیر می باشد:
هم میهنان،
لابد اطلاع دارند که سال گذشته شعبه 2 دادگاه انقلاب کرج، من به عنوان یک متهم در بی حقوقی مطلق به اتهام توهین به چیزی بنام مقام معظم رهبری به 2 سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام و ارتباط با ایرانیان خارجی به 1 سال و جمعا 3 سال حبس محکوم کردند.
در همان زمان بازپرس شعبه 6 دادگاه انقلاب به نام سرمدیاری به اتهام توهین به مقدسات پرونده ای گشود که ابتدا قرار بود دادگاه موسوم به 5 قاضی داده شود که احکام اعدام و قتل صادر می کنند. ولی در نهایت به شعبه 109 دادگستری کرج به ریاست قاضی غلام سرابی ارجاع شد.
در جلسه دادگاه یکم مرداد 90 هر آنچه گفته بودم در جلسه سی ام آذر ماه نیز همه را تکرار کردم .گفتم شرم آور است که پس از گذشت حدود 5 قرن از قرون وسطی رژیم اسلامی همچنان انگیزسیون و دادگاه تفتیش عقاید تشکیل داده. عرض کردم اساسا اتهام توهین به مقدسات اتهام و سخن مهمل، یاوه و پوچ است استناد می کنید به قانون مجازات اسلامی در واقع احکامی است به فرقه فقها برای قدرت و سرکوب مخالفان خود وضع کرده است و به هیچ وجه قانون بشمار نمی رود. قانون تعریف خاص دارد.
گفتم این جلسه را من دادگاهی فرمایشی می دانم در حقیقت دادگاه نیست بلکه محکمه اسلامی است که در آن متهم هیچ حقوقی ندارد دادگاه به مفهوم امروزی لوازم و قواعدی دارد که هیچ کدام در اینجا رعایت نگردیده حتی طبق اصل 168 قانون اساسی جمهوری اسلامی اتهامات مطبوعاتی و سیاسی میباید به صورت علنی و با حضور هیئت منصفه رسیدگی شود.در حکومت اسلامی بر مبنای ایدئولوژی اسلام ... توهین به مقدسات در واقع اتهامی صددرصد سیاسی است.
گفتم این محکمه اسلامی می تواند رای به قتل و جنایت بدهد می تواند حکم قتل و جنایت صادر کند اما هرگز نخواهد توانست پشت درهای بسته مرا محاکمه کند.
گفتم چگونه دادگاهی تشکیل داده اید که از روز نخست بازجویی نه تنها وکیلی درکنار خود نداشته ام بلکه با تمام وقاحت طی نامه ای به زندان نوشته بودند که متهم حق تماس با وکیل ندارد من به مدت 8 ماه در سلول انفرادی محبوس و از هر گونه ملاقات حضوری و غیر حضوری و تماس تلفنی محروم بوده ام. در این مدت شکنجه شده ام ، کتک خورده ام و تمامی حقوق انسانی محروم بوده ام . در چنین شرایطی پرونده سازی کرده اند و خودشان بریده و دوخته اند بنابراین اصلا همین روش را تا به آخر ادامه بدهند و مانند بالغ بر دویست هزار ایرانی مخالف رژیم اسلامی که طی این سی و چند سال در بی حقوقی مطلق در بیدادگاههای اسلامی محکوم و اعدام شده اند و در حبس بودند ... و اعدام کردند.
گفتم من در دادگاهی که تمامی لوازم و قواعد حقوقی به همان گونه که دادگاهی در کشورهای آزاد دموکراتیک نظیر فرانسه و هلند تشکیل می شود حضور خواهم یافت و دفاع خواهم نمود در دادگاه صالح علنی با حضور هیات منصفه ،با حضور وکلای خود ،با حضور نمایندگان رسانه ها .عرض کردم از شخص خودم دفاعی نخواهم کرد ولی از اندیشه ها و باورهاو نوشته هایم دفاع خواهم کرد.
در حاشیه لازم است بگویم که حتی در جلسه به اصطلاح دادگاه و در حضور قاضی پاها و دستهایم در زنجیر بود و توسط دستبندی دیگر به مأمور همراهم بسته شده بودم به طوریکه موقع نوشتن اظهاراتم به سختی مشکل داشتم.
محمد رضا پورشجری (سیامک مهر)
دی ماه 1390
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل
http://hrdai.net
info@hrdai.net
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

پیام زندانی سیاسی ارژنگ داودی به مناسبت اولین سالگرد شهادت علی صارمی


پیام زندانی سیاسی ارژنگ داودی به مناسبت اولین سالگرد جانباختن شهید راه آزادی مردم ایران علی صارمی جهت انتشار در اختیار "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" قرار داده شده است .متن پیام به قرار زیر می باشد:
با یاد خدا و با درود به تمامی جانباختگان راه آزادی بشر یاد علی صارمی گرامی باد ،
هم تبار ارجمند و هم بند مبارزم هفتم دی ماه سالگشت روزی است که با دستان نابکار دژخیم میهن بالای دار رفتی
علی جان روزی که می رفتی چرا نگفتی، مگر نباید پرسید به "کدامین گناه" چه بگوییم؟
علی جان، ما که تو را به عنوان یک انسان والا و یک مبارز قدیمی می شناختیم در پرواز ناباورانه ات بهت زده ماتم گرفتیم ، امان از دل همسر مهربان و دختران جوانت که در روزهای ملاقات همه دیدیم که چگونه چون پروانه های عاشق به دور تو پرپر می زنند.
علی جان، بعد ازظهر روز چهارشنبه 12 مرداد 1390 که در بند 209 زندان اوین با چشمان بسته از بازجویی شدن امتناع ورزیدم و هر چه سعی می کردند نه یک کلمه حرف زدم و نه حاضر به بازجویی شدم تا وقتی که سربازجو با مشت به پشت سرم کوبید و با خشم گفت "مثل صارمی می کشیمت بالا "من بلافاصله در جواب گفتم "چه مرد نازنینی بود حتما این کار را بکنید"بعد شروع به فحاشی به مجاهدین کرد در جواب وقتی گفتم اگر این همه که رژیم از مجاهدین می ترسد از خدا می ترسید حال و روز کشور به این کثافت و فضاحت کشیده نمی شد ناگهان یک سیلی غضبناک گوش چپم را چنان ترکاند که نیاز به عمل جراحی و نصب پرده مصنوعی دارد و هنوز بعد از 6 ماه از عوارض و عفونت آن در رنج هستم.
علی جان، از صلابت تو و همرزمان توست که دژخیم از نوشتن و یا بر زبان آوردن کلمه مجاهد امتناع کند و از یاداوری نامتان چنان بر خود می لرزد که عنان اختیار از دست می دهد و حرمت موی سفید امثال مرا چنین ناجوانمردانه زیر پا می گذارد .
علی جان اسطورۀ والا بلند پایدار ، دریغا شیرآهن کوه مردی که تو بودی
ارژنگ داوودی
معلم، شاعر، نویسنده
زندان رجایی شهر
آذر 1390
http://hrdai.net
info@hrdai.net
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۹۰ دی ۶, سه‌شنبه

دستگیری ،صدور احکام سنگین و محاکمۀ حامیان مادران پارک لاله


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی ایران"صبح امروز ژیلا کرم زاده مکوندی از حامیان مادرا ن پارک لاله توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به زندان اوین منتقل شد.
روز سه شنبه 6 دی ماه خانم ژیلا کرم زاده مکوندی حدودا 50 ساله از فعالین و حامیان مادران پارک لاله درستارخان تهران توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به قرنطینه زندان اوین منتقل شد.

روز یکشنبه 15 آبان ماه اجرای احکام دادگاه انقلاب ابلاغیه ای به ضامن وی ارسال نمود که در آن، به ضامن او 20 روز مهلت داده شده بود که خانم ژیلا کرم زاده مکوندی را به اجرای احکام دادگاه انقلاب معرفی کند تا حکم غیر قانونی و غیر انسانی و سنگین علیه او را به اجرا بگذارند.او در دادگاه بدوی به 4 سال زندان محکوم شده بود ولی در دادگاه تجدید نظر به 2 سال زندان قطعی و 2 سال زندان تعلیقی محکوم شد.
خانم ،ژیلا کرم زاده مکوندی از حامیان مادران پارک لاله (مادران عزادار) که در جریان یورشهای وحشیانه و شبانه 19 بهمن 1388 به منازلشان دستگیر و به بند 209 شکنجه گاه وزارت اطلاعات منتقل ونزدیک به 40 روز در این شکنجه گاه تحت شکنجه های جسمی و روحی و توهینهای اخلاقی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت. ولی با اعتراضات گسترده سازمانهای حقوق بشری و مراجع بین المللی وادار به آزادی او شد. در نهایت روز شنبه 20 فروردین ماه 1389 برای ابلاغ حکم به شعبۀ 28 دادگاه انقلاب احضار شد و توسط محمد مقیسه ای از اعضای کمسیون قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 به احکام سنگین ، غیر قانونی و غیر انسانی 4 سال زندان محکوم شدند.
از طرفی دیگر طی روزهای گذشته صدور احکام سنگین و غیر انسانی علیه فعالین و حامیان مادران پارک لاله شدت یافته است که از جملۀ آن صدور احکام سنگین و غیر انسانی 5 سال حبس تعزیری علیه خانم ژیلا مهدویان و فرزندشان خانم مریم نجفی به 2 سال زندان می باشد.همچنین خانم منصوره بهکیش توسط صلواتی معروف به قاضی مرگ محاکمه شد.خانم بهکیش 6 تن از اعضای خانواده اش را تقدیم راه آزادی مردم ایران نموده است
مادران پارک لاله که در جریان اعتراضات میلیونی مردم ایران در سال 1388 جهت پیگیری وضعیت عزیزانشان که در بازداشت ،و یا مفقود شده بودند و همچنین مادرانی که عزیزانشان طی حاکمیت ولی فقیه اعدام شده بودند تشکیل گردید که در شهرهای مختلف ایران برای رسیدن به خواسته های خود اقدام به اعتراضات گسترده ای نمودند.خواسته های مادران پارک لاله و حامیان آنها به قرار زیر می باشد:1_ شناسایی و محاکمۀ آمرین و عاملین کشتارهای 30 سالۀ اخیر 2_ آزادی بدون قید وشرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی 3_ لغو مجازات اعدام

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیری، صدور احکام سنگین علیه حامیان مادران پارک لاله برای ایجاد فضای رعب و وحشت در ایران را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد جهت گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران
06 دی 1390 برابر با 27 دسامبر 2011
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه زنان سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل
http://hrdai.net
info@hrdai.net
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است



.

یورش گارد ویژه زندان به زندانیان بی دفاع و مورد ضرب وشتم قرار دادن آنها


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" گارد ویژه زندان به زندانیان دفاع بند 1 زندان گوهردشت کرج یورش برد و آنها را مورد ضرب وشتم قرار داد.
روز دوشنبه 5 دی ماه بیش از 30 نفر از مامورین گارد ویژه زندان به فرماندهی فردی بنام باقری به زندانیان بند 1 زندان گوهردشت کرج حمله ور شدن و آنها را با ضرب و شتم به حیاط بند زندان منتقل کردند.زندانیان بی دفاع در هوای سرد برای مدت طولانی نگه داشته شدند و مانع استفاده آنها از سرویسهای بهداشتی شدند. یکی از زندانیانی که در حریان یورش مورد ضرب وجرح قرا گرفت زندانی مجید میر صادقی بود.
گارد ویژه زندان پس از انتقال زندانیان به حیاط بند به سلول زندانیان یورش بردند و اقدام به پخش کردن حداقل وسایل شخصی آنها نمودند و اکثر وسایل آنها را به عمد تخریب و یا اینکه با خود بردند.
از طرفی دیگر تعدادی از زندانیان نسبت به رفتاریهای وحشیانه و غیر انسانی گارد ویژه زندان اعتراض کردند و بین آنها و گارد ویژه درگیری روی داد که تا مدتی ادامه یافت.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش به زندانیان بی دفاع، ضرب وشتم و انتقال آنها به حیاط زندان در سرمای زمستان و همچنین تخریب وسایل شخصی آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد جهت گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران
06 دی 1390 برابر با 27 دسامبر 2011
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
http://hrdai.net
info@hrdai.net
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۹۰ دی ۴, یکشنبه

بیش از 1 سال، محرومیت از ملاقات یک زندانی سیاسی با خانواده اش

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی لقمان مرادی بیش از 1 سال از داشتن ملاقات با خانواده اش محروم می باشد. خانواده این زندانی سیاسی تا به حال چندین بار با طی کردن مسافت طولانی از شهرستان مریوان به تهران و کرج و پرداخت هزینه های مالی زیاد برای ملاقات با فرزندشان مراجعه کرده اند ولی به آنها گفته شده که فرزندشان ممنوع الملاقات می باشد.
خانواده مرادی هر بار که برای ملاقات با فرزندشان به زندان گوهردشت مراجعه کرده اند به آنها گفته شده برای گرفتن اجازه ملاقات باید به عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران مراجعه کنند متعاقب آن، آنها به دادستان تهران مراجعه کردند و خواستار ملاقات با فرزندشان شده اند ولی هر بار که به دادستانی مراجعه کرده اند به آنها گفته شده است که باید فرم تقاضای ملاقات پر کنند و با آنها تماس گرفته می شود.
خانواده این زندانی سیاسی بیش از 1 سال است که بطور مستمر به دادستانی تهران مراجعه می کنند و تا به حال به آنها اجازه ملاقات با فرزندشان داده نشده است و آنها همچنان از دیدار با او محروم می باشند.
در حالی زندانیان سیاسی لقمان و زانیار مرادی ممنوع الملاقات می باشند که تقریبا اکثر زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج دارای ملاقات کابینی و معدود افرادی هم از ملاقات حضوری برخوردار هستند.
از طرفی دیگر زندانی سیاسی لقمان مرادی در اثر شکنجه های وحشیانه بازجویان وزارت اطلاعات از ناراحتیهای حاد جسمی رنج می برد ولی بازجویان وزارت اطلاعات مانع درمان جدی آنها هستند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، عدم درمان زندانیان سیاسی و محروم کردن آنها از داشتن ملاقات با خانواده های خود را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه به شورای امنیت سازمان ملل متحد برای گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران
04 دی 1390 برابر با 25 دسامبر 2011
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
http://hrdai.net
info@hrdai.net
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است