۱۳۹۰ آذر ۲۷, یکشنبه

یورش خونین باندهای مافیایی به زندانیان معترض در زندان گوهردشت کرج


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" درگیری خونین باندهای مافیایی زندان با زندانیان معترض به شرایط قرون وسطایی و طاقت فرسا در زندان گوهردشت کرج.
مدتی پیش در طی یک درگیری خونین در بند 1 زندان گوهردشت کرج ،باند مافیایی زندان به زندانیانی که نسبت به شرایط غیر انسانی اعتراض می کنند با چاقو و سایر ابزار تیز یورش برده و تعدادی از آنها را بشدت مجروح کردند.
یکی از زندانیانی که در اثر این یورش بشدت زخمی و به بهداری زندان منتقل شد ، زندانی حسن حسینی می باشد.این زندانی در حالی که در اثر ضربات چاقو بشدت زخمی و دچار خون ریزی بود . بدون درمان به سلولهای انفرادی بند 5 منتقل کردند.
زندانی حسن حسینی بارها مورد یورش باندهای مافیایی زندان قرار گرفته و هر بار آماج ابزار تیز باندهای مافیایی قرار گرفته است.
باندهای مافیایی زندان زیر نظر و بدستور مردانی رئیس زندان ،خادم معاون وی و فرجی نژاد رئیس اطلاعات زندان گوهردشت کرج اقدام به فروش مواد مخدر در زندان می نمایند،باندهای مافیایی در موارد متعددی برای سرکوب زندانیان سیاسی و همچنین زندانیان معترض به شرایط قرون وسطایی بکار گرفته می شوند. درگیری باندهای مافیایی با زندانیان معترض تا به حال منجر به قتل تعدادی از زندانیان و معلول کردن تعدادی از آنها شده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، بکار گیری باندهای مافیایی برای سرکوب خونین زندانیان که تا به حال منجر به مرگ تعدادی از آنها شده است را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اقدام برای پایان دادن به جنایتهای سازمان یافته در زندانهای ولی فقیه علی خامنه ای در ایران است.
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران
27 آذر 1390 برابر با 18 دسامبر 2011

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

info@hrdai.net
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۹۰ آذر ۲۵, جمعه

رنجنامۀ تکان دهنده زندانی سیاسی عثمان مصطفی پور به دکتر احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

رنجنامه زندانی سیاسی عثمان مصطفی پور که جهت ارسال به دکتر احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد و انتشار در رسانه ها در اختیار "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" قرار داده شده است. او که بیش از 20 سال است در شکنجه گاه ها و زندانهای ولی فقیه علی خامنه ای بسر برده است و هر بار علیرغم بودن در زندان علیه وی پرونده سازی شده و محکوم گردید.متن نامه تکان دهنده این زندانی سیاسی به قرار زیر می باشد:
بسم تعالی،
اینجانب عثمان مصطفی پور فرزند حسین اهل روستای کاسه گران منطقه پیرانشهر در تاریخ 23/04/1370 به همراه 3 تن دیگر از رفقایم در دره آسن گران ترگور ارومیه دستگیر شدیم. دو تن دیگر از رفقایم به نامهای حسین سیت وت و محمد صالح شاهینی در همان محل به ضرب گلوله نیروهای سپاه پاسداران شهید شدند.
سه تن اسیر دیگر به نام های ملا جاسم دلنشین و ایوب جهانگیری به ترتیب در سالهای 1371 و 1372 در زندان مرکزی ارومیه اعدام شده و کسی تا کنون از نحوه اعدام و محل دفنشان خبر ندارد و دیگری میرزا محمد قاسمی بعد از تحمل 8 سال حبس از زندان آزاد شد.
اینجانب از لحظه دستگیری به مدت 6 ماه در سلول های انفرادی سپاه پاسداران و اداره اطلاعات تحت شدید ترین شکنجه ها توهین و آزار و اذیت جسمی و روحی قرار داشتم.
حالا بعد از گذشت بیست سال از آنروزها خودم تعجب می کنم که چطور از زیر این همه ضرب و شتم و فشار زنده بیرون آمدم ، در طول این شش ماه غیر از بازجو و شکنجه گر هیچ انسانی را ندیدم و هیچ کس حتی خانواده ام از وضعیت و سرنوشتم اطلاع نداشتند.
18/10/1370 مرا تحویل انفرادی زندان مرکزی ارومیه دادند، همانجا برای اولین بار پس از شش ماه دوستانم را ملاقات کردم. یک ماه در سلول انفرادی زندان بودم که برای اولین بار خانواده ام را ملاقات کردم. در پنجم بهمن ماه همان سال به اتفاق ملا جاسم و ایوب هر سه به اعدام محکوم شدیم با وجود اینکه خانواده ام برایم وکیل گرفته بودند به وکیلم اجازه حضور در دادگاه داده نشد و برایم وکیل دولتی تعیین گردید.
سه روز بعد از به اصطلاح دادگاهی مرا صدا زده و حکم اعدامم را ابلاغ کردند و همانجا نسبت به آن اعتراض کردم ولی دوستانم را چند ماه دیگر به اطلاعات بردند و بعد از چند ماه حکم آنها ابلاغ شد. دو سال تمام در سلول انفرادی زندان که به آن قرنطینه می گویند تحمل شکنجه و توهین نمودم تابستان سال 1371 اعدام ملا جاسم اجرا شد و سال 1372 ایوب را اعدام کردند و پس از آن مرا صدا زده و گفتند که حکم اعدامت نقض شده و بلافاصله به زندان تبریز منتقل گشتم از سال 1372 تا سال 1374 دربند سیاسی زندان تبریز بودم بغیرازمن همه از بچه های کومله، فدائیان خلق، مجاهدین و توده ای ها بودند برایم بسیار جالب بود بعد از دو سال زندگی در وحشت بازجویی و شکنجه وسلول انفرادی در چنین جمع پاکی حضور می یافتم فراموش نمی کنم که یکبار بخاطر انفجار در حرم امام رضا سر همه ما را تراشیدند و برای سه ماه علاوه بر ممنوع الملاقات بودن از رفتن به هواخوری و حمام محروم شدیم چه زندگی وحشتناکی بود در طول این سه ماه تمام بچه ها به قارچ و بیماری های دیگر پوستی مبتلا شدند از جوندگان و کک وشپش هم که دیگر نباید پرسید ...
سال 1374 دوباره مرا به زندان ارومیه آوردند بی خبر از همه چیز و همه جا در آنجا به دادگاه برده و بدون هیچ دلیلی برای من پرونده ای دال بر قاتل بودن من تنظیم کرده بودند من هم که تا آن لحظه از این اتهام تازه بی خبر بودم در حضور قاضی اظهار بی اطلاعی کردم و تا سال 1379 در گیرودار این پرونده بودم و سال 1379 به من ابلاغ شد که بخاطر شرکت در قتل به ده سال زندان محکوم شده ام داد و بیدادم به جایی نرسید چند ماه بعد از ابلاغ این حکم دلخوش از اینکه یک سال دیگر آزاد می شوم و نه سال زندان کشیده بودم بازهم بی خبر از همه جا مرا به دادگاه انقلاب بردند و بخاطر عضویت در حزب دمکرات به 15 سال زندان محکوم کردند بعد از نه سال رنج و زجر زندان و دو سال و چند ماه انفرادی و قرنطینه چنین می نمود که داستان دادگاهی هایم به پایان می رسید دادگاهی که هیچگاه وکیلی نداشتم و هیچگاه نتوانستم از خودم دفاع کنم. تمام مدارک آن ورقه کاغذهایی بود که در بازجویی ودر زیر مشت ولگد وسیم های کابل یکی از بازجوها انگشتم را می گرفت و برآنها مهر می زد حتی نتیجه این دادگاهی ها و محکوم شدن ها هیچگاه ورقه ای از کاغذ که دال بر محکومیتم باشد دادنامه ای و یا هر سند دیگری را ندیدم و دریافت نکردم هر آنچه را که برمن تحمیل کردند وبدان محکوم شدن شفاهی بود که ماموری از زندان یا اطلاعات می آمد و آنرا می گفت و می رفت.اکنون در حین نوشتن این نامه آذرماه 1390 بعد از تحمل 20 سال و 4 ماه زندان هیچگاه مرخصی نرفتم در همین زندان مادرم یک برادر و یک خواهرم را از دست دادم حتی برای مراسم ختم این عزیزانم هم برخلاف آیین نامه داخلی زندان که می بایست تحت الحفظ مرا برسر جنازه عزیزانم می برند این کار را هم نکردند و هنوز هم پایان حبس و تاریخ خاتمه حبسم را رسما و کتبا به من ابلاغ نکرده اند.اکنون از بازرس ویژه حقوق بشر سازمان ملل، دیدبان حقوق بشر و مجامع جهانی وملی حقوق انسان و همه انسان های آزاد و آزادی خواه و وجدان های بیدار در سراسر ایران و جهان درخواست دارم که نه اینکه فقط برای آزادی من کاری بکنند که با تحقیق پیرامون روند دادگاهی و تباه شدن بیست سال از عمر و جوانیم در زندان های جمهوری اسلامی ایران اجازه ندهند که جوانان دیگر از این سرزمین چنین عمر و جوانی خود را بر اساس ادعا و ادله بی اساس تباه شود آنچه که ذکر کردم یکی از هزار و قطره ای از دریای مصیبت هایی است که من در این سلول ها و زندان ها کشیده اند هرچند ممکن است که دوباره بخاطر نوشتن این نامه گرفتار انفرادی و بازجویی شوم ولی همین برایم بس است که گوشه ای اندک از ظلم ها و بی عدالتی هایی که برمن و دیگر زندانیان رژیم جمهوری اسلامی گذشته و می گذرد را به گوش شما ومردمم برسانم.
با درود عثمان مصطفی پور
آذر 1390
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

info@hrdai.net
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

ضرب وشتم وحشیانه زندانی سیاسی مصطفی اسکندری


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" ضرب وشتم وحشیانه زندانی سیاسی مصطفی اسکندری در سالن ملاقات زندان گوهردشت کرج.

روز پنجشنبه 25 آذر ماه زندانی سیاسی مصطفی اسکندری هنگامی که قصد داشت نسخۀ داروئی که پزشک بهداری برای وی تجویز کرده بود و رئیس بهداری زندان آن را برای تهیۀ دارو از بیرون از زندان مورد تایید قرار داده بو به مادر پیرش برای تهیۀ داروی تجویز شده، بدهد، مورد یورش و ضرب و شتم پاسداران سالن قرار گرفت.

یکی از پاسداران سالن ملاقات تحت عنوان اینکه این نسخه باید مورد تایید مسئول وزارت اطلاعات در سالن ملاقات قرار گیرد مانع دادن نسخه به مادرش و ملاقات با وی شد.در حالیکه طبق روال معمول نسخۀ پزشکی می بایست فقط مورد تایید رئیس بهداری زندان قرار گیرد.

زندانی سیاسی مصطفی اسکندری نسبت به ممانعت از دادن نسخه و ملاقات کابینی با مادر پیرش اعتراض نمود.پاسدار مذبور اقدام به توهینهای رکیک خانوادگی،هل دادن و فریاد زدن به این زندانی نمود.همزمان تالیوردی رئیس بند 4 زندان گوهردشت کرج بسوی زندانی سیاسی مصطفی اسکندری حمله ور گردید و او را آماج مشتهای خود قرار داد و وی را تهدید به انتقال به سلول انفرادی شکنجه گاه زندان گوهردشت کرج نمود.

اخیرا برای تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی تحت عنوان اینکه بهداری زندان بعضی از داروهای زندانیان سیاسی را نمی تواند تامین کند و خود آنها از طریق خانواده هایشان باید تامین کنند وادار می کند که زندانیان سیاسی خود اقدام به تهیۀ داروها ی خود نمایند.این در حالی است که زندان مسئول دارو و درمان زندانیان سیاسی است.

مادر پیر زندانی سیاسی مصطفی اسکندری علیرغم طی مسافت طولانی برای دیدن فرزندش از پشت شیشه ها کدر و میله های فلزی کابین مراجعه کرده بود و ساعتها در انتظار بسر می برد از دیدار با فرزندش محروم گردید و او بدون ملاقات به منزل بازگشت.

تالیوردی رئیس بند 4 زندان گوهردشت کرج که در آن زندانیان سیاسی اسیر هستند یکی از سرکوبگران و شکنجه گران این بند می باشد و اعمال سرکوبگران از طریق این فرد علیه زندانیان سیاسی اعمال می شود.

از طرفی دیگر روز گذشته زندانی فرهنگ پور منصوری که مدتها است از ناراحتیهای حاد جسمی رنج می برد با فریب به وی گفته شد که برای درمان قصد دارند او را به بیمارستان لقمان الدوله انتقال دهند اما او را بجای بیمارستان لقمان الدوله به بیمارستان روانی امین آباد ورامین منتقل کردند . این بیمارستان محل نگهداری بیماران روانی خطرناک می باشد. ولی با مقاومت شدید او مواجه شدند و پس از چند ساعت ناچار شدند که او را مجددا به بند 4 زندان گوهردشت کرج بازگردانند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش وحشیانۀ ،ضرب وشتم و ممانعت از ملاقات کابینی مادر سالخورده با فرزندش را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل برای گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.

فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران

25 آذر 1390 برابر با 16 دسامبر 2011

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۹۰ آذر ۲۴, پنجشنبه

وبلاگ نویس زندانی در معرض محاکمه و صدور حکم غیر انسانی قرار دارد


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) قرار است 30 آذر ماه بر مبنای قانون محاربه مورد محاکمه قرار گیرد.

وبلاگ نویس زندانی محمد رضا پورشجری روز چهارشنبه 30 آذر ماه در شعبۀ 109 دادگاه انقلاب کرج توسط فردی بنام غلام سرابی بر مبنای قانون محاربه مورد محاکمه قرار گیرد. پیش از این دادستان کرج وبازجویان وزارت اطلاعات به آقای پورشجری و خانواده اش تاکید کرده اند که او را به اعدام محکوم خواهند کرد.

وبلاگ نویس زندانی به دلیل قرار دادن دیدگاه ها و نظرات خودش بر روی وبلاگ شخصی اش به نام" گزارش به خاک ایران" به این اتهام سنگین و قرون وسطایی متهم شده است و طبق قوانین ولی فقیه علی خامنه ای زندانیان سیاسی که بر مبنای این اتهام محاکمه میشوند به حکم های سنگین مانند اعدام محکوم می شوند.

وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پور شجری (سیامک مهر) شهریور 89 دستگیر شد و پس از چند ماه در سلول انفرادی و شکنجه های قرون وسطایی در دادگاه اول به به اتهام واهی توهین به علی خامنه ای و اقدام علیه امنیت نظام به 3 سال زندان محکوم شد.او شهریور ماه بدستور بازجویان وزارت اطلاعات بدون هیچ دلیلی به زندان ندامتگاه کرج منتقل گردید و از آن تاریخ تا به حال در شرایط حاد جسمی و در کنار زندانیان عادی و خطرناک نگهداری می شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،یورش ،دستگیری ،شکنجه و محاکمۀ بر مبنای محاربه برای صدور احکام سنگین و غیر انسانی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اعزام گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد برای دیدار با زندانیان سیاسی و خانواده های آنها و تهیۀ گزارشی از جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای در ایران است.

فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران

24 آذر 1390 برابر با 15 دسامبر 2011

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

۱۳۹۰ آذر ۲۳, چهارشنبه

باردیگر در برابر یک بزنگاه سرنوشت ساز تاریخی قرار گرفته ایم (ارژنگ داودی)

دست نوشته ای از زندانی سیاسی ارژنگ داودی به مناسبت 16 آذر جهت انتشار در اختیار "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" قرار داده شده است که در بخشهایی از آن آمده است ؛ امروز وضعیت دشوار میهن بر کسی پوشیده نیست و به همت آزادیخواهان ایرانی در سراسر گیتی باردیگر در برابر یک بزنگاه سرنوشت ساز تاریخی قرار گرفته ایم . منش های حل نشده ای که به انواع بحرانهای نهادینه شده انجامیده اینک آماده انفجار است و با اندک حمایت مردمی راه به پیروزی انقلاب دموکراتیک ایرانیان می گشاید. از جامعه روشنفکری بویژه دانشجویان انتظار می رود هوشیاری ملی و وقت شناسی تاریخی خود را به ممصه بروز گذارده و پیش از آنکه مام میهن عرصه تاخت و تاز بیگانگان گردد با مراجعه به عمق رسالت اجتماعی خود در این برهه حساس از هر گونه فداکاری و جانفشانی دریغ نورزند. متن کامل آن به قرار زیر می باشد:

با یاد خدا

با درود به تمامی جانباختگان راه آزادی بشر

روز دانشجو گرامی باد

ایرانیان جهان متحد شوید

آزادیخواهان جهان

جوانان ، دانشجویان و دانشگاهیان ایرانی

در سالهای اخیر به ویژه پس از وقوع خیزشهای مردمی در کشورهای منطقه ،خردهمگانی ایرانیان ،تحولاتی چنان بی سابقه را از سر می گذراند که ضرورت انجام تغییرات بنیادی در ساختار سیاسی – حقوقی کشورها به امری قریب الوقوع تبدیل نموده است و در آینده نزدیک برهمگان معلوم خواهد شد که ما برای نیل به حاکمیت خود در برهه ای حساس پیشارو سرنوشت سازی کرده و هوشمندانه در مسیر رسیدن به جامعۀ باز و پیشرفته حرکت نموده ایم یا باز هم، چون نسلهای پیشین به سرنوشت سوزی مبتلا گردیده و غفلت ورزانه به ورطه نوعی دیگر از حاکمیت استبداد در افتاده ایم .

سرکردگان دستگاه ولایت فقیه آنقدر در افکار پوچ و توهمات پوشالی خود اوج گرفته اند که سالهاست از تحلیل درست وقایع پیرامون کشور و رفتار ایرانیان ستمدیده عاجز مانده اند، اینک نیز به منظور حفظ و تداوم قدرت بی سرانجام خود، سران حکومت از یکسو به تمرکز گرایی هر چه بیشتر روی آورده و از سوی دیگر علاوه بر وارد نمودن بدنه متزلزل حکومت به زهرچشمگیری از مردم بی دفاع ، کشتار بی دریغ مبارزان راه آزادی را در دستور کار خود قرار داده اند

چنانچه رادیکالیسم و پیشتازی جنبش دانشجویی از خواستها و ناخواستهای مشترک بخشهای گوناگون اجتماعی نشأت گرفته باشد همزمان با ورود به حوزۀ افکار عمومی ،حمایت های مادی و معنوی آنان را به منتهی درجه ممکن کسب می کند .بویژه می تواند با پیشنهاد نوعی رویکرد اجتماعی خاص ضمن دعوت از سایر جنبشها و کمک به سازمان یابی نیروهای روشنگری به آنگونه از عمل مشترک سیاسی دست یازد که به حرکتی تعیین کننده در مسیر ایجاد تغییرات بنیادین برای رسیدن به نتیجه محتوم تبدیل شود .

بدون تردید مطالبات آگاهانه ما ایرانیان بویژه در 50 سال گذشته در مدار آزادی ، دموکراسی و عدالت بوده ولی علیرغم جانفشانی های بسیار، سابقۀ ایرانی در گذار از حد مدرنیته فرو مانده و در کنار کامیابی های زودگذر، ناکامی های فراوان تجربه نموده است.

امروز وضعیت دشوار میهن بر کسی پوشیده نیست و به همت آزادیخواهان ایرانی در سراسر گیتی باردیگر در برابر یک بزنگاه سرنوشت ساز تاریخی قرار گرفته ایم . منش های حل نشده ای که به انواع بحرانهای نهادینه شده انجامیده اینک آماده انفجار است و با اندک حمایت مردمی راه به پیروزی انقلاب دموکراتیک ایرانیان می گشاید. از جامعه روشنفکری بویژه دانشجویان انتظار می رود هوشیاری ملی و وقت شناسی تاریخی خود را به ممصه بروز گذارده و پیش از آنکه مام میهن عرصه تاخت و تاز بیگانگان گردد با مراجعه به عمق رسالت اجتماعی خود در این برهه حساس از هر گونه فداکاری و جانفشانی دریغ نورزند .باشد که تغییرات محتوم از درون سرزمین اهورایی شکل بگیرد و طلسم ناکامی جنبش کهن سال آزادیخواهی ایرانیان به دست خودمان گشوده گردد .

با درس پذیری از کامیابی ها و ناکامی های گذشته ونیز با یاد آورد دو خاطرۀ همیشه غم بار میهن در سال 32

از زندان رجایی شهرنقد 4 دخمه 12 سیاهچال 29 دستان امیدوار خود را به سوی راهیان آزادی ، دموکراسی و عدالت دراز نموده و صمیمانه از همگان دعوت می نماید که در مسیر همبستگی تمام عیار برای تدارک خیزش نهایی علیه تمامییت رژیم خودکامه مافیای فقیه گامهای استوار خود را هماهنگ نمایند.

ایران هرگز نمی میرد .

ارژنگ داوودی

16 آذر 1390

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

14 ماه بلاتکلیفی یک زندانی سیاسی در بند مخوف 209 زندان اوین


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی هادی اسدالله از زندانیان سیاسی دهۀ 60 بیش از 14 ماه است که در بند مخوف 209 زندان اوین شکنجه گاه وزارت اطلاعات بسر می برد.

زندانی سیاسی هادی اسدالله 53 ساله بیش از 14 ماه است که در بند مخوف 209 زندان اوین شکنجه گاه وزارت اطلاعات بسر می برد.او از آن زمان تاکنون بی نام و نشان و بلاتکلیف در بازداشت بازجویان وزارت اطلاعات بسر می برد.علت دستگیری وی شرکت در اعتراضات سال 88 و هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران می باشد.

این زندانی سیاسی در طی مدت بازداشتش در بند 209 چند ماه در سلولهای انفرادی بسر برد و در طی این مدت تحت وحشیانه ترین شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته بود هدف از این شکنجه ها وادار کردن وی به شرکت در مصاحبه های تلویزیونی و تکرار گفته های بازجویان وزارت اطلاعات برای اتهام سازی علیه وی بوده است.

شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی این زندانی سیاسی توسط آخوندی با نام مستعار علوی و سعید شیخان که از مسئولین و سربازجویان وزارت اطلاعات ولی فقیه علی خامنه ای در شکنجه گاه وزارت اطلاعات می باشند صورت می گرفت.

زندانی سیاسی هادی اسدالله از زندانیان سیاسی دهۀ 60 می باشد و چند سال در زندان بسر برده بود.علیرغم گذشت 14 ماه همچنان در شکنجه گاه وزارت اطلاعات و در بلاتکلیفی بسر می برد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ربودن زندانیان سیاسی،بازداشت،شکنجه و قرار دادن آنها برای مدت طولانی در سلولهای انفرادی و در حالت بلاتکلیفی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد می باشد.

فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران

23 آذر 1390 برابر با 14 دسامبر 2011

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

عدم درمان، باعث در آستانۀ مرگ قرار گرفتن یک زندانی شده است


بنابه گزارشات رسیده به"فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" وضعیت بسیار وخیم جسمی زندانی سیاسی حسن تفاح و عدم درمان او باعث در آستانۀ مرگ قرار گرفتن وی شده است.

زندانی سیاسی حسن تفاح حدودا 84 ساله چند ماهی است که به سرطان خون مبتلا شده است ولی این زندانی سیاسی بدون درمان در زندان به حال خود رها شده است. او از هفته پیش نوک انکشتان دستش روبه سیاه شدن گذاشته است و این سیاهی انگشتانش بسرعت رو به گسترش است و بند انگشتانش و حتی در حال سرایت به کف دست او می باشد.سیاهی انگشتانش باعث ایجاد دردهای شدید و طاقت فرسایی شده است . این زندانی از درد شدید به خود می پیچید.اما از انتقال وی به بیمارستان و درمان او خوداری می کنند.

کمسیون پزشکی به دلیل شرایط وخیم جسمی مدتها است که اعلام کرده است که او قادر به تحمل حبس نیست و باید آزاد شود و از طرفی دیگر بهداری زندان به دادستان تهران اعلام کرده است که آنها قادر به درمان وی در بهداری نیستند و باید به یکی از بیمارستانهای خارج از زندان منتقل شود.اما عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران و از جنایتکاران علیه بشریت مانع درمان وی در بیمارستانهای خارج از زندان است.

بهداری زندان و کمسیون پزشکی مدتی پیش به عباس جعفری دولت آبادی گزارش پزشگی ارسال کرده بودند و از او خواسته بودند که این زندانی سیاسی را یا آزاد کند و یا اینکه در یکی از بیمارستانهای خارج از زندان بستری نماید.اما عباس جعفری دولت آبادی آن زمان به بهداری زندان و زندانی سیاسی حسن تفاح اعلام کرده بود که پس از بازگشت از مراسم حج دستور اعزام او را به بیمارستان خواهد داد ولی علیرغم گذشت چند هفته هنوز او را به بیمارستان اعزام نکرده اند و وضعیت جسمی او تقریبا به نقطۀ غیر قابل برگشتی رسیده است.جان این زندانی سیاسی در معرض خطر جدی است و در صورت عدم انتقال او به بیمارستان منجر به زجر کش شدن وی خواهد شد.

زندانی سیاسی حسن تفاح به دلیل اعتقادات مارکسیستی اش توسط صلواتی رئیس شعبۀ 15 معروف به قاضی مرگ به اتهام جاسوسی به 15 سال زندان محکوم شده است. آقای حسن تفاح برای زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج کلاس عربی برای پر کردن اوقات فراقت آنها دایر کرده بود.

عباس جعفری دولت آبادی و بازجویان وزارت اطلاعات و همچنین روسای زندانها تحت عنوان رفتن به حج و زیارت از مکانهای مذهبی در عراق و سایر نقاط دیگر به هدف ایجاد اعتشاش و نا امنی به این کشورها اعزام می شوند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،عدم درمان زندانیان سیاسی که در وضعیت وخیم جسمی بسر می برند که به هدف زجر کش کردن آنها می باشد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای دیکتاتور ایران می باشد.

فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران

23 آذر 1390 برابر با 14 دسامبر 2011

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است