۱۳۸۸ فروردین ۸, شنبه

37 روز بی خبری از وضعیت و شرایط دستگیر شدگان 2 اسفند ماه



بنابه گزارشات رسیده از بند مخوف209 زندان اوین، 37 روز از دستگیریهای 2 اسفند ماه می گذرد ولی خانواده های آنها همچنان از وضعیت وشرایط عزیزانشان بی خبر هستند.

دستگیر شدگان 2 اسفند ماه در سلولها انفرادی بند مخوف 209 زندان اوین بسر می برند، و علیرغم گذشت 37 روز از بازداشت آنها از وضعیت وشرایط اکثر آنها هیچ خبری در دست نیست. خانم فاطمه ضیائی 50 ساله و حامد یازرلو از جمله کسانی هستند که 37 روز است از وضعیت و شرایط آنها هیچ خبری در دست نیست . اسامی زندانیان که در یورشهای 2 اسفند ماه در تهران ،کرج و سمنان دستگیر شدند به قرار زیر می باشد: خانم فاطمه ضیائی 50 ساله،خانم فاطمه نبوی 28 ساله در شهرستان سمنان ،یاسر عرفاتی در کرج، حامد یازرلو، حسن طلانی و مهسا نادری می باشند.

زندانیان سیاسی که به بند 209 منتقل می شوند در سلولهای انفرادی قرار داده می شوند و در طی مدت بازداشت آنها تحت بازجوئیهای طولانی که اکثرا شب صورت می گیرد قرار می گیرند.بازجوئیها با شکنجه های جسمی و روحی همراه است. یکی از شکنجه های روحی که بازجویان وزارت اطلاعات علیه خانواده های زندانیان سیاسی بکار می برند بی خبر نگه داشتن آنها از وضعیت و شرایط عزیزانشان است.

خانواده های دستگیر شدکان 2 اسفند ماه از زمان دستگیری عزیزانشان تا به حال، بارها به شعبه 3 دادگاه انقلاب و زندان اوین مراجعه کردند اما آنها از پاسخگویی نسبت به شرایط و وضعیت عزیزانشان خوداری می کنند. مراجعات مکرر خانواده ها به شعبه 3 دادگاه انقلاب که رئیس آن فردی بنام حسینی است ، این فرد حاضر به روبرو شدن و پاسخگویی به آنها نیست. آنها فقط از طریق تلفنهای داخلی دادگاه انقلاب با این شعبه می توانند تماس بگیرند که اکثر مواقع مکالمه تلفنی را در حین صحبت کردن قطع می کنند و برخوردی غیر انسانی با این خانواده دارند.شعبه 3 امنیت دادگاه انقلاب از علت دستگیریها اظهار بی اطلاعی می کند و با با پاسخ هایی کلیشه ای مانند ؛در حال بازجوئی هستند،ما اطلاعی نداریم و غیره است.

یکی از بازجوی وزارت اطلاعات از بند 209 طی تماسی که با خانواده نادری داشته. او با برخوردی تهدید آمیز و غیر انسانی به آنها می گویید : « اینها را خواستیم تنبیه کنیم تا به خودشون بیاند »

پدر مهسا نادری دانشجوی زندانی بدلیل گرامی داشت نوزدهمین سالگرد یکی از اعضای خانواده اش(زنده یاد محمد حسین داود آبادی) که در قتل عام های زندانیان سیاسی سال 67 جان باخته بود دستگیر شد و محکوم به یک سال زندان گردید او در حال حاضر در بند 8 زندان اوین بسر می برد.

دستگیریها ،انتقال به سلولهای انفرادی برای مدت طولانی،بی خبر نگه داشتن خانواده ها از عزیزانشان و عدم پاسخگویی بدستور حسن زارع دهنوی معروف به حداد صورت می گیرد.این فرد با هماهنگی با بازجویان وزارت اطلاعات احکام تمامی دستگیریها مانند فعالین دانشجوئی،فعالین زنان،فعالین کارگری و تمامی زندانیان سیاسی را صادر می کند .

سیاستهای سرکوب گسترده مردم ایران توسط ولی فقیه مطلقه رژیم علی خامنه ای تعیین می گردد و برای اجرا به وزارت اطلاعات و قاضی های هماهنگ شده از طرف وزارت اطلاعا ت مانند حسن زارع دهنوی ،حسینی،راسخ و صلواتی و غیره قرار می گیرد. نقض کنوانسیونها ومعاهدات حقوق بشری و بین المللی در ابعاد گسترده که رژیم ملزم به اجرای آن است از مصادیق بارز جنایت علیه بشریت است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،دستگیرهای گسترده، انتقال به سلولهای انفرادی ،بازجوئیهای طولانی که همراه با شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی و بی خبر نگه داشتن خانواده ها از وضعیت عزیزانشان را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد که یکی از وظایف مهم آنها حفظ و حراست از قوانین حقوق بشری که از دستاوردیهای بشریت است، برای تصویب قوانین لازم الاجرا در مورد اعدام زندانیان سیاسی،کودکان،اعدامهای گروهی سنکسار و قتل های مشکوک در زندانها ،شکنجه های قرون وسطائی، پرونده نقض حقوق بشر این رژیم را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع نماید.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
8 فروردین 1388 برابر با 28 مارس 2009

آخرین وضعیت دستگیر شدگان فوق را به سازمانهای زیر گزارش گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. : 003162020193

۱۳۸۸ فروردین ۵, چهارشنبه

بیش از 3 ماه بی خبری مطلق از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی منصور رادپور



بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج، بیش از 3 ما است که از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی منصور رادپورهیچ خبری در دست نیست .

زندانی سیاسی منصور رادپور از اوایل دی ماه 1387 از بند 1 زندان گوهردشت به سلولهای انفرادی بند 8 زندان گوهردشت کرج منتقل گردید.از زمان انتقال او به این بند تا به حال هیچ خبری از وضعیت و شرایط این زندانی سیاسی در دست نیست . بند 8 زندان گوهردشت کرج که معروف به بند سپاه است در کنترل بازجویان وزارت اطلاعات می باشد و دارای شرایطی مانند بند 209 زندان اوین است. زندانیان سیاسی که به این بند منتقل می شوند تحت بازجوئیهای طولانی بازجویان وزارت اطلاعات قرار می گیرند که این بازجوئیها اغلب در ساعات شب صورت می گیرد و در حین بازجوئی زندانیان سیاسی تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان قرار می گیرند.

آخرین باری که این زندانی سیاسی توسط سایر همبندیانش مشاهده شده در اواسط دی ماه 1387 هنگامی که او را با شرایط حاد جسمی به بهداری زندان منتقل می کردند، بوده. آقای رادپور هنگام انتقال به بهداری زندان توسط چند پاسداربند همراهی می شد و حق هیچگونه تماسی با سایر زندانیان را نداشت .

از زمان انتقال زندانی سیاسی منصور رادپور به بند 8 زندان گوهردشت ،مادر پیر او که به سختی قادر به راه رفتن است بارها به زندان گوهردشت کرج مراجعه کرد. خانم رادپور در آخرین مراجعش که روز چهارشنبه 5 فروردین ماه به این زندان بود با جوابهای ضد و نقیض پاسداری که مسئول سالن ملاقات است مواجه گردید. این فرد با برخوردی پرخاشگرانه و ضد انسانی ابتدا به خانم رادپور گفت اینجا نیست و ما از او اطلاعی نداریم ولی وقتی که با اعتراض خانم رادپور مواجه گردید به او گفتند که در سلولهای انفرادی بند 8 زندانی است و حق ملاقت و هیچگونه تماسی را با آنها ندارد .خانم رادپور از ساعت 06:00 صبح تا ساعت 16:30 بعد ظهر برای اطلاع یافتن از ضعیت فرزندش در انتظار بسر برد ولی از دادن جواب مشخص به او خوداری کردند. حرفهای ضد و نقیض آنها با عث نگرانی شدید این خانواده شده است.

لازم به یادآوری است آقای رادپور اردیبهشت ماه 86 هنگامی که قصد شرکت در مراسم گل گشت کارگران داشت در جاده چالوس- کرج و نزدیک شهر کرج دستگیر شد. او در حدود یک ماه در خانه های امن وزارت اطلاعات زندانی بود و بشدت تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفت که در اثر این شکنجه ها 2 دنده سینه اش شکسته شد و همچنین کتف او دچار آسیب جدی گردید. آنها هیچوقت او را مورد معالجه قرار ندادند. آقای رادپور در یک محاکمه چند دقیقیه ای در شعبه 8 دادگاه انقلاب کرج بدلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران بدون اینکه حق دفاع از خود داشته باشد و بدون داشتن وکیل محکوم به 3 سال زندان گردید.

زندانی سیاسی منصور رادپور 14 مرداد ماه در اعتراض به شرایط غیر انسانی و رفتارهای وحشیانه با زندانیان سیاسی اقدام به اعتصاب غذا نمود. 16 مرداد ماه به بند 8 سپاه منتقل گردید و 28 روز در سلولهای انفرادی بسر برد.بازجویان وزارت اطلاعات پرونده جدیدی علیه او گشودند و در تاریخ 2 شهریورماه در شعبه 1 دادگاه انقلاب کرج توسط فردی بنام عاصف حسینی مورد محاکمه قرار گرفت و به 5 سال زندان محکوم شد. درجریان محاکمه او از حق دفاع و داشتن وکیل محروم بود.آقای رادپور همچنان از داشتن وکیل محروم می باشد.

آقای رادپور بیش از 5 ماه در بند 1 زندان گوهردشت که معروف به بند آخر خطی ها است زندانی بود و در طی این مدت بارها به سلولهای انفرادی این بند که معروف به سگ دونی و محل شکنجه زندانیان سیاسی است انتقال داده شد و تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار گرفت او هر بار چند هفته در این سلولها زندانی بود. قبل از انتقال به بند 8 معروف به بند سپاه او در سلولهای انفرادی بند 1 که پاسداربندها به آن سگ دونی می گویند زندانی بود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،از مبهم بودن شرایط و وضعیت این زندانی سیاسی عمیقا ابراز نگرانی می کند و مسئولیت مستقیم جان این زندانی سیاسی را بر عهده بالاترین مقامات این رژیم می باشد.از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر سازمانهای حقوق بشری برای پیشگیری از فاجعه ای دیگر در زندان مخوف گوهردشت کرج که تا به حال باعث به قتل رسیدن 3 زندانی سیاسی، زنده یادان ولی الله فیض مهدوی ، عبدالرضا رجبی و امیر حسین حشمت ساران در این زندان شده ،خواستار اقدامات فوری برای مشخص شدن وضعیت این زندانی سیاسی است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
06 فروردین 1388 برابر با 26 مارس 2009

وضعیت زندانیان سیاسی فوق را به سازمانهای زیر گزارش گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. : 003162020193

۱۳۸۸ فروردین ۳, دوشنبه

پرده برداشتن از جنایتهایی که در بازداشتگاه آگاهی تهران روی میدهد



بنابه گزارشات رسیده از اداره آگاهی مرکز تهران در میدان شاهپور ، شکنجه های وحشیانه و غیر انسانی علیه دستگیر شدگان به حدی است که تا به حال منجر به مرک تعداد زیادی شده است. از جمله آن زندانی حسین توکلی برازجانی 33 ساله که در زیر شکنجه در این بازداشتگاه به قتل رسید.

در تاریخ 27 تیرماه 1387 نیروهای اداره آگاهی تهران و نیروی انتظامی در حدود ساعت 23:30 به 2 آپارتمان خانواده توکلی برازجانی حمله می کنند .در این یورش تمامی اعضای خانواده دستگیر می شوند و در منازل خود تا ساعت 02:00 مورد شکنجه های وحشیانه قرار می گیرند .مامورین به سوی خانم سودابه شاهپور 50 ساله شلیک می کنند و او را از ناحیه گردن مورد اصابت گلوله قرار می دهند .آنها همچنین 2 عضو این خانواده که به نامهای آقایان عباس توکلی برازجانی و حسین توکلی برازجانی در منزل خود و در مقابل چشمان همسر و سایر اعضای خانواده مورد شکنجه قرار می دهند که در اثر این شکنجه ها از ناحیه سر،صورت و نقاط مختلف بدن بشدت مجروح می شوند بطوری که مدتها خونریزی داشته ولی از درمان او خوداری می کنند. مامورین آگاهی به توهین های غیر اخلاقی به دخترخانم نوجوان و خانم های که در آنجا بودند می پردازند. در این یورش تمامی اعضای خانواده دستگیر و به اداره آگاهی تهران انتقال داده می شوند. علت این یورش نگهداری سلاح در منزل و درگیر شدن با نیروی انتظامی عنوان شده.

اسامی تعدادی از اعضای خانواده توکلی که در این یورش دستگیر شدند به قرار زیر می باشد:تناز ابوالحسنی احمدی 16 ساله/خسرو قائدی 17 ساله /مهنابا توکلی برازجانی 26 ساله/فاطمه فراهانی واشکانی/سودابه شادپور 50 ساله /عباس توکلی برازجانی 38 ساله /حسین توکلی برازجانی 33 ساله / محسن

آنها را در روزهای اول دستگیری هر 2 نفر را در یک سلول قرار دادند، سلولها فاقد پنجره بود و طوری ساخته شده بود که گرمای کشنده بر این سلولها حاکم بودو همچنین به این سلولها، سلولهای مرک اطلاق می شد.

شکنجه ها طاقت فرسا و غیر انسانی که به قرار زیر می باشد: با انبر دست پوست نقاط حساس بدن را فشار دادن و حتی زخمی کردند /فشردن ناخنهای پا با انبردست /به مدت طولانی با باطوم و سایر اشیائ زندانی را مورد شکنجه قرار دادن / ازپشت دست بند و پابند زدن و مدتها در این حالت رها کردن / جوجه کباب کردن /آویزان کردن به مدت طولانی تا زمانی که زندانی بیهوش شود/ ندادن آب نوشیدنی به زندانی در گرمای مردادماه به مدت طولانی / د ر طی 24 ساعت زندانی فقط 2 بار حق استفاده از دستشوئی دارد/ تهدید به تجاوز به خانم هایی که دستگیر شدن توسط قاضی پرونده بنام روشن/هنگام شکنجه کشیدن کیسه بر روی صورت زندانی / پریدن روی دست زندانی با پا در حالی که دستبند به دست زندانی است/ سایر اعضای خانواده یا شاهد شکنجه بستگان خود هستند و یا صدای زجه و ناله های آنها را می شنوند و موارد متعدد شکنجه های دیگر

علیرغم اینکه برادر بزرگتر خانواده آقای عباس توکلی برازجانی برای متوقف کردن شکنجه بر اعضای خانواده (خواهر زاده ها،خواهرو زن برادرش) با قول دادن قاضی پرونده تمامی اتهامات نسبت داده شده را می پذیرد.ولی بعد از تن دادن به اعترافاتی که آنها از او می خواستند شکنجه ها همچنان بر آنها ادامه می یابد و وقتی که به آنها می گفت که به من قول دادید آنها می گفتند: اینها قسمت دیگری هستند و ما نمی توانیم در کار آنها دخالت کنیم.

آقای حسین(امیر) توکلی برزاجانی 33 ساله در اثر شکنجه های قرون وسطائی و وحشیانه و مستمر در حالی که تمامی بدن او سیاه شده بود.در 6 مردادماه 1387 در سلول کناری برادرش آقای عباس توکلی زندانی بود او صدای شکنجه کردن و زجه های برادرش را می شنید و بعد از آن صدا قطع شد و هیاهوی پاسداربنده ها که می گفتند: مرد او مرد را می شنید. و بدین طریق این زندانی را به قتل رساندند.چند روز قبل از این جوان دیگری در اثر شکنجه ها به قتل رسیده بود.

در حال حاضر بعضی از خانمهای که بازداشت شده اند دچار ناراحتی شدید روحی هستند و متحمل ضایعات جبران ناپذیر روحی هستند بخصوص آنهائی که در سنین نو جوانی، که شاهد شکنجه و صدای زجه های دائی و برادر زن برادر خود بودند.

آقای عباس توکلی برازجانی در حال حاضر به بند 2 زندان گوهردشت کرج منتقل شده است و در حالت بلاتکلیفی بسر می برد

افرادی که دستور دهنده و شکنجه کننده زندانیان بیدفاع هستند ؛سرهنگ مرتضی رستمی نیا رئیس بازداشتگاه ،سرهنگ کرمی، سرهنگ مدحی و افراد تحت فرمان آنها هستند.

در حال حاضر این خانواده تحت فشارهای روحی و تهدیدات اداره آگاهی قرار دارند که در صورت افشا و یا شکایت تمامی افراد دستگیر شده را مجددا دستگیر خواهند کرد. بخصوص فشارها علیه خانم سودابه شادپور که به مسیحیت گراییده آنها او را تحت فشار و مورد تهدید قرار داده اند که در صورت شکایت و یا پیگیری مسئله اصابت گلوله او را به دلیل گرویدن به مسیحیت مورد محاکمه و به مرک محکوم خواهند کرد .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، شکنجه های قرون وسطائی جسمی و روحی در آگاهی تهران وشهرستانها که تا به حال منجر به مرک تعداد زیادی شده است را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدام عملی برای نجات جان زندانیانی بی دفاع که در این بازداشتگاهها بسر می برند است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

04 فروردین 1388 برابر با 24 مارس 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر


http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. :0031620720193

۱۳۸۸ فروردین ۲, یکشنبه

قدردانی زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین ازشرکت کنندگان مراسم سال نو در مقابل زندان اوین



بنام خداوند همدلی و همنوائی،

جناب آقای دکتر محمد ملکی پیش کسوت خستگی ناپذیر، دانشجویان سرافرازو مبارز ،خانواده های عزیز و ارجمند سلام بر شما ؛سلامی که بوی خوش آشنائی.

حضور شماها در مقابل زندان اوین همزمان با حلول سال نو برای ابراز همبستگی و همدلی با زندانیان سیاسی ،بهترین عیدانه ای بود که ماها زندانیان سیاسی می توانستیم دریافت کنیم دستهای مهربان شما را به گرمی می فشاریم ،عیدانۀ کرامت شما بر دیدۀ سپاس می گذاریم و از فرصت بدست آمده استفاده کرده :

اولا: سال نو را به همۀ شما سروران عزیز تبریک و شادباش عرض می کنیم.

ثانیا: به همۀ شما به خاطر این اقدام شجاعانه تقدیر و تشکر می کنیم .

ثالثا: آزار و اذیتهای اعمال شده و در نهایت دستگیریهای انجام شده را بشدت محکوم می کنیم .

رابعا:آرزو می کنیم که این آخرین بار و آخرین سالی باشد که دیوارهای بلند اوین بین فرزندان این مرز و بوم جدائی می افکند .

حساسیت توجه خانواده ها و دیگر فعالین سیاسی جامعه نسبت به وضع و حال زندانها و زندانیان سیاسی امری کاملا بدیهی است زیرا که رژیم حاکم بر ایران بدلیل به رسمیت نشناختن زندانی سیاسی هر گز به حق و حقوق مترتب بر آن تن نداده است و زندانیان سیاسی را در میان انبوه زندانیان غیر سیاسی پراکنده و در واقع تضعیف کرده است .پیداست که چنین وضعیتی با معیارهای حقوق بشری و بین المللی سازگار نیست، نتیجه این بی توجهی ها بخصوص درحوزۀ آسایش و سلامت زندانیان تاکنون نتایج فاجعه باری داشته است که آخرین نمونۀ آن درگذشت امیدرضا صیافی در اثر بی توجهی و قصور در امر درمان بیماریهای او بوده است، پیشتر از او هم امیر حسین حشمت ساران قربانی این بی توجهی ها شده بود با توجه به چنین وضعیتی آیا این حق اولیۀ شهروندی بلکه حفظ اولیۀ عاطفی و غریزی خانواده ها و یاران نیست که برای ابراز همبستگی و همدلی و اعتراض سعی کنند در چنین مناسبتهایی تا آنجا که ممکن است به فرزندان و دوستان خود نزدیک تر باشند یقینا چنین است اما حراس حاکمیت از برگزاری مراسم تا این حد ساده و اعتراضی تا این حد مسالمت آمیز از کجا ناشی می شود؟

همه می دانیم که بر پا کردن مراسم جشن شادی بویژه از نوع نوروزی آن با توجه به پیشینۀ آن در این سرزمین کهن تلاش انسان ایرانی است برای هماهنگی و همراهی هر چه بیشتر با نظام آفرینش اما رژیم حاکم بر ایران که بنابر ماهیت ضد تاریخی خود ش در تمامی 30 سال گذشته عامل بروز تضاد ها و بحرانهای اجتماعی و بین النوعی بوده است به مردم این سرزمین را از حد اقل هماهنگی همدلی و هم سطحی بدور کرده است یقینا نمی تواند از اینگونه مراسم دل خوشی داشته باشد بویژه اگر از جانب خانواده ها و دوستان زندانیان سیاسی و آن هم در مقابل زندان اوین باشد چنین حاکمیتی را باید اساسا فراتر از یک نظام ضد تاریخی تحیلی و طبقه بندی کرد آنها در واقع یک نظم ضد آفرینشی را نمایندگی می کنند نظمی که عامل فساد و تباهی است انجام چنین مراسمی می تواند به معنای ایجاد شکاف در چنین نظمی باشد که باعث ترک برداشتن دیوارهای بلند زندان اوین باشد بویژه که زمان پاسخگوی که نه تنها به جامعه که به ذات آفرینش هم فرا رسیده است تا کی می توان به بیراه رفت و به گمراهی کشاند آنان که با هستی و خدای هستی نیرنگ آورند مسلما به دام همان نیرنگ خواهند افتاد.

امیدواریم سالی که در پیش رو داریم نوید بخش دگرگونیهای عظیم در جامعه باشد به عبارتی بهتر سال اصلاح و دگرگونی در حاکمیت سیاسی و مدیریت کلان مملکت باشد .

در خاتمه بار دیگر ارادت خالصانه و محبت بی دریغ خودمان را نثار شما می کنیم

زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین

اول فروردین 1388

علی صارمی،از دستگیر شدگان مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی 1367

سید ظهور نبوی،مقاله نویس مجله سرزمین آریائی

محمدعلی منصوری؛،از دستگیر شدگان مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی

میثاق یزدان نژاد؛،از دستگیر شدگان مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی

انتشار:

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. : 0031620720193