۱۳۹۵ شهریور ۲۲, دوشنبه

تشدید فشارها و اذیت و آزار زندانیان سیاسی زندان مرکزی زاهدان


بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » تشدید فشارها و اذیت و آزارها  علیه زندانیان سیاسی  زندان مرکزی زاهدان.
بند ۳ زندان مرکزی زاهدان  یکی از بندهایی است که اکثر زندانیان سیاسی در آن جای داده شده اند. در این بند چندین برابر ظرفیت، زندانی در آن نگهداری می شود اکثر زندانیان این بند  کف خواب هستند و  زندانیان سیاسی در کنار زندانیان عادی و خطرناک نگهداری می شوند. شرایط  و وضعیت این بند به حدی  غیر انسانی است که زندانیان بندهای دیگر را به عنوان تبعید به این بند منتقل می کنند  که به بند تبعیدیها معروف می باشد .
این بند دارای  ۱۱ سلول است که تمام  سلولهای آن مملو از زندانی است .سرویسهای بهداشتی آن فرسوده و غیر قابل استفاده است و زندانیان سیاسی و عادی برای استفاده ازسرویسهای بهداشتی باید مدت طولانی  را در صف بگذرانند. علاوه بر فرسودگی و و غیر قابل استفاده بودن حمام های بند ،در طی ساعتهای روز آب حمام سرد می باشد و زندانیان به دلیل سرد بودن آب نمی توانند استحمام کنند .  بخصوص زندانیانی که بیمار و یا مسن هستند .
از طرفی دیگر وضعیت غذای زندان بطورعام وبخصوص بند ۳ به حدی بد می باشد که زندانیان قادر به خوردن آن نیستند. نانی که به زندانیان داده می شود خمیر است و سایر وعده های غذا از لحاظ کمی و کیفی آنچنان پایین است که زندانیان پس از گرفتن غذا گاها آن را به سطل زباله می ریزند .

وضعیت بهداشتی زندان فاجعه بار است. جیره شامپو و سایر مواد بهداشتی  را قطع کرده اند . زندانیان سیاسی از درمان و دارو محروم می باشند ، بخصوص زندانیان سیاسی که نیاز به بستری شدن در بیمارستانهای خارج زندان را  دارند از بستری و درمان کردن انها توسط بازجویان وزارت اطلاعات ممانعت بعمل می آید.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تشدید فشارها و اذیت و آزار زندانیان سیاسی و سایر زندانیان را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای پایان دادن به سرکوب خونین زندانیان سیاسی در ایران خواهان ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران
۲۳ شهریور٩٥ برابر با ۱۲ سپتامبر ٢٠١٦

گزارش به سازمانهاي زير ارسال گرديد:
كميسرعالى حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد
سازمان عفو بين الملل
Tel.:0031620720193

طبق قوانين كپي رايت استفاده از گزاشات فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران با ذکر منبع بلامانع می باشد

۱۳۹۵ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

اذیت و آزار و تحت فشار قرار دادن زندانی سیاسی علی معزی بدستور بازجویان وزارت اطلاعات ولی فقیه


 بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» انتقال زندانی سیاسی علی معزی به زندان گوهردشت کرج و بعد چندین ساعت اذیت و آزار و فشار  بازگرداندن مجدد وی به زندان اوین و نگهداری او در قرنطینه بند ۴ زندان اوین.
روز سه شنبه ۱۷ شهریور ماه حوالی ساعت ۱۱:۰۰ به زندانی سیاسی علی معزی  اعلام شد که وسایل شخصی خود را جمع کند تا او را به زندان گوهردشت کرج منتقل نمایند، سپس او را سوار اتومبیل پراید کردند و به سوی زندان گوهردشت کرج حرکت نمودند و حوالی ظهر به زندان گوهردشت کرج وارد شدند. اما زندان گوهردشت کرج علیرغم ابلاغیه دادگاه انقلاب و مدیر کل سازمان زندانها، از پذیرش او خوداری کردند و پس از چند ساعت انتظار و خستگی مفرط ،عطش و گرسنگی او را ساعت ۱۴:۰۰ مجددا از زندان گوهردشت کرج به زندان اوین بازگرداندن و او را به بند ۸ زندان اوین که قبلا در آنجا زندانی بود تحویل دادند که مسئول بند ۸ زندان اوین از پذیرش زندانی سیاسی علی معزی خوداری نمود.
بعد از مدتی انتظار او را به قرنطینه بند ۴ زندان اوین منتقل نمودند و تا بعد از ظهر روز سه شنبه در قرنطینه بند ۴ زندان اوین  نگهداری می شد .
در برگه انتقال او قید شده بود که به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران باید به زندان گوهردشت کرج منتقل گردد.
زندانی سیاسی علی معزی از بیماری سرطان و بیماریهای دیگر رنج می برد، اما به دستور بازجویان وزارت اطلاعات از درمان وی خوداری می کنند و هدف از نقل و انتقال این زندانی سیاسی که بدستور بازجویان وزارت اطلاعات صورت گرفته است  تحت فشار قرار دادن وی می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، نقل و انتقال زندانی سیاسی علی معزی از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ که از بیماری سرطان و سایر بیماریها شدیدا رنج می برد بدستور بازجویان وزارت اطلاعات به منظور تحت فشار قرار دادن وی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای پایان دادن به سرکوب خونین مردم و اذیت و آزار زندانیان سیاسی در ایران  خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوندعلی خامنه ای ولی فقیه رژیم و آخوندهای همدست وی به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.
    

فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران
۱۸ شهریور٩٥ برابر با ۶ سپتامبر ٢٠١٦

گزارش به سازمانهاي زير ارسال گرديد:
كميسرعالى حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد
سازمان عفو بين الملل
Tel.:0031620720193

طبق قوانين كپي رايت استفاده از گزاشات فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران تنها با ذکرمنبع بلامانع است .

۱۳۹۵ شهریور ۱۵, دوشنبه

دلنوشته ای از زندانی سیاسی مريم اكبري منفرد از بند زنان زندان اوین


دلنوشته ای زندانی سیاسی مريم اكبري منفرد که جهت انتشار و ارسال به رسانه ها در اختیار « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» قرار داده شده است متن این نامه به قرار زیر است:
«نجات دهنده در راه است »
امسال هفتمین سال است که در کنارش نیستم. سه سال و نیمه بود که مرا از او جدا کردند. خیلی دلم می‌خواست لحظه جراحی و دوره نقاهت کنارش باشم، برای همین درخواست مرخصی دادم. پیش از این در سال90 زمانی که می‌خواست به کلاس اول برود درخواست مرخصی داده بودم که موافقت نشد. حتی خواستم چند ساعتی مرا تحت‌الحفظ با دستبند، روز اول مهر به مدرسه‌اش ببرند تا روز اول مدرسه در کنارش باشم. آن را هم قبول نکردند و اینک، اینک بعد از سالها و در این زمان که سارا قرار است عمل جرحی کند مجدد با مرخصی من مخالفت شد.
البته شرمنده‌ام و احساس شرم می‌کنم در جایی که خواهران و برادران عزیزم به‌خاطر آزادی خلق درزنجیرشان و برای رسیدن به هدف والایی که باورش دارند فرزندان خود را ترک کرده‌اند و هیچ لحظه‌یی از لحظات زیبای رشد و بزرگ‌شدن کودکان خود را ندیده‌اند و چه بسیار از آنها که حتی بدون دیدن چهرة زیبای کودکان خود شهید شدند من به فکر این هستم در کنار سارا باشم.
این دل‌نوشتة من دلتنگیم‌ نسبت به سارا نیست، چرا که سارا پدری چون حسن دارد و خواهرانی هم‌چون پگاه و زهراکه مادری را برایش تمام کرده‌اند، در کنارش دارد.
اینها را می‌نویسم تا گوشه‌یی از ظلمی که بر ما می‌رود را تصویر کنم. آری راه همان است و ظلمت و تاریکی همان.
در این افکار بودم که یار بهاران بر من فرود آمد.
نزدیکترین خاطره‌ام خاطرة سالها پیش است. غروب تابستان سال67. هرگز یادم نمی‌رود غروب مردادماه سال67. غروبی گرم و دلگیر، هنگام اذان مغرب، زمانی که بانگ اذان از گلدسته‌های مسجد محلة هاشم‌آباد بلند شد.
من و مهناز که طبق معمول خسته از بازی کودکانه به خانه آمدیم ناگهان با چهرة گریان و اشکهای مادر روبه‌رو شدیم. برایمان تعجب‌آور بود زیرا که پیش از این جز چهرة بشاش و صورتی شاد و خندان چیزی از مادر به‌یاد نداشتم. در همین حین بود که مادر درحالی‌که قطرات اشکهایش به پهنای چهرة خسته‌اش چونان مروارید غلتان سرازیر می‌شد با صدای بغض‌گرفته‌اش و آن گویش آذری‌اش شروع کرد به بازگوکردن آن‌چه اتفاق افتاده بود و اینجا بود که تازه متوجه شدم چه اتفاقی رخ داده که مادر را این‌چنین دگرگون کرده.
بله، اینبار نوبت رقیه بود که جاودانه شود و مادر تنها نامی که بر زبان می‌آورد نام رقیه بود که می‌گفت رقیه جان! مادر‍! من بعد از این با مهنازت چه کنم؟ به مهنازت چه بگویم؟‍!
بعد از ساعتی تازه متوجه شدم که نام عبدی هم جزو جاودانه‌های 67 است.
خبر شهادت رقیه و عبدی را که از شهدای مردادماه سال67 بودند را همزمان در آن روز در سالن ملاقات به مادر و آقاجون داده بودند.
پیش از آن علیرضا در شهریور سال60 و غلامرضا در آبانماه سال64 جاودانه شده بودند.
ولی مادر بیش از هر کدام از آن سه پسر شهیدش، شهادت رقیه برایش دشوار بود، چرا که رقیه یک دختر کوچک داشت. مهناز دختر رقیه در لحظه دستگیری رقیه 3ساله بود یعنی تقریبا هم‌سن و سال سارای من.‌
وقتی به رقیه می‌اندیشم، به این فکر می‌کنم که خدایا لحظه‌یی که رقیه به ظلم گفت نه، در مورد مهناز چه می‌اندیشید؟ و حال من، من خواهر رقیه نگران عمل جراحی سارا هستم.
گهگاه در لحظه‌های پریشانی می‌اندیشم که خدایا چه چیز ممکن است بین عشق یک مادر به جگرگوشه‌اش حائل شود.
در جهان هیچ قدرتی وجود ندارد عشق مادر را به چالش بکشد و این نشان می‌دهد جهان با تمام عظمتش در برابر قدرت عشق مادر به فرزندش چقدر حقیر و ناتوان است.
امروز که بیش از هر زمان زندگی دردمندم و عاشقم و بیش از همیشه درست راه انتخاب‌شده‌ام و خالصانه بودنش را احساس می‌کنم، می‌دانم و ایمان دارم عدالت و مبارزه برای عدالت بالاتر از عشق مادر به فرزند است.
گاهی که از روند روزگار زیرلب شکایتی می‌کنم، شکایت از اینکه زندگی با من سر مدارا نداشته است، بانگی از درون بر من نهیب می‌زند که فردا روز دیگری است.
در بسیاری از لحظات، زندگی عاری از هر معنا و مفهومی است و این ما هستیم که با مجموعه عملکردهایمان به آن معنا و مفهوم می‌بخشیم و این حوادث نیستند که انسان را امیدوار یا ناامید می‌کنند. این‌طور نگاه ماست به اتفاقات و حوادث پیرامونمان و این زاویه دید ماست که یأس و امید را می‌سازد.
این‌گونه که به زندگی می‌نگرم، تلخ‌ترین و دردناکترین اتفاقات را برانگیزنده و نیرودهنده می‌بینم.
استخراج قدرت از درون ضعف، و رسیدن به آرامش از اعماق آشفتگی.
گو این‌که سنگ حجیم و زمخت پریشانی را بتراشی آنگونه که از درون آن پیکرة صیقل‌خورده استواری و امید به آینده را بیرون بکشی.
و فکر می‌کنم این است وظیفة هر انسان آزاده‌یی که ددمنشی‌های عصر خویش را بشناسد و با آن درگیر شود.
آری، برگهای پاییزی در زیر پاهای تو فرو می‌ریزد ولی درخت استوار و مقاوم برجای می‌ماند. برگهای پاییزی بی‌شک در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت سهمی ازیادنرفتنی دارند و چه زیبا و لذت‌بخش است که ما هم در این موج خروشان سهمی داشته باشیم.
عشق در قفس واژه‌ها نمی‌گنجد مگر آنکه تو رنج اسارت را احساس کرده باشی.
آری برای صعود به بلندترین قله‌ها همواره گروه بزرگی حرکت می‌کند تا گروه کوچکی به اوج برسد. گروه بزرگ تمام نیروی خود را به گروه کوچک می‌دهد. خود را وقف می‌کند تا گروه کوچک لحظة رسیدن را احساس کند. اصل اراده معطوف به قدرت است، اعتقاد و ایمان.
به‌دلیل بافت پیچیدة زندگیم هزاران بار مجبور شدم کوچه تنگ و طولانی جدایی را تنهایی بپیمایم بی‌آن‌که تنم دیوار این کوچه را بشکافد و یا حتی لمس کند.
من در این کوچة آشنا، حتی بارها مجبور به دویدن شده‌ام امیدوارم این دویدنم ماهرانه باشد.
عجب سالهایی گذراندیم، عجب روزهایی و ثانیه‌هایی و تو سارای من در این سالها و روزها و ثانیه‌ها، سرشار از استقامت و صبوری بوده‌ای.
استقامت تو به من این قدرت را می‌دهد که با رذالتها کنار نیایم و چونان رعد آسمانهای خروشان جهان را به قدر پایداری و مقاومت خویش معنا دهم.
بله راه همان است و در راه ماندن همان، نجات‌دهنده در راه است.
مریم اکبری منفرد
شهریور 95
اوین

Tel.:0031620720193

طبق قوانين كپي رايت استفاده از گزاشات فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران

فشارها و اذیت وآزاهای محمود سر گل زهی یکی از شکنجه گران ولی فقیه علیه زندانیان سیاسی در زندان مرکزی زاهدان


بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» فشارها و اذیت و آزارها و محدودیتها  علیه زندانیان سیاسی هموطن  بلوچ زندانی در زندان مرکزی زاهدان  در طی روزهای اخیر شدت یافته است .
 یکی از زندانیان سیاسی که در روزهای اخیر تحت فشار و اذیت و آزار زندانبان ولی فقیه قرار گرفته است زندانی سیاسی  وحید هود متولد ۱۳۶۶ است.  اواسفند ماه  ۱۳۹۱ با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر گردید.زندانی سیاسی وحید هود چند روز پیش بدون هیچ دلیلی به بند دیگری منتقل گردید  و در سلولی وی  را قرار دادند که معروف به سلول ورودیها می باشد و اکثر کسانی که در این سلول هستند معتاد و از  زندانیان عادی خطرناک می باشند ازدحام در این سلول به حدی است که او ناچار است زمین خواب باشد .زندانبانان ولی فقیه به انتقال وی و قرار دادن او تحت فشارهای غیر انسانی اکتفا ننمودند  واو را  به مدت ۳ ماه  از ملاقات با خانواده اش محروم نموده اند.او همچنین حق خروج از بند را ندارد حق رفتن به مسجد فرهنگی و کلاس قرآن را ندارد و حتی از تماس با سایر زندانیان سیاسی و عادی محروم می باشد  و عملا برای او شرایط زندان در زندان ایجاد نموده اند .
فشارهای روحی واذیت و آزارها و رفتارهای غیر انسانی توسط فردی به نام محمود سرگل زهی مسئول فرهنگی  و مداح زندان صورت می گیرد .این فرد از شکنجه گران منفور زندان زاهدان می باشد . این شکنجه گر کینه ای غیر انسانی نسبت  به هموطنان بلوچ و بخصوص اهل سنت دارد و هنگام سخنرانی به عقاید هموطنان اهل سنت توهین می کند و با آنها رفتاری وحشیانه دارد .این فرد شکنجه گر خطاب به زندانی سیاسی وحید هود گفته است که شرایطی بدتر از این را برایت در زندان ایجاد خواهم کرد. این فرد مجری فرامین بازجویان وزارت اطلاعات در زندان است.
زندانی سیاسی وحید هود پس از دستگیری در سال ۹۱ به سلولهای انفرادی اداره  اطلاعات منتقل گردید و به مدت ۳ ماه در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات چاه بهار و زاهدان تحت وحشیانه ترین شکنجه های ضدبشری قرار گرفت و در اثراین  شکنجه ها که هنوزآثار آن بر جسم وی عیان می باشد  رنج می برد. با پرونده سازی بازجویان وزارت اطلاعات و ارسال آن به ۳ شعبه دادگاه انقلاب جمعا به ۳۵ سال و ۶ ماه و ۵۰ میلیون تومان محکوم شده است .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،تشدید فشار،اذیت و آزار و ایجاد محدودیتهای غیر انسانی علیه این زندانی سیاسی هموطن بلوچ را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار قدامات عملی برای پایان دادن به شکنجه و اذیت و آزار علیه زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران
۱۵ شهریور٩٥ برابر با ۴ سپتامبر ٢٠١٦

گزارش به سازمانهاي زير ارسال گرديد:
كميسرعالى حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد
سازمان عفو بين الملل
Tel.:0031620720193

طبق قوانين كپي رايت استفاده از گزاشات فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران