۱۳۹۲ خرداد ۲۱, سه‌شنبه

به مناسبت ۱۲ ژوئن روز جهانی لغو کار کودک


 
در روزهای نخستین ژوئن سال ۱۹۹۸ ، بیش از۲۵۰ کودک به نمایندگی از میلیونها کودک کار در سراسر جهان با فریاد علیه کار کودک ، آموزش و تحصیل رایگان برای کودکان در مقابل سازمان جهانی کار تجمع کردند .کودکانی که نماینده میلیونها کودک کارگر در مزارع ، کارگاهها، خیابانها و کودکان مورد بهره کشی جنسی بودند. جای پاها و دستان نحیف این کودکان در قالبهایی از سیمان حک شد و از این قالبها ستونی برافراشته شد که تا به امروز نماد مبارزه برای لغو کار کودک است.
اما پس از گذشت سالها از چنین روزی ، در حالی این روز را گرامی می داریم که هنوز به دلیل نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی کودکان بسیاری در سراسر جهان درس و تحصیل ، بازیها و ارزوهای قشنگ کودکانه را فراموش کرده اند و در خیابانها، کارگاهها ، کوره ها و مزارع نان شب خود و خانواده خود را جستجو می کنند.کاری اجباری که حاصل فقر و بی عدالتی است .دریغا که کار کودک تحصیل و بازیهای شاد کودکانه است.
و امروز در حکومت استبدادی ملایان ،میلیونها  تومان صرف هزینهای انتخاباتی می شود بدون آنکه نامی از کودکان و حقوق آنها در میان باشد. افشای میلیاردها تومان دزدی اموال مردم توسط سردمداران رژیم ولی فقیه ، پولی که سهم کودکان است و از آنها دریغ شده است. افزایش دزدیهای حاکمان ، افزایش روزافزون قیمت کالاهای اساسی ، خانواده ها را وادار ساخته تا کودکان خود را روانه بازار کار و خیابانهای خشن و بی رحم کنند. دنیایی خشن که دنیای سراسر آرامش ومهر و رویاهای شیرین کودکان را در کام خود فرو می بلعد. فقر پدران و مادرانی که برای تأمین فقط نان  شب خود کودکان خود را به کارمافرمایی می فروشند یا روزانه اجاره می دهند تا ساعتها در سرما و گرما برای کارفرما در کنار خیابانها بایستند و با صدای کودکانه و نگاه ملتمسانه خود عابران را به خرید یک گل ، فال ، کبریت یا آدامس و .... تشویق کنند تا مبادا دست خالی به نزد کارفرما بازگردند و جسم نخیفشان در زیر ضربات مشت و لگد کارفرما له شود. کودکانی که ساعتها با پشتهای خمیده با دستانی نحیف نقش بر قالی می زنند . کودکانی که در کوره های آجرپزی خشت می زنند و دهها آجر را بر پشت خود حمل می کنند.
اما حاکمان این را هم تحمل می کنند و برای پنهان کردن دزدیهای خود و سرپوش گذاشتن بر قثر مردم که خود مسبب آن بوده اند، به این کودکان در خیابانها یورش می برند ، آنها را بازداشت می کنند تمام وسایل و پولهای آنها را ضبط می کنند ، آنها را مورد ضرب و جرح قرار می دهند تا به خیال خود از آنها زهر چشم بگیرند تا دیگر در کنار خیابانها و معابر بساط نکنند. .و چه بسیار کودکانی که هر ساله در فرار از دست سرکوبگران در خیابانها و اتوبانها به علت تصادف ، در قبرستان آرزوهای خود به خواب می روند.
در چنین روزی ما فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران خواهان مبارزه تمامی جنبشهای اجتماعی در جهت ممنوعیت کار اجباری و هر گونه بهره کشی از کودکان ، دادن هویت انسانی به آنها و برخوردای تمامی کودکان از آموزش رایگان ، تحصیل،بهداشت و امکانات رفاهی و آمورزشی هستیم.   

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۱  خرداد ۹۲ برابر با ۱۱  ژوئن ۲۰۱۳




info@hrdai.net
www.hrdai.net
Tel.:0031620720193

بخش ششم سلسله مقالات زندانی سیاسی ارژنگ داودی در باره رژیم ولی فقیه



زندانی سیاسی ارژنگ داودی طی سلسله مقالاتی دیدگاه های خود را نسبت به رژیم ولی فقیه بیان نموده است که جهت انتشار در اختیار «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» قرار داده است. متن ششمین و آخرین   بخش آن به قرار زیر می باشد:
بخش ششم؛
انواع بحرانهای فزاینده ،جامعه ایرانی را به فقر و فلاکت دچار کرده است. این اوضاع آشفته نیاز به تعیین تکلیف نهایی را به همه آزادیخواهان دیکته می کند. جنبش های اصیل اجتماعی از قانونمندی هایی پیروی می کنند که مختص خود آنهاست و لزوما با  قرار و مدار باندهای موج سواری که تلاش می کنند بر آنها مسلط شوند همخوانی دائمی پیدا نمی کنند .به همین دلیل با صراحت تمام اعلام می داریم که در این مرحله حساس و تاریخی برای توفنده ساختن  جنبش دویست ساله آزادیخواهی ایرانیان ، نیاز به معرفی رهبران سیاسی شدیدا احساس می شود .
 بدون تردید هر ملتی به مربی، راهبر و راهنما نیاز دارد .امکان تشخیص و تفاوت گذاری بین راهگشایان و مردم فریبان بسیار مهم است ، زیرا در دنیای امروز که دموکراسی  به عنوان تنها دین دنیوی جهانیان غلبه تمام  یافته ، حتی دیکتاتورهای خون آشام نیز دقت وافر به خرج می دهند تا در چشم مردم عادی کشور به مثابه مربی و راهبر جلوه نمایند.
توجه داشته باشید که وجود راهبر و راهگشا از الزامات دوره پایانی حل بحرانهای فراگیر اجتماعی برای نیل به آزادی و رهایی از شر استبداد به شمار می رود .در صورت اشتباه در گزینش رهبران شایسته خسارت جبران ناپذیر به کلیت جنبش آزادیخواهی به ویژه در مرحله پس از پیروزی وارد می شود. عنایت ویژه به این مهم ما را در شکست ارتجاع حاکم و رفع شرایط و احوال استبداد در تحولات پیشا رو یاری می رساند.
امروز در کشورهای در حال توسعه هر کسی داعیه رهبری دارد بایستی هم در جامعه خود ریشه دوانده باشد و هم راه و رسم زندگی در جهان مدرن یعنی اندیشه و روش زندگی در دنیای پیشرفته را به درستی درک کرده باشد . کسانیکه علاوه بر برخورداری از این پیش ضرورتها در برابر تهدیدات و مخاطرات جنبش نیز سرسختانه ایستادگی به خرج داده و از ورطه آزمایشات جانفرسای مبارزه سرافرازانه بیرون آمده باشند .کسانیکه اصول و قواعد زندگی در استبداد را زیر پا گذارده و عزم جزم داشته اند تا پاک و شرافتمندانه زندگی کنند و در این راه برای خود و خانواده عواقبی هولناک و حتی مرگباررقم زده اند. بدیهی است تنها کسانی  در برابر چنین تهدیدات و مخاطراتی پابرجا می مانند و سازش ناپذیرانه از معرکه استبداد سربلند بیرون می آیند که پیوندهای انسان گرایانه ، احساسات میهن پرستانه ، منشهای آزادیخواهانه و باورهای عدالت گرایانه در کنه وجودشان با بنیانی تزلزل ناپذیر نضج گرفته باشد.
ما اصل خطا ناپذیری رهبران را کاملا مردود می دانیم .زیرا خطا کردن از خصایص انسانهاست ولی افرادیکه امتحان خدمت و مددکاری در راه اندیشه غالب بر حرکت اجتماعی را با موفقیت از سر گذرانده باشند، طبیعی است که دچار اشتباهاتی به مراتب کم خطر و کم زیانده شوند. هر چند می توان کاملا اطمینان داشت که این اشتباهات عالمانه ، عامدانه و حتی زیرکانه نخواهد بود چه رسد به اینکه موذیانه باشد.
 پر واضح است که جنبش های اصیل مردمی بدون راهبران و راهنمایان از پیش تعیین شده به دنیا می آیند. و مسیررشد طبیعی خود را طی فراز و نشیب های مبارزاتی از سر می گذرانند ولی درآخرین مراحل مبارزه یعنی هنگامی که خواست ها و ناخواستهای اکثریت مردم ، مرزبندی های منطقی خود را یافته ، در یک جمعبندی کلی مرزدار گردیده و به طرزی کاملا واضح خود را بروز داده باشد، شرایط ایجاب می دارد که گروههای سیاسی ـ اجتماعی فعال در جنبش که غالبا از اهالی دانشگاه و از خیل دانشجویان درد آشنا هستند از میان معدود رهبران بالقوه سیاسی که شایستگی های لازم را در طول سالهای سخت مبارزه کسب کرده اند ، دست به گزینش هایی بزنند و مدیریت  بخش پایانی جنبش و مرحله آغازین پس از پیروزی را بر عهده آنان بگذارند تا دست در دست هم بتوانیم با هماهنگی بیشتر و مدت زمان کمتر، مبارزه را به سوی سرمنزل مقصود یعنی استقرار حاکمیت مردم پیش برانیم.
باید توجه داشت الفبای دموکراسی سیاسی اقتضا می دارد که بلافاصله پس از فتح آخرین سنگرهای استبداد ، بتدریج وضعیتی فراهم آید تا مردم به طرزی آزادانه و آگاهانه راهبران، نمایندگان یا مدیرانی که خود شایسته تشخیص می دهند را برای مراحل نهادینه سازی دستاوردها، بازسازی نهادها و نوسازی جامعه مستقیما انتخاب کنند. کسانیکه لزوما شاید شامل همه رهبران مرحله پیشین نباشند.
امروز ایرانیان از بسیاری شیوه های قدیمی ، عادات کهنه و سنتهای منسوخ پیشینیان فاصله گرفته اند ، لذا بدون تردید بعد از پیروزی انقلاب دموکراتیک ، آمادگی بیشتری برای پذیرش نظام جدید و فداکاری برای تحقق اهداف و آرمانهای آن از خود نشان خواهند داد. بر خلاف گذشته دیگر رویدادهای سیاسی را صرفا ناشی از توطئه قدرتهای خارجی نمی انگاریم و به نقش فرعی بیگانگان در برابر نقش اصلی مردمان خود کاملا واقف گشته و بدین معنا پی برده ایم که نیروی اندیشه ملی و اراده همگانی در تشخیص مسیر درست و تغییر فرایندهای اجتماعی نه تنها تاثیری بسزا داشته که تعیین کننده نهایی نیز بشمار می رود .
 هم میهنان
برای نهایی شدن جنبش آزادیخواهی، جامعه ایرانی نیاز به رسیدن به نوعی تفاهم سیاسی همه جانبه دارد تا بتوان بر مبنای آن اختلاف در برنامه ها و دیدگاهها را برطرف نموده زمینه ای غالب برای پردازش هماهنگی های بعدی بوجود آورد . برای رسیدن به این مهم نیازمند نوعی ساختار سیاسی مدرن در چارچوب یک « جمهوری ایرانی » هستیم تا از هم اکنون که در آخرین گام از مرحله پایانی جنبش آزادیخواهی برای واژگونی استبداد مذهبی قرار گرفته ایم، بنای سیاست ورزی های آتی میهن رابر مبنای مدیریت اختلاف ، دیالوگ ، واقع گرایی ، تحمل همدیگر و همزیستی مسالمت آمیز قرار دهیم.
از هر خون لاله ای می روید
از هر درد لبخنده ای
من از قعر جنگل فقیه
به سوی تو دست امید می سایم
تا در دهکده مشترک تقدیری اندوهبار
با هم از انقلاب  پیشارو
به جد سخن برانیم
ایران هرگز نمی میرد.
از صمیم قلب در بند خود و از قعر سیاهچالهای تبعیدگاه مخوف بندرعباس ، همه آنانی که به ایران و ایرانی می اندیشند را از  راه دور می بوسم و برای ساختن یک ایران آزاد ، یک ایران آباد ، یک ایران دموکرات، یک ایران سرشار از عشق و داد روی همگی آنان حساب می کنم.
دیرزیوی و شاد زیوی همگان را آرزومندم .
ارژنگ داوودی
 معلم،نویسنده،شاعر و زندانی سیاسی
 خرداد ۱۳۹۲
info@hrdai.net
www.hrdai.net
Tel.:0031620720193

۱۳۹۲ خرداد ۱۹, یکشنبه

کشته و زخمی شدن دادستان زاهدان و همراهانش در یک درگیری مسلحانه



بنابه گزارشات ارسالی به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » طی یک درگیری در استان سیستان و بلوچستان دادستان انقلاب زاهدان و تعدادی از همراهان وی کشته و زخمی شدن.
گزارش ارسالی حاکی از آن است که بعد ظهر پنجشنبه ۱۶ خرداد ماه ماشین حامل  محمد مرزیه دادستان زاهدان و تعدادی از محافظین و همراهانش در یکی از خیابانهای زاهدان مورد هجوم مسلحانه قرار گرفت که باعث  کشته و زخمی شدن تعدادی از محافظین و همراهان  وی شد. محمد مرزیه ازچند ناحیه و از جمله ناحیه سینه مورد اصابت گلوله قرار گرفته است وبه بیمارستان خاتم زاهدان منتقل شد حداقل یکی از محافظین وی در دم کشته شدند وی یکی از نیروهای بلند پایه وزارت اطلاعات که همراه وی بودند زخمی شد
لازم به یاد آوری است محمد مرزیه دادستان انقلاب زاهدان یکی از عناصر سرکوب خونین مردم در استان سیستان و بلوچستان می باشد. بدستور وی یورشهای وحشیانه دستگیریهای گسترده بخصوص دستگیرهای هموطنان  اهل سنت،تقاضای حکم ضدبشری اعدام برای آنها، حبسهای طولانی مدت ، حضور و دادن دستور اجرای حکم اعدام تعداد زیادی از هموطنانمان در استان سیستان و بلوچستان و صدها مورد سرکوب دیگر بوده است.
پس از حمله به یکی از سرکوبگران استان سیستان و بلوچستان خطر جدی انتقام گیرانه اعدام جان زندانیان سیاسی بلوچ که بیش از ۱۲ نفر می باشند تهدید می کند.معمولا وزارت اطلاعات ولی فقیه برای انتقام گیری و ایجاد فضای رعب و وحشت دست به اعدام زندانیان سیاسی بی دفاع در زندان می زند.
بازجویان وزارت اطلاعات از اکثر زندانیان سیاسی محکوم به اعدام با بکار بردن  شکنجه های وحشیانه اقدام به گرفتن مصاحبه تلویزیونی علیه خودشان نموده است که معمولا پس از اجرای حکم اعدام جنایتکارانه برای توجیه عمل ضد بشری خودش اقدام به پخش آن می نماید.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسب به خطر جدی که جان زندانیان سیاسی بلوچ را تهدید می کند هشدار می دهد و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندها  را به  دادگاه های بین المللی کیفری است .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی درایران
۱۹  خرداد ۹۲ برابر با ۹  ژوئن ۲۰۱۳



info@hrdai.net
www.hrdai.net
Tel.:0031620720193

۱۳۹۲ خرداد ۱۷, جمعه

بخش پنجم سلسله مقالات زندانی سیاسی ارژنگ داودی در باره رژیم ولی فقیه



زندانی سیاسی ارژنگ داودی طی سلسله مقالاتی دیدگاه های خود را نسبت به رژیم ولی فقیه بیان نموده است که جهت انتشار در اختیار «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» قرار داده است. متن پنجمین  بخش این مقاله  به قرار زیر می باشد:
بخش پنجم:
یاران و دوستداران استبداد افرادی بزدل و ضعیف هستند که مسحور قدرت اند .این حقیقت محض راعلاوه بر رفتاربی شرم مآبانه اکثریت اصحاب اطلاحات در زندان و در برابر زندانبانان که حتی محاکمات صوری سالهای ۸۸ و ۸۹ با فضاحت هر چه تمام تر علنی ساخت . این محاکمات از یکسو حقارت و دنائت شبهه برانگیز این مبارزان جعلی را برملا ساخت از دیگر سوعظمت وجودی انسانهای اندیشمند و مبارزی را نشان داد که انقلاب های مشروطه ، ۵۷ و سایر خیزش های مردمی را رقم زدند تا با اهدای خون خویش برای پیروزی بر حاکمیت استبداد به انقلابیون میهن الهام و انگیزه بخشیدند .
یکی از دلایل بسیار مهم در ناکامی خیزشهای میلیونی سال ۸۸ که به بهانه تقلب در انتخابات نمایشی ـ فرمایشی صورت پذیرفت ، این حقیقت تلخ بود که کسانی که در موج سواری های سیاسی ید طولایی داشته و در اوایل انقلاب بدون دارا بودن  کمترین شعور کشورداری یا سوابق مبارزاتی ، فرصت طلبانه به ارکان قدرت چنگ انداخته بودند ، تلاش کردند سکان جنبش را در دستان بی کفایت خود بگیرند.
کسانی که حکمرانی را معادل زورگویی و مترادف با خونریزی تعریف کرده و در تمام جنایات رژیم از شرکای اصلی بوده و در طول حیات نکبت بار آن نیز همواره گرد سردمداران تراز اول و از سرسپردگان قسم خورده آن بوده اند .
کسانیکه در دوران ستم شاهی با مبارزه انقلابی کاملا بیگانه بودند ولی پس از مشارکت در غصب، تصاحب و به انحراف کشاندن انقلاب مردمی ۵۷ برای آنکه بر سر آن خوان به یغما برده ملت و رحل اقامت دائم بیفکنند ، هر یک به فراخور حال ،ترفند کثیف باند بازی وفامیل سالاری را به رکیک ترین وجه آن علیه مردم بپاخاسته و  مبارزان راستین بکار گرفته و خودطلبانه  به ترویج دشمنی و ایجاد جو هیستریک در میان اهالی بویژه قشر مذهبی پرداختند .
کسانیکه در دوران اقتدارخود ، پروژه مبارززدایی را با چنان بی رحمی و قساوتی اعمال کردند که گوی سبقت را از افراد انقلابی نما ربودند و جنایاتی مرتکب شدند که بشریت انگشت حیرت به دندان گزید .جنایاتی چنان هولناک  که علیرغم گذشت بیش یک ربع قرن ، هنوز این رژیم خونریز ، جرأت اقرار و جسارت لازم برای اعتراف به آن را در خود نمی یابد . زیرا نه می تواند زیر بار مسئولیت های دهشتناک آن در جامعه جهانی برود و نه می تواند خود را از عواقب هولناک داخلی آن برهاند .
کسانیکه به خاطر ترس شخصی از عواقب فروپاشی رژیم و در نتیجه از دست دادن هویت جعلی ، اعتبار کاذب ، امتیازاتی که ناحق و غاصبانه به چنگ آورده اند ، عافیت طلبانه به تکاپو افتاده و به طرزی کاملا هدایت شده بر علیه اسلاف شدیدا مرتجع خود معرکه گرفتند .مشتی سوداگران سیاسی که با استفاده از چتر حمایتی و امکانات وسیعی که بخش بزرگی از نیروهای اطلاعاتی ـ امنیتی برایشان فراهم آوردند پا به میدان گذارده و کوشیدند رژیمی را از ورطه سقوط نجات دهند که عاجزانه این رشته الفت با آن گره خورده  و برای تداوم آن هرگز از هیچ دنائتی فروگذار نکرده و نمی کنند.
کسانیکه تلاش کردند همانند اجداد اشغالگر خود پس از حمله اعراب ، شرایطی بوجود آورند که تازی زادگان و تازی زدگان به عنوان شهروندان درجه ۱ یعنی کاست برتر به حساب آیند و مردم ایران که صاحبان اصلی این آب و خاک اهورایی هستند را به عنوان شهروندان درجه ۲ و درجه ۳ به بیگاری و کنیزی بگیرند.
این گروه ۵۰ نفره و چاکران اجاره ای شان که مدعی رهبری جریان ۸۸ شده اند با توسل به انواع ترفندهای مردم فریبانه ای شبه ژورنالیستی ، ایجاد جو کاذب مبارزاتی ، بکارگیری ادبیات دموکراتیک منشانه ، غلب بدیهی ترین حقایق سیاسی، جعل اسطوره های مستحکم ، خلق قهرمانان پوشالی از میان افراد مسئله دار و خانواده های وابسته رژیم بویژه غلامان حلقه به گوش نیروهای اطلاعاتی ـ امنیتی ، گسیل دسته جمعی آنان به زندانهای اوین و رجایی شهر همراه با دامن زدن به جو تبلیغاتی پرهیاهو به نفع این نیروهای زندانی به قصد مشروعیت بخشی به پروژه مبارز تراشی به منظور مصادره جریان ۸۸ و کانالیزه کردن آن با جعل رهبرانی خود فروخته و نیز بسیاری ترفندهای شیطانی دیگر، کوشیدند جنبش دویست ساله آزادیخواهی ایرانیان که به چیزی کمتر از انقلاب دموکراتیک قناعت نمی دارند را در درون چارچوب حقیری تحت عنوان «اجرای بدون تنازل قانون اساسی » محصور کنند . چارچوبی که اصل ارتجاعی ولایت فقیه شاه بیت آن است ؟!
متاسفانه یاران و یاوران استبداد باری دیگر موفق شدند با به انحراف کشاندن و در نطفه خفه کردن جریانی که می رفت میراث دار جنبش دویست ساله آزادیخواهی ایرانیان شود ،موجبات دلسردی مردم بپاخاسته و کناره گیری آنان از تداوم خیزش را فراهم آورده و در ازای کشتار مردم عامی ، نامردی ها و بی عدالتی ها برای رژیم پوسیده و در حال احتضار خود چند صباحی دیگر فرصت تنفس مصنوعی بخرند.
منظور اصلاح طلبان از دمکراسی تنها دموکراتیزه شدن  محدود قدرت آنهم فقط و فقط در محدوده تنگ نیروهای خودی و در میان سرسپردگان رژیم است .این فرصت طلبان که هرگز دغدغه برخورداری مردم از حقوق مدنی و ارتقاء آنان به حقوق کاملا شهروندی را نداشته اند، در طول دوران تصدی خود و امور حکومتی نیز در رابطه با غیر خودی ها ؟!که امروز اکثریت قریب به اتفاق جامعه ایرانی را تشکیل می دهند ، رفتار بسیار زشتی بروز داده و کارنامه غیر قابل دفاعی از خود بر جا گذاشته اند .کیست که نداند همه حکومتهای استبدادی و از آن جمله رژیم خودکامه فقیه مرتجع و یاران مکارش نه تنها به طور مطلق با دموکراسی بیگانه اند که اصولا با آزادی و دموکراسی تضاد ماهوی دارد
اصحاب اصلاح طلب رژیم که عموما از نیروهای نسل دوم حکومت هستند ، ساز و کار قدرت را نه برای مدیریت جامعه و شرکت در مسیر مدریته که به عنوان ابزاری برای کسب و کار مفت خورانه می پندارند ،پیشتر هم به قصد موج سواری مجدد با جعل تئوری من درآوردی .....، کاسب کارانه تلاش کردند تا با تمسک به آن ، قدرت را از اسلاف خود بقاپند ولی در این راه این فرصت طلبان متجاوز به حقوق مردم ، این بار هم صرفا در پی دستیابی به سهم بیشتری از قدرت مطلقه سیاسی ، رنگ کردن قدرت کاذب اجتماعی ، ایجاد  امنیت روانی ، برای خود و اطرافیان  خود می باشند.
در حقیقت آنها با سوءاستفاده از غفلت مردمان مستأصل ویارگیری از ملحق شوندگان که از سر یأس و نومیدی به هر خس و خاشاک  چنگ پلیدی می زنند ، مردم فریبانه به دنبال آزادی خود از محدودیتهایی هستند که از سوی اسلاف شان یعنی غاصبان اولیه انقلاب ۵۷ بر آنان اعمال می شود. کسانیکه در عصر افلاطون سیر می کنند و به هیچ وجه نه دیروز ، نه امروز و نه هرگز در پی احقاق حقوق ایرانیان نبوده اند. و اینک بر خلاف انچه که ریاکارانه در اوایل انقلاب موعظه می کردند خودپرستانه به خودداری همگان از حقوق برابر شهروندی را خلاف فلسفه  آفرینش می پندارند ؟!
توسعه سیاسی و رشد جهشی اقتصادی تنها در صورتی به شکلی متوازن و همه جانبه دست یافتنی خواهد شد که پس از رهایی از شر استبداد حاکم و نیل به آزادی به موازات توانمندسازی همگانی و استقرار دمکراسی، بتوانیم داستان جنایت وحشتناک کلیه جریانهای  استبدادی بعد از انقلاب مشروطه بویژه نیروهای ارتجاعی حاکم بر کشور بعد از انقلاب ۵۷ را به طور مشروح افشا و به شکلی مقتضی برای همیشه چنان ریشه کن سازیم که دیگر هیچ گاه امکان دوباره قد علم کردن را نیابند .
هر انقلاب اجتماعی ،مبارزه ای همه جانبه با استبداد است و به دلایل مادی و معنوی به تمام افراد، اقشارو طبقاتی  تعلق دارد که انتظار می رود از ثمرات آن بهرمند شوند . غرض از رسیدن به آزادیهای اجتماعی ، دمکراسی سیاسی و حقوق شهروندی به معنای استقرار نوعی نظام دموکراتیک در کشور است که شرکت همه مردم در فرایندهای سیاسی را به یکسان امکان پذیر سازد . این امر مبارک که عدالت همگانی پیامد طبیعی آن خواهد بود ، مستلزم وضع قوانینی جدید و اجرای صریح آن  دسته از قوانینی است که  نابرابری در فرصتهای اجتماعی ، درآمدهای اقتصادی و رفاه عمومی را تعدیل   یا بعضا به کلی از میان برمی دارد. قوانینی که آشکارا با ماهیت و موجودیت رژیم فقیه مغایرت تمام دارد
هم میهنان
ازادی که ما برای آن می جنگیم بدون تردید تنها در پی یک انقلاب تمام عیار دموکراتیک به ارمغان می آید تا ما را از شر بی قانونی های سازمان یافته جاری رها ساخته ، به دموکراسی ، عدالت و حقوق شهروندی رهنمون گردد.

در گستره  سیاه جنگل فقیه
که گرگانش بیدادگرانه مشتاق بر دریدن اند
اصلاحات جز بهانه پوچ دعاوی نبود
بر سر کرسی اقتداری یا که سفره  یغمایی
اینک اما همواری زمین خدا
سرآغاز نویدی است که جهنم موعود
سر انجام  ناسپاسان را دادگرانه دهان باز می گشاید

از صمیم قلب در بند خود
شادزیوی و دیرزیوی همگان را آرزومندم


ارژنگ داوودی
 معلم،نویسنده،شاعر و زندانی سیاسی
 خرداد ۱۳۹۲
info@hrdai.net
www.hrdai.net
Tel.:0031620720193