۱۳۹۲ خرداد ۱۵, چهارشنبه

درگیری خونین باند مافیایی وقطع حداقل امکانات زندانیان بدلیل عدم شرکت در مراسم سال مرگ خمینی



بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» درگیری خونین باندهای مافیایی با زندانیان بی دفاع در زندان گوهردشت کرج
غروب روز سه شنبه ۱۴ خرداد ماه در پی عدم شرکت زندانیان در مراسم سال مرگ خمینی  باند مافیای زندان  که به دستور مسئولین زندان عمل می کنند با زندانیان بی دفاع و معترض علیه شرایط قرون وسطایی با چاقو و سایر وسایل سرد حمله بردند و زندانیان را به شدت مجروج کردند. تعدادی از زندانیان دچار زخمهای عمیق و خطرناکی شدند و حداقل ۵ نفر از آنها به بیمارستانهای خارج از زندان منتقل شدند.
 این درگیری خونین حوالی ساعت ۱۹:۳۰ در سالن ۸ بند ۳ زندان گوهردشت کرج آغاز شد و تا ساعت ۲۱:۰۰ ادامه داشت  در این مدت علیرغم اطلاع کامل مسئولین زندان از درگیری شدید و خونین در این سالن ، نیروهای گارد ویژه زندان پشت دربهای سالن ۸ در انتظار پایان یافتن درگیری بودند و به عمد دخالتی نمی کردند.
حداقل ۵ زندانی دچار زخمهای عمیق و خطرناک شده اند که جان آنها در معرض خطر جدی قرار دارد. آنها  به یکی از بیمارستهای خارج از زندان منتقل شدند و بعضی از گزارشهای تایید نشده  حاکی از  کشته شدن حداقل یک نفر از آنها است. اسامی زخمی شده هایی که به بیمارستانهای خارج از زندان منتقل شده اند و جان آنها در معرض خطر جدی است به قرار زیر می باشد:
۱ـ مجتبی بیگدلی ۲ـ فرخ مرادی ۳ـ طهمورث اسدی ۴ـ مصیب رستمی ۵ ـ وحید خزاعی ، سنین آنها بین ۲۵ الی ۳۵سال است
همچنین تعدادی از زندانیان بی دفاع را به سلولهای انفرادی زندان گوهردشت کرج به منظور  تحت شکنجه های وحشیانه قرار دادن آنها  منتقل کردند.اسامی تعدادی از آنها به قرار زیر می باشد: ۱ـ- فرزاد شاهی ۲ ـ محسن حسن وند ۳ ـ وحید کوشکی ۴ ـ شهریار مسلم ۵ ـ مجتبی بابایی
زندانبانان ولی فقیه به یورش وحشیانه باند مافیایی زندان به زندانیان بی دفاع اکتفا نکردند و پس از عدم شرکت زندانیان عادی در مراسم سال مرگ خمینی اقدام به بستن فروشگاه ، چراغ خانه که زندانیان از آن برای درست کردن غذای ساده و چای  استفاده می کنند و همچنین قطع کامل  تلفنها در سالنهای۶، ۷ و ۸ بند ۳ زندان گوهردشت کرج نمودند.نام ۲ تن از پاسداربندها که زندانیان بی دفاع را مورد اذیت وآزار قرار می دهند پاسدار بند شیرخوانی و قاسمی می باشند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستور یورش خونین  باند مافیایی زندان به زندانیان بی دفاع و قطع حداقل امکانات زندانیان را به دلیل عدم شرکت در مراسم سال مرگ خمینی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاههای بین المللی است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی درایران
۱۵  خرداد ۹۲ برابر با ۵  ژوئن ۲۰۱۳


گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل


info@hrdai.net
www.hrdai.net
Tel.:0031620720193

بخش چهارم سلسله مقالات زندانی سیاسی ارژنگ داودی در باره رژیم ولی فقیه



زندانی سیاسی ارژنگ داودی طی سلسله مقالاتی دیدگاه های خود را نسبت به رژیم ولی فقیه بیان نموده است که جهت انتشار در اختیار «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» قرار داده است. متن چهارمین  بخش این مقاله ها به قرار زیر می باشد:
بخش چهارم :
اینکه در دنیای اینترنت و عصر ارتباطات هنوز دستگاههای استبدادی می توانند دوام بیاورند ، نشانه آشکاری از وجود کم کاریهای غیر قابل بخشایش در میان آزاداندیشان و آزادیخواهان جهان است . زیرا کهنه پرستی و خرافه پردازی هایی که دشمنان آزادی و رژیم های نامردمی بر پایه آنها کوس« هل من  مبارز» سرداده و قدرت پرستانه ادعای «انا ربکم الاعلی » می کنند از شرایطی برمی خیزد که نافی  زندگی عقلانی آدمیان است . شرایطی که نمی گذارد مردم دارای اعتماد به نفس حقیقی، جسارت فردی ، خودآگاهی های جمعی ، فرهنگ انتقادی ، تهور اجتماعی و در نتیجه از خودگذشتگی ملی برای تلاش در راه تجلی ارزشهای انسانی شوند .
دیگر سالهاست که تراکم بیش از حد اشتباهات مفرط ناشی از خشک مغزهای  زاهد مآبانه سرکردگان رژیم فقیه، غیر قابل تحمل شده ، زیرا پرستش خداگونه ای که به شکلی سیستماتیک ، هدفمند ، سازمان یافته ولی کاملا تصنعی تحت عناوین تهوع آوری چون «مرید و مراد» تبلیغ و مردم فریبانه ترویج می شود ، ناقض ابتدایی ترین مبانی اخلاقی و در تضاد آشکار با آرمانهای انسانی در دوران مدرنیته بوده و چنان قاطعیت خود را از دست داده و چنان خاصیت خود را از دست داده اند که دیگر حتی جارچیان استبداد را هم مجذوب نمی سازد . این شعارهای توخالی و تبلیغات بی مایه که فقط سرسپرده ترین عناصر حکومتی به طرزی کاملا ریاکارانه در راهپیمایی ها و در انزار عمومی آنها را گلوپاره کنان مورد تایید و پشتیبانی قرار می دهند ، چنان تکراری شده و چنان خالی بندی به حساب می آید که دیگر حتی عوام خرافاتی را هم به خودفریبی بر نمی انگیزد . ولی جیره خواران استبداد بر حسب وظیفه شغلی و اقتضائات فرصت طلبانه خود ، همانند رعایای مفلوک هر رژیم استبدادی دیگر اینگونه شعارها را چون کاسب کاران ریاکار با وقاحت تمام جار می زنند و با حماقت تمام زرنگی قلمداد می کنند .
اگر ما خود را به وضعیتی ارتقا دهیم که در ذهنیتمان وجود آزادیهای فردی با جریان آزادی های همگانی به وجهی الزام آور رابطه مستقیم برقرار کند ، در بزنگاه تاریخی پیشارو بعد از نیل به دمکراسی سیاسی ، آزادیهای پایدار و سراسری در کلیت خود و در تمامی ابعاد متصوره نمودی بی بازگشت خواهد یافت . به طوریکه به صراحت می توان گفت پس از جامه عمل پوشاندن به این آرزوهای دیرینه و نهادینه سازی آنها با عنوان واقعیت برگشت ناپذیر اجتماعی ، متعاقبا به تناسب بالارفت آگاهی های همه جانبه در میان آحاد مردم کشور، موارد و تمتعات مترصد بر آنها در کنار همراهی با قوانین بین المللی و هم افزایی با فرایند جهانی شدن ، فشارهایی به مراتب افزون تری را برای جامعه ایرانی و دوستداران آن به ارمغان خواهد آورد .
در چند سال اخیر جغرافیای خاورمیانه  دستخوش انقلابهایی شده است . در اوایل قرن بیستم بود که ما ایرانیان پیش تازانه توانستیم اولین انقلاب قاره بزرگ آسیا را  پیروزمندانه به ثمر بنشانیم ولی با وجودیکه مستعدترین ملت برای دستیابی به آزادی ، دموکراسی ، عدالت و برخورداری از حقوق شهروندی بوده ایم ، سوگمندانه هنوز نتوانسته ایم این آرمانها را در کشور خود عینیت داده و تحقق ببخشیم .
اینک در اوایل قرن بیست و یکم هر چند از تحولات جاری در بسیاری از کشورهای منطقه عقب افتاده ایم ، اما هنوز جای امیدواری وجود دارد . زیرا جامعه ایرانی در حال غلبه بر آن نامیدی محضی است که در گذشته نسبت به بهبود اوضاع و تصیح نابسامانی ها در مسیر نیل به آرمانهای انقلاب مشروطه ، نهضت ملی و انقلاب ۵۷ برای سالهای متمادی  فعالان سیاسی و کنشگران اجتماعی را در بهت و حیرت فرو برده و اراده همگانی را فلج کرده بود .
چنانچه بنا را بر این اصل بدیهی بگذاریم که وضعیت نابسامان امروز کشور ، در انجام یک نظام اجتماعی ـ اقتصادی متناسب با معیارهای فرهنگ انسان پرور ایرانی و در هم سویی با پدیده مترقی جهانی شدن متحول خواهد شد ، بایستی از هم اکنون به دنبال پردازش واقع بینانه ای از آن دسته از اندیشه های جهانی ، ارزشهای ملی و روشهای مدرن اجتماعی باشیم که چارچوب آن را یک متن سیاسی فراگیر ، همخوان با پیشینه تاریخی میهن و مرتبط با نیازمندیهای امروز جامعه ایرانی تعریف نمایند. یک نظریه ریشه دار اجتماعی که در شرایط فعلی کشور ، ظرفیت دلالت و قابلیت ارجاع عمومی را داشته باشد
چون هیچ جامعه ای ایستا، بی حرکت و تغییرناپذیرنمی ماند بشریت در هر عصر و دوره ای برای مواجه با مشکلات زمانه ، خود را به امکانات پیشرفته تری مجهز می نماید که این مشکلات و امکانات برای عصر و دوره های پیشین الزامی هم نبوده است . بنابراین طبیعی است که راه یافتها و راهکارهای پیشینیان در در جوامع بعدی چندان قابلیت کاربرد پذیری نداشته باشند. این حقیقت صریح علاوه بر اینکه به گونه ظرافت فوق العاده ، پروسه قانونگذاری به طور اعم است، حساسیت آن را بویژه در مرحله تبدیل یک قانون اساسی منسجم و شفاف برای آینده کشور که متناسب با شرایط و پیش نیازهای قرن بیست و یکم جهان باشد را یادآور شده،  به وضوح می رساند که انقلاب دموکراتیک ایرانیان بایستی زوایای کاملا روشنی داشته ، و به تمام قشرهای روستایی و شهری به طور یکسان تعلق خاطر نشان دهد و به طرزی واضح بیانگر منافع همه ایرانیان به عنوان شهروندانی با حقوق برابر باشند  .
جبران مافات و رفع کمبودها عزم و شهامت ، و ضمیرهای آگاه و نقاد ، همچون انسان های ژرف اندیش و کوشا نیاز دارد تا با شجاعت و جسارت تمام ، بیداری ملی و آگاهی های اجتماعی را به سطوح ممکن و لایه های گوناگون جامعه تسری داده و معالا به صورت یک خصلت همگانی درآورند . انسانهایی که خود به ارزشهای بی بدیل آزادی پی برده ، دموکراسی را ارج نهاده و قادر بوده اند برای نیل به آن همه چیز خود را فدا کنند.
اوضاع جاری کشور از فقدان انسجام ملی ، بلواهای روزافزون سیاسی، آشفتگی فرهنگی ، فقر اقتصادی ، ناامنی اجتماعی ، بی لیاقتی اداری ، فساد همه جانبه و بویژه انواع فسادهای لاینحل در میان باندهای گوناگون رژیم مافیای فقیه مرتجع، حکایت های رقت برانگیز دارد .
با وجودیکه سایه سرد شمشیر بر فراز میهن اهورایی در گردش است ، اما امید به فرارسیدن فردایی آزاد ، امید موجهی است .به رغم خطراتی که در معرض شان هستیم ، بکوشیم تا ارج و احترام انسان ایرانی و اجابت اهداف آزادیخواهانه و عدالت جویانه ایرانیان در چارچوب یک دمکراسی ناب سیاسی تحقق یابد .
هم میهنان
هم اینک توجه عاطفه ملی و تعلق خاطر مجدد مردم به جنبش آزادیخواهی ایرانیان ، باردیگر امید به انجام تغییرات ریشه ای را برانگیخته و با رقه ای روشن ، رهایی نهایی از جور استبداد رژیم ستم شیخی را نوید می دهد . به هوش باشیم که در فرصت تاریخی آتی ، جنبش دویست ساله را به سرمنزل مقصود رسانده و آرمانهای دیرینه را به واقعیات صریح اجتماعی در سراسر کشور تبدیل کنیم .

چون اندیشه به کوراب جهل
انسان ماندن در سیطره استبداد
مشکلی است  در مرزهای ناممکن
و در کشاکش این چنین بیداد
انسان، دشواری وظیفه ایست چندان دشوار
که سلولهای انزوا  نیک ترش می فهمند
از صمیم قلب در بند خود
شادزیوی و دیرزیوی همگان را آرزومندم

ارژنگ داوودی
 معلم،نویسنده،شاعر و زندانی سیاسی
 خرداد ۱۳۹۲
info@hrdai.net
www.hrdai.net
Tel.:0031620720193

۱۳۹۲ خرداد ۱۲, یکشنبه

طرح اخاذی سرکوبگرانه و بیشرمانه زندانبانان ولی فقیه از زندانیان سیاسی و عادی



بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » طرح جدید بیشرمانه و سرکوبگرانه  بازجویان وزارت اطلاعات و زندانبانان ولی فقیه علیه زندانیان سیاسی  و عادی در زندان مرکزی زاهدان . 
از مدتی پیش زندانبانان ولی فقیه یک جنگ روانی و غیر انسانی   علیه  زندانیان سیاسی وعادی بکار گرفته اند.آنها در حال پیش بردن  یک طرح بیشرمانه و سرکوبگرانه  در این زندان هستند.این طرح غیر انسانی به این شکل می باشد که هر زندانی می بایست مبلغ ۱۰.۰۰۰ تومان به زندانبانان ولی فقیه بپردازد تا زندانبانان ولی فقیه به تلفنهای عمومی در زندان دستگاه شنود ووب کم  وصل کنند و مکالمات تلفنی زندانیان با اعضای خانواده هایشان مانند همسر، مادر و غیره را ضبط نمایند.آنها به زندانیان اعلام کرده اند که در صورت عدم پرداخت مبلغ فوق تلفنها را قطع خواهند نمود.
زندانبانان ولی فقیه در مرحله اول اقدام به قطع ۲ روزه تلفن  در روزهای پنجشنبه و جمعه   نمودند ولی با اعتراضات گسترده زندانیان مواجه  و ناچار به وصل مجدد آنها شدند.اما دوباره فشارها بر زندانیان اوج گرفته است و به آنها گفته شده است که این بار قصد دارند تلفنها را به مدت یک ماه قطع نمایند.
در حال حاضر تنها وسیله اطلاع یافتن خانواده ها از وضعیت عزیزانشان از طریق تلفن می باشد.چرا که ملاقات حضوری امکان پذیر نمی باشد و خانواده هایی که برای ملاقاتهای کابینی مراجعه می کردند با بازرسیهای بدنی توهین آمیز مواجه می شدند و به این دلیل آنها ترجیح می دهند که از طریق تماس تلفنی از وضعیت عزیزانشان مطلع شوند.  
 این طرح بیشرمانه و غیر انسانی توسط بابایی رذیس سازمان زندانهای استان، خسروی رئیس زندان ، غلامی شکنجه گر و رئیس اطلاعات زندان و نارویی رئیس بازرسی زندان در حال به اجرا گذاشتن می باشد.
لذا از مراجع بین المللی ،خواستار قرار دادن نام  این جنایتکاران علیه بشریت در استان سیستان و بلوچستان در لیست ناقضین بین المللی حقوق بشر هستیم.اسامی این افراد به قرار زیر می باشد:محمد مرزیه دادستان زاهدان،مه گلی رئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب زاهدان که از سرکوبگران هموطنان اهل سنت و صادر کننده تعداد زیادی از اعدام های سیاسی در استان سیستان و بلوچستان می باشد. بابایی مدیر سازمان زندانهای استان، خسروی رئیس زندان مرکزی زاهدان، غلامی رئیس اطلاعات زندان و از شکنجه گران زندان، نارویی رئیس بازرسی زندان و از شکنجه گران.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اخاذی از زندانیان، به منظور شنود مکالمات خصوصی آنها با خانواده هایشان را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای ولی فقیه رژیم و سایر آخوندهای همدست وی است .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۱۲  خرداد ۹۲ برابر با ۲  ژون ۲۰۱۳


گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل


info@hrdai.net
www.hrdai.net
Tel.:0031620720193

بخش سوم سلسله مقالات زندانی سیاسی ارژنگ داودی در باره رژیم ولی فقیه



زندانی سیاسی ارژنگ داودی طی سلسله مقالاتی دیدگاه های خود را نسبت به رژیم ولی فقیه بیان نموده است که جهت انتشار در اختیار «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» قرار داده است. متن س ومین بخش این مقاله ها به قرار زیر می باشد:
بخش سوم :
رهایی از شر تیره روزی و فلاکت امری نیست که هیچ نظامی استبدادی قادر به انجام آن باشد . برای نیل به آزادی راهی جز مبارزه نیست . آنچه که بدون پیکار بدست می آید ارزش چندان عمیق و پایداری بر آن مترصد نیست و باشد که دیر هم نپاید،  توجه داشته باشیم که مبارزه برای کسب قدرت سیاسی و نیل به منزلت های اجتماعی مبارزه ای مشروع و معنی دار تلقی می شود. مشروط بر اینکه اسباب لازم را فراهم آورده و سهمی بیشتر از آنچه برای دیگران قائل هستیم برای خود قائل نشده و ضوابط اخلاق ، عرف و قانون را با دقت تام و وسواس تمام مدنظر و عمل قرار دهیم.
 ما برای حقوق مدنی ،حق سیاسی ایرانیان و دفاع از حیثیت همگان مردم که خود ، خانواده و سایر عزیزان را جزئی لاینفک از آنان می دانیم مبارزه می کنیم نه برای شکوه و جلال فرد یا افرادی که در طول تاریخ میهن تحت عناوینی چون سمبل ملی یا اسطوره مذهبی ما را به صلابه کشیده اند .ما  به این حقیقت روشن نیز کامل پایبندیم که در شرایط امروز کشور تحقق آرمانهای مشروطه ، نهضت ملی ، انقلاب ۵۷ و سایر خیزشهای صد و چند ساله اخیر ایرانیان منوط به در هم شکستن استبداد مذهبی در کلیت آن بوده و چیزی کمتر از یک انقلاب تمام عیار دموکراتیک را نمی طلبد .
توسعه نیافتگی یا رشد ناموزون از نتایج طبیعی و ازعوارض حتمی منگولیسم سیاسی در جوامع بسته و استبدادی است . در کشور ما نیز انحطاط فراگیر جاری ، بدون تردید نتیجه محتوم استبداد مرتجعانه شخصی خودکامه و شرکای ناباب داخلی و خارجی آن می باشد . برای رسیدن به آینده ای شایسته ، ما ایرانیان بایستی دنیای جدید را چنان که هست بشناسیم و تجارب بشری را در کلیت نوین آن پذیرا باشیم تا بتوانیم آرمانهای جامعه ایرانی را در مسیر جهانی شدن با عنایت به سوابق ملی ـ فرهنگی خود نیز با توجه به امکانات بالقوه میهن و احترام به عرف  بین الملل به بهترین وجه ممکن تحقق ببخشیم .
شهامت و شجاعت مقابله با استبداد در واقع از کارکردهای آگاهی های فردی در تقابل با خرد همگانی جامعه ای تحت ستم است .انداختن  همه تقصیرات بر گردن حاکمیت بسیار ساده اندیشانه و گمراه کننده خواهد بود زیرا در تاریخ کمتر اتفاق افتاده که متفکران ، اندیشمندان و سایر راویان علم وآگاهی در برابر استبداد بهتر از مردم عادی از خود ایستادگی ، پایداری نشان داده باشند.
جوانان ما نیز علیرغم برخورداری از تحصیلات دانشگاهی و بهره مندی از آگاهی های اولیه سیاسی ، عموما فاقد تهور اجتماعی هستند و مادامی که بتوانند گلیم ناقابل خود را از تلاطم امواج به در ببرند در مواجه با مسائل سیاسی قائل به ریسک و پرداخت هزینه برای دفاع از آزادیهای فردی و حقوق خود نیستند چه رسد به آزادیهای اجتماعی  و حقوق مدنی کلیت هم میهنان .در هیچ جامعه ای نمی توان علاوه بر جهل گسترده ، عوارض سر بر لاک خود فروبردن ها و خطر خود به خواب زدن های سیاسی را دست کم گرفت .
هر چند هنگامی که قهر و خشونت بیداد می کند شاید در برابر تهاجم تفنگداران از اندیشه سالاران کار چندانی برنیاید ولی بایستی بپذیریم هم آنها که گلوله ها را به کار می گیرند و هم آنها که می توانند ولی در برابر خطر نمی ایستند و رنج شکنجه ، زندان ، تهدید و حتی مرگ شرافتمندانه را بر خود هموار نمی دارند ، نه تنها موجوداتی به یکسان بی اعتبارند و به یکسان جامعه را در معرض تهدیدات جدی تر قرار می دهند که حتی به بشریت نیز خیانت می ورزند .
این حقیقت تأسف بار که ما پس از گذشت متجاوز از یک قرن از انقلاب مشروطه ، هنوز گرفتار بلای جانسوز و خانمان برانداز ارتجاعی ترین شکل استبداد هستیم و هنوز به دنبال همان آرمانهایی هستیم که فکر می کردیم با پیروزی انقلاب مشروطه بدست آورده ایم ، نشان از وجود همان کاستی های غیر قابل انکار در تلاش آزاداندیشان و آزادیخواهان ایرانی دارد که پس از انقلاب ۵۷ نیز همچنان موجبات تداوم فرایندی استبدادپرور را در سطوح محلی تا ملی فراهم آورده و ظهور انواع دیکتاتورهای خوناشام  و دیگر نوچه های ریز و درشت مجموعه استبداد مذهبی در کشور را یکی پس از دیگری رقم زده است
سریال سقوط رژیم استبدادی  پس از یک دوره آشوب سراسری و از هم گسیختگی ملی و سپس ظهور یک قدرت استبدادی جدید از نتایج محتوم نابالغی های سیاسی در جوامع غیر آزاد و غیردموکراتیک است . غفلت از کارکرد آگاهی های مردمی و ارزشهای مورد وفاق اجتماعی در کشور بموازات بی اعتنایی به نهادهای غیر دولتی ، شبکه های اجتماعی ، اتحادیه های صنفی و سایر بنیادهایی که پیش ضرورتهای اجتناب ناپذیر برای نیل به جامعه باز هستند، در بازتولید تاریخی استبداد تأثیری تعیین کننده داشته و برای جنبش آزادیخواهی ایرانیان بسیار گمراه کننده خواهد بود زیرا دشمنان آزادی همواره با وقاحت تمام به نام آزادی پا به میدان می گذارند و مردم فریبی می کنند .
هم میهنان
معجزه امید نومیدان است . تصادفی نیست که در کشور ما بازار رمالان و کف بینان داغ شده و انواع طالع بینی و اقسام دعا نویسی  رایج شده است .به هوش باشیم که در فرصت تاریخی پیشارو دیگر به ظهور معجزه گران نیاندیشیم و به پیداشدن منجی دل نبندیم . توجه داشته باشیم که نیک گفته اند :«از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی »
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
من درد مشترکم
مرا فریاد کن

از صمیم قلب در بند خود
شاد زیوی و دیرزیوی همگان را آرزومندم

ارژنگ داوودی
 معلم،نویسنده،شاعر و زندانی سیاسی
 اردیبهشت ۱۳۹۲
info@hrdai.net
www.hrdai.net
Tel.:0031620720193