۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

فعالین کودکان همچنان در بند 209 زندان اوین بسر می برند

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،مریم ضیائی از فعالین کودکان کار و خیابانی بیش از 60 روز است که در بند مخوف 209 زندان اوین بسر می برد.

خانم مریم ضیائی 40 ساله متاهل و دارای 2 فرزند می باشد در تاریخ 10 دی ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزلش دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شد.مامورین وزارت اطلاعات برای مدتی طولانی منزل او را مورد بازرسی قرار دادند.آنها پس از بازرسی طولانی اقدام به ضبط کیس کامپیوتر،رسیور ماهواره و سایر وسائله شخصی وی کردند.خانم ضیائی چندین هفته از داشتن هرگونه تماس با خانواده و فرزندانش محروم بودند.در این مدت فرزندان او در شرایط سخت عاطفی بسر می بردند.

از زمان دستگیری خانم ضیائی همسر او آقای منصور حیات غیبی بطور مستمر پیگیر و ضعیت و شرایط او بوده و در طی این مدت به مراکزی مانند، دادسرای انقلاب،دادستانی و زندان اوین مراجعه کرد ولی پاسخ مشخصی به او داده نمی شد. بعد از بیش از 60 روز پیگیری به این خانواده اطلاع داده شد که هفته آینده در مقابل قرار دادن وثیقه او می تواند از زندان آزاد شود. خانم ضیائی متهم شده است که با رسانه ها در ارتباط بوده و همچنین در ارتباط با سازمان مجاهدین بوده است. در حال حاضر به اکثر فعالین اجتماعی، زنان،دانشجویان،فعالین سیاسی و سایر اقشار جامعه بصورت کلیشه ای اتهاماتی مانند ارتباط با بیگانه، ارتباط با رسانه ها ،اقدام علیه امنیت ملی و غیره نسبت داده می شود.

در حال حاضری تعدادی از فعالین کودکان کار و خیابانی با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و بند مخوف 209 زندان اوین منتقل شدند که نام تعدادی از آنها به قرار زیر می باشد؛

1. سعیده میرزائی 25 ساله فوق لیسانس شیمی ،7 بهمن ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شد

2. مهدی سلیمی والا (آمیزش) 22 ساله،10 دی ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شد

3. آقای بابک نظری 22 ساله،7 بهمن ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شد

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به فعالین اجتماعی،دستگیری و انتقال آنها به بند مخوف 209 ،تحت شکنجه های وحشیانه قرار دادن برای وادار کردن آنها به اعتراف جهت پرونده سازی را محکوم می کند و از یونیسف،کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای آزادی فعالین کودک در ایران است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
13 بهمن ماه برابر با 04 مارس 2010

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

یونیسف

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل



http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel. : 0031620720193

احضار و محاکمه 2 عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،آقای همایون جابری از اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران روز گذشته به دادگاه انقلاب فراخوانده شد ومورد محاکمه قرار گرفت.

روز سه شنبه 11 اسفندماه آقای همایون جابری 33 ساله از اعضای سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه بدلیل اینکه قصد شرکت در گرامیداشت روز جهانی کارگر در سال جاری را داشت به شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران فراخوانده شد. در احضاریه آقای جابری قید شده بود که می بایست راس ساعت 09:00 در دادگاه برای محاکمه حاضر شود .ولی بعد از 2:15 ساعت تاخیر ، دادگاه ساعت 11:15 تشکیل و تا ساعت 13:30 ادامه داشت. او توسط فردی بنام محمدی رئیس شعبه 14 دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفت. نماینده دادستان اتهاماتی مانند ،اقدام علیه امنیت ملی و اقدام علیه نظام را به او نسبت داد. آقای جابری و وکیلش آقای خورشید اتهامات فوق را رد کردند. محمدی به پرونده سازیهای سالهای گذشته که بسته شده پرداخت وبا لحن تهدید آمیزی خطاب به آقای جابری گفت:"جوری واصت رای میدهم که دنبال این کارها دیگه نری"و ادامه داد چه جوری که تا به حال به تو حکم ندادند. محمدی رئیس شعبه 14 دادگاه انقلاب همچنین مسئله آقای منصور اسالو را پیش کشید و اظهار تاسف کرد که چرا به او کم حکم داده است.

آقای همایون جابری 3 ساعت قبل از شروع مراسم گرامیداشت روز جهانی کارگر در خیابان توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به زندان اوین منتقل شد و 3 هفته در بازداشت بسر برد. از این پرونده سازی 10 ماه می گذرد که آقای جابری به دادگاه فراخوانده می شود و به نظر می آید که هرچه به روز جهانی کارگر نزدیک می شویم پرونده های ساخته شده توسط وزارت اطلاعات بیشتر به جریان گذاشته می شود.

همچنین آقای غلامرضا خانی عضو دیگر سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه روز شنبه 10 اسفند ماه بدلیل گرامیداشت روز جهانی کارگر به دادگاه فراخوانده شد ولی جلسه دادگاه او برای زمان نامشخصی به تعویق افتاد.

لازم به یادآوری است آقای همایون جابری 10 ماه است که از کار در شرکت واحد اتوبوس رانی تهران معلق شده است و از حقوق و مزایا محروم می باشد.او طی شکایتی به اداره کار موفق به اخذ حکم بازگشت به کار شده است ولی حراست که از شعب وزارت اطلاعات در شرکت واحد اتوبوس رانی تهران می باشد از بازگشت به کار او ممانعت می کند.آقای جابری در سال 1384 در آستانه اعتصاب گسترده کارکنان شرکت واحد دستگیر و به بند 209 منتقل شد و مدتی را در بازداشت بسر برد. او همچنین در سال 1386 هنگامی که به منظور حمایت از آقای منصور اسالو به منزل آنها مراجعه کرده بود دستگیر و به مدت 31 روز در بازداشت بسر برد.

در حال حاضر منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد تهران و آقای ابراهیم مددی در بازدشت بسر می برند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،تعلیق از کار ،قطع حقوق و مزایا ،پرونده سازی، احضار به دادگاه و تهدید به محکومیت کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران را محکوم می کند و از سازمان جهانی کار و سندیکاههای کارگری جهان خواستار حمایت از کارگران ایران است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
12 بهمن ماه برابر با 03 مارس 2010

وضعیت زندانیان سیاسی فوق را به سازمانهای زیر گزارش گردید:

سازمان جهانی کار

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر



http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel. : 0031620720193

۱۳۸۸ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

اين بار برای تو می نويسم مادر، عمار ملکی

يادم می آيد زمستان سخت بيست و پنج سال پيش را. در آنروزهايی که چهار فرزند قد و نيم قد را در آغوش داشتی و مردی را در زندان. همسرت را بخاطر مخالفت با بستن دانشگاهها گرفته بودند و متهمش کرده بودند به ضديت با انقلاب. آن روزها آدمهايی مثل ما طرد شده بودند و هنوز بسياری از مردم فکر ميکردند که هر که سخن مخالفی زده، بايد صدايش خاموش شود و بسياری برای اعدام عزيزمان نذر و نياز ميکردند...حتی از فاميلهای درجه اول. و تو جانانه ايستادی و مقاومت کردی. چه کسی ميداند اين داستان را که وقتی بعد از يک سال بيخبری از پدر، با او ملاقاتی داشتی و فهميدی که آن روزها او را سخت شکنجه ميکردند تا مصاحبه کند، به او گفته بودی که اگر خواستند اعدامت کنند هم مصاحبه نکن. و از اينرو آرزوی شکستن استادی که معلم و الگوی بسياری از زندانيان بود، برآورده نشد و اين چه گران آمد برای زندانبان بيرحم اوين.

و تحمل آنهمه شکنجه را که پدر کشيد، از توانی بود که کلام تو به او بخشيد. آری همان دليل ايستادگی اش شد و سربلندی هماره اش. در همان روزها بود که در زندان برايت سرود:
اگر "هاجر" گونه "زينب" وار
آيه های صبر و استقامت
بر من تلاوت نکرده بودی
از انبوهی اندوه
مرده بودم

اگر جسم و جان بيمارم را
با انذارهايت شفا نداده بودی
از عفونت تسليم
مرده بودم

و زمان گذشت و زمانيکه ديگر کودکانت، جوان و نوجوان شده بودند، مرد زندگی ات را خسته و فسرده به خانه فرستادند. در آن سالها کسی نميداند که بر تو چه گذشت. سالهايی که درد تنهايی و تنگدستی و نامردمی ها را بدوش کشيدی و در کنار آنها، بيماری لاعلاج کودکت را نيز از پدر دربندش پنهان نگه ميداشتی تا که بر شکنجه های جسمی اش نيفزايی. يادم هست در آنروزها که کج کج راه ميرفتم و پزشکان همگی هم نظر بودند که بايد پايم را قطع کنند، تو استوار يادم ميدادی که در هنگامه ملاقات حضوری با پدر، چگونه پايم را صاف بگذارم تا که او متوجه اين درد بی درمان نگردد. و معجزه عجب چيز ملموسی بود برای من و تو. يادم است که بر ديوار خانه، کاغذی بود با عکس مردی خنده رو. بر روی آن نوشته شده بود که "اگر تنها ترين تنها ها شوم، باز هم خدا هست" و ايمان به همين سخن بود که تنهايی را بر ما آسان کرد و ايستادگی مان بخشيد. آن پا هم با لجاجت تو هرگز قطع نشد و خود از ايمان و مقاومتت خجل گشت و کجی اش را راست نمود.
زمان گذشت و ما بچه ها بزرگ شديم. پدر هم پير و بيمارتر شد اما او نيز بر آرمانش ايستاد. کمرش را خم کردند اما سرش را بلندتر برافراشت. حقيقت را فدای مصلحت نکرد و از دردی که بر مردمان رفت گفت و بر سکوت بزرگان در آن سالها تاخت و دار بر دوش، جويای آزادی، برابری و عرفان شد.

سالها گذشت و بار ديگر پدر و ديگر يارانش را به بند کردند و تو همپای زنان جوانی شدی که همسرانشان را به اسارت برده بودند. اما اينبار تو تنها همسر پيرمردی زندانی و مادر ما نبودی که راهنمای همسران جوانی بودی که رسم ناجوانمردانه زندانبانان را نميدانستند و بازی نامردان را نديده بودند. يادم است که تو روحيه شان ميدادی و در جايی که حرمتشان را ماموری ميشکست، فريادت بود که در دفاع از آنها برميخواست و مصلحت انديشی ازعقوبت قدرت بدستان نميکردی.

دوباره زمان گذشت و زمانه عوض نشد و نوبت عاشقی رسيد و دگربار پدر به بند کردند و اينبار از بستر بيماری اش بردند. و تو هم دوباره ايستادی و سکوت نکردی و خطر را به جان فرسوده خود در دفاع جانانه از او خريدی و تهديدها را وقعی ننهادی و ما را به صبر فرا خواندی. تو اگر چه ديگر جوان نبودی اما از اميد و شور ايستادگی ات کم نشده بود. اينبار مردم هم از جنس ديگری بودند و ياريگری و همدلی شان همراهمان بود و روشنگری شجاعانه ات را ميستودند و "غير حرفه ای ها" از سخنانت اميد و شور ميگرفتند تا از حق عزيزان خود دفاع کنند.
امروز پس از ماهها بار ديگر پدر خسته تر از هميشه به خانه بازگشت. مادرم، ميدانم که حق همسران زندانيان که درد مضاعف را بدوش ميکشند شايد هرگز ادا نشود، اما خواستم تا در سطوری شهادت داده باشم که همگان رنج و استقامت تو و ديگر همسران را اينبار ديده اند و به احترامتان کلاه از سر برداشته اند و به ايستادگی و مقاومتتان درود ميفرستند. جسم و جانتان سلامت و سايه وجودتان برقرار.

با ایستادگی و پافشاری خانواده ها و مردم تعداد دیگری از دستگیر شدگان اخیر آزاد شدند

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، خانواده های دستگیر شدگان و مردم برای آزادی بی قید وشرط زندانیان سیاسی در مقابل زندان اوین تجمع کردند.

از اوایل غروب روز سه شنبه 11 اسفندماه تعداد زیادی از خانواده های دستگیر شدگان و مردم در زیر پل و بر روی پله ها که بسوی درب اصلی زندان اوین هدایت می شود تجمع کردند و خواستار آزادی عزیزان خود شدند.هر لحظه بر تعداد تجمع کنندگان افزوده می شد.

تلاشها و کوششهای و ادامه یافتن تجمع خانواده ها باعث گردید که تعداد دیگری از دستگیرشدگان اخیر امشب آزاد شوند. تعداد زیادی ازآنها از دستگیر شدگان روز عاشورا بودند. در میان آزاد شدگان چند دختر و زن جوان دیده می شد که با روحیه ای بالا و با لبخند از استقبال گرم خانواده ها و مردم تشکر می کردند.

خانواده ها با دیدن عزیزانشان که از بند ولی فقیه رهایی می یافتند با ابراز احساسات خود حاضرین را تحت تاثیر قرار می دادند. سایر خانواده ها و مردم هم با دست زدن و سوت کشیدن با ابراز احساسات آنها همراه می شدند.

تجمع خانواده ها و مردم همچنان در مقابل زندان اوین ادامه دارد و بر آزادی عزیزان خود پافشاری می کنند. این تجمع تا ساعت 23:30 ادامه خواهد یافت.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

11 اسفند 1388 برابر با 02 مارس 2010


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

تمدید قرار بازداشت حامیان مادران عزادار برای ادامه بازجوئی و شکنجه های روحی آنها

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، حامیان مادران عزادار در بند نسبت به تمدید قرار بازداشت خود اعتراض کردند.

در روزهای اخیر قرار بازداشت حامیان مادران عزادار در بند به توصیه بازجویان وزارت اطلاعات تمدید شده است. حامیان مادران عزادار در بند نسبت به تصمیم غیر انسانی بازجویان وزارت اطلاعات برای تمدید قرار بازداشت و ادامه بازجوئیها و شکنجه های روحی اعتراض کردند. به خانواده های آنها گفته شده که بدلیل اعتراض به تمدید قرار بازداشت، آنها را به دادگاه انقلاب برده اند ولی از زمان و مکان آن چیزی به خانواده ها و وکلاء آنها گفته نشده است. همچنین تاریخ بازداشت حامیان مادران عزادار در بند را از اول اسفند در پرونده آنها قید شده است، در صورتیکه آنها در شبهای 17 و 19 بهمن با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شدند.حامیان مادران عزادار در بند همچنین اتهامات نسبت داده شده را رد کرده اند.

خانواده های حامیان مادران عزادار در بند از زمان دستگیری تا به حال برای پیگیری وضعیت آنها بطور روزانه به دادسرای انقلاب ،دادستانی و زندان اوین مراجعه می کنند. هر کدام از این مراکز آنها را به دیگری احاله می دهد و جواب مشخصی به آنها داده نمی شود. رفتار کارکنان امنیتی دادسرای انقلاب با خانواده ها با تهدید و توهین همراه است و به آنها اجازه داده نمی شود با مسئول پرونده ساخته شده توسط بازجویان وزارت اطلاعات در مورد مادران روبرو شوند.دادسرای انقلاب وقتی که نمی خواهد جوابگوی خانواده ها باشد به آنها می گوید که شعب بازپرسی امنیت به زندان اوین نقل مکان کرده است و ما دیگر جوابگو نیستیم. بعضی از خانواده ها از طرف بازجویان وزارت اطلاعات مورد تهدید و تحت فشار هستند که وضعیت حامیان مادران عزادار دربند را نباید با رسانه ها و سازمانهای حقوق بشری و فعالین حقوق بشری در میان گذاشته شود و این مسئله را ارتباط با بیگانه عنوان می کنند.از زمان دستگیری تاکنون خانواده ها موفق به ملاقات با حامیان مادران عزادار در بند نشده اند.

از طرفی دیگر وکلایی که خانواده ها ی حامیان مادران عزادار در بند انتخاب کرده اند اجازه پیگیری پرونده به آنها داده نمی شود .

اسامی حامیان مادران عزادار که در بند مخوف 209 زندان اوین تحت بازجوئی و فشارهای شیدی روحی هستند به قرار زیر می باشد:

1- خانم ام بنین ابراهیمی 49 ساله متاهل و داردی 2 فرزند می باشند او بامداد یکشنبه 17 بهمن ساعت 03:00 در منزل شخصی اش دستگیر شد.

2-خانم الهام احسنی 27 ساله کارشناس درمان عمومی، از فعالین حقوق کودکان کار و خیابانی و همچنین از یاری دهندگان به زنانی که مبتلا به ویروس آچ .آی .وی است. او دوشنبه شب 19 بهمن ساعت 22:30 دستگیرو به بند 209 زندان اوین منتقل شد.

3- خانم ژیلا کرم زاده مکوندی 49 ساله، دوشنبه شب 19بهمن حوالی ساعت 23:30 دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شد.

4 .دکتر لیلا سیف الهی 42 ساله دوشنبه شب 19 بهمن دستگیر و به بند 209 زندانی اوین منتقل شد.

5-خانم فاطمه رستگاری متاهل و دارای 2 فرزند می باشد دوشنبه شب19 بهمن دستگیر و به بند 209 زندان اوین متقل شدند

6- منیژه طاهری

7- خانم فرزانه زینالی 53 ساله متاهل و دارای 2 فرزند می باشد او 19 دی ما ه به منظور شرکت کردن در مراسم اعتراضی مادران عزادار عازم پارک لاله بود که در مسیر توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تمدید قرار بازداشت حامیان مادران عزادارجهت ادامه بازجوئیها و شکنجه های روحی برای اعتراف گیری و پرونده سازی علیه آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر ،گزارشگر ویژه زنان و دستگیریهای خودسرانه سازمان ملل متحد خواستار اقدامات عملی و فوری برای پایان دادن به شکنجه های روحی و آزادی بی قید و شرط آنها است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

11 اسفند 1388 برابر با 2 مارس 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

گزارشگر زنان سازمان ملل متحد

گزارشگر شكنجه سازمان ملل متحد

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

ادامه یافتن تجمع شبانه خانواده ها و مردم در مقابل زندان

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، خانواده های دستگیر شدگان اخیر و زندانیان سیاسی به تجمع اعتراضی خود در مقابل زندان اوین برای آزادی بی قید و شرط وفوری عزیزان خود ادامه می دهند.

غروب روز دوشنبه 10 اسفند ماه تعداد زیادی از خانواده های دستگیرشدگان اخیر همانند شبهای گذشته در مقابل زندان اوین تجمع کردند و بر خواست به حق خود مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی اصرار ورزیدند.خانواده ها در حالی که باران می بارید و هوای سرد زمستان می وزید ولی در اراده آنها خللی ایجاد نمی کرد و همدیگر را به استواری و ایستادگی دعوت می کردند.

مادران و پدران سالمند با وجود بارندگی و سرما سعی نمی کردند که در خودروهای قرار بگیرند و در میان جمعتی حضور داشتند.

امشب همانند شبهای گذشته با ایستادگی و پافشاری این خانواده ها تعدادی دیگری از دستگیر شدگان از زندان مخوف اوین رهایی یافتند و به آغوش گرم خانواده ها و مردم بازگشتند.با خروج هر زندانی از درب زندان اوین موجی از احساسات بر انگیخته می شد و صدای دست زدن و سوت کشیدن فضای تیره و تار اوین را دگرگون می کرد.

تعدادی از خانواده ها که عزیزان آنها شب گذشته آزاد شده بودند با جعبه های شیرینی به میان حاضرین می آمدند وبه پخش کردن شیرینی می پرداختند.همچنین تعدادی از زندانیان که اخیرا آزاد شدند در آنجا حضور داشتند و از روحیه بالای دستگیر شدگان علیرغم شکنجه های جسمی و روحی آنها برای دیگران تعریف می کردند.

در میان حاضرین تعدادی از مادران عزادار و خانواده های حامیان مادران عزادار که در بند هستند حضور داشتند آنها از روحیه بسیار بالایی برخوردار بودند.

تجمع خانواده ها و مردم در مقابل زندان اوین تا ساعت 23:30 ادامه می یابد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

10 اسفند 1388 برابر با 01 مارس 2010


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

تحت فشارهای روحی قرار دادن یکی از زنان زندانیان سیاسی و خانواده اش

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، فشارها و اذیت و آزارهای روحی علیه زندانی سیاسی منیره ربیعی و خانواده اش شدت گرفته است

زندانی سیاسی مهندس منیره ربیعی چند هفته است که تحت فشارهای روحی و برخوردهای توهین آمیز و غیر انسانی زندانبانها قرار دارد. او چند هفته از ملاقات با خانواده اش محروم شده بود.هر بار که از ملاقات با خانواده اش به بند بازگردنده می شد با بازرسیهای توهین آمیز مواجه می شود و پس از آن توسط معاون زندان فراخوانده می شود و تحت فشارهای روحی قرار می گیرد.

از طرفی دیگر خانواده خانم ربیعی هنگام مراجعه برای ملاقات با فرزندشان با تهدید و توهین های زن پاسداربند سالن ملاقات مواجه هستند.این زن پاسدار بطور توهین آمیزی آنها را مورد بازرسی بدنی قرار می دهد و در حین بازرسی از الفاظ توهین آمیزی علیه این خانواده بکار می برد و سعی دارد که واکنش این خانواده را بر انگیزد تا این خانواده از ملاقات با فرزندشان محروم کند . او همچنین خواهر زاده خانم ربیعی را بخاطر داشتن مقداری کشمش در جیبش بطرز وحشیانهای با این بچه برخورد می کند که بچه از ترس شروع به گریه کردن می کند. هنگامی که با اعتراض این خانواده مواجه می شود شروع به توهین کردن به این خانواده می کند و آنها را که پیش از چند هفته ممنوع الملاقات بوده اند دوباره تهدید به قطع ملاقات با عزیزشان می کند.

مدتی پیش از طریق وکیل زندانی سیاسی منیره ربیعی به خانواده او اطلاع داده می شود که خانم ربیعی با قرار دادن وثیقه می تواند آزاد شود. این خانواده با صرف هزینه های زیاد و زمان سند منزل خود را در اداره ثبت گرو می گذارند.ولی وقتی که به دادگاه مراجعه می کند به آنها گفته می شود که نامه گرو گذاشتن سند منزل گم شده است این در حالی است که دریات نامه تایید و در دبیرخانه دادگاه به ثبت رسیده است .پرونده او در دست فردی بنام پیر عباسی رئیس شعبه 26 دادگاه انقلاب می باشد. رفتار این فرد با خانواده ربیعی غیر انسانی است و این فرد مانع اصلی آزادی خانم ربیعی می باشد.

زندانی سیاسی مهندس منیره ربیعی 32 ساله در شعبه 26 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام عباسی به 5 سال زندان و تبعید به زندان برازجان محکوم شده است .محکومیت تبعید را اخیر به این خانواده اعلام شده است.

زندانی سیاسی منیره ربیعی و وکیلش نسبت به این حکم سنگین و غیر انسانی اعتراض کرده و در حال حاضر پرونده او جهت تجدید نظر به شعبه 36 دادگاه انقلاب ارجاع شده است.

لازم به یاداوری است مهندس منیره ربیعی 32 ساله مهندس شیمی در 15 مهر ماه 88به شعبۀ 3 امنیت دادگاه انقلاب برای پاره ای توضیحات فراخوانده شد و توسط فردی بنام بیگی رئیس شعبه 3 امنیت بازداشت شد علت بازداشت وی پاسخ دادن به تلفن دائیش (که در قرارگاه اشرف در عراق است) و جویا شدن حال او بوده .مهندس ربیعی نزدیک به 20 روز در سلولهای انفرادی بند 209 مورد بازجوئی وتحت شکنجه های جسمی و روحی و اهانت بازجویان وزارت اطلاعات با نام های مستعار علوی و سید قرار گرفت. او سپس به بند 350 زنان زندان اوین منتقل گردید. خانم ربیعی با پرونده سازی بازجویان وزارت اطلاعات علوی و سید، پرونده وی به شعبه 26 دادگاه انقلاب ارجاع داده شد و توسط فردی بنام پیر عباسی در معرض این سئوال قرار گرفت که آیا اتهامات وارده را می پذیرد و یا نه؟ مهندس ربیعی اتهامات را رد کرد و اعلام کرد این یک تماس خانوادگی بوده و شرم آور است که مکالمات خصوصی و خانوادگی مورد شنود قرار می گیرد و به عنوان اتهام علیه من بکار برده می شود. به اعتقاد خانم ربیعی و وکیل او این دادگاه نمایشی بود و محکومیت او از پیش تعیین شده بود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،تجدید فشارهای روحی علیه زندانیان سیاسی و خانواده های آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر،گزارشگران ویژه زنان و دستگیریهای خود سرانه سازمان ملل متحد می خواهد که برای آزادی فوری وبی قید وشرط زندانیان سیاسی اقدام عملی نماید.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
10 بهمن 1388 برابر با 01 مارس 2010

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر



http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.: 0031620720193