ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۷, شنبه

اعتراضات گسترده زندانیان زخمی و اقدام به اعتصاب غذا در زندان گوهردشت کرج



بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» اعتصاب غذای زندانیان  زخمی درگیری خونین  بند ۶  که در سلولهای انفرادی  بند ۱۰ زندانی هستند .
روز شنبه  ۷ فروردین ماه زندانیان زخمی درگیری خونین بند۶ که در حال حاضر در سلولهای انفرادی  سالن ۳۳ بند ۱۰ زندان گوهردشت کرج زندانی می باشند در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی  مانند بخیه زدن زخم هایشان و وضعیت بد غذایی دست به اعتصاب غذا زدند. زندانیان زخمی صبح امروز اقدام به اعتراضات گسترده در سالن ۳۳ نمودن  و برای مدتی کنترل این سالن را در دست گرفتند  که مورد هجوم وحشیانه گارد زندان قرار گرفتند این هجوم زیر نظر محمد مردانی رئیس زندان صورت گرفت.
گارد ویژه پس از یورش وحشیانه به سالن ۳۳ زندانیان زخمی را از سلولهای انفرادی خارج نمودند و به هواخوری بند ۱۰ منتقل نمودند
اسامی تعدادی از  زندانیان زخمی که در سالن ۳۳ بند ۱۰ زندان گوهردشت کرج  از صبح امروز در اعتراض به عدم بخیه نمودن  و پانسمان زخمهایشان و وضعیت بد غذایی  دست به اعتصاب غذا نمودند  به قرار زیر می باشد :  

۱ـ سید جمال موسوی  ۲ـ مرتضی کریمی ۳ـ حسن... ۴ سید حسن حسینی پور معروف به حسن بلبل   ۴ـ   سعید عباسپور  ۵ـ داود جهانگیری
۶ ـ مجتبی رضا نیا  ۷ـ محمد مدیری ۸ ـ  سعید سرمستی ۹ ـ ناصر بابایی ۱۰ ـ محمدرضا خلیل زاده ۱۱ ـ آیت قاسمی دلفانی ۱۲ ـ یزدان علی دادیان ۱۳ـ بیژن دیبافرد ۱۴ـ  مجتبی اجلالی ۱۵ـ حسین آیتی وند

 لازم به یاد آوری است درگیریهای خونین باند مافیایی زندان که بدستور محمد مردانی رئیس زندان ،اطلاعات  زندان و داریوش امیری اقدام به سرکوب زندانیان سیاسی و زندانیان عادی که نسبت به شرایط غیر انسانی معترض هستند و همچنین پخش مواد مخدر مشغول هستند .در روز ۲ فروردین ماه طی یک درگیری خونین در سالن ۱۸ بند ۶ زندان روی داد یک زندانی به قتل رسید و ده ها زندانی بشدت مجروح شدند که در حال حاضر در سلولهای انفرادی سالن ۳۳ بند ۱۰ زندان گوهردشت کرج بدون درمان به حال خود رها شده اند .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، بکارگیری باندهای مافیایی زندان برای پخش مواد مخدر و سرکوب زندانیان سیاسی و زندانیان معترض به شرایط غیر انسانی زندان توسط وزارت اطلاعات و زندانبانان ولی فقیه که با ایجاد درگیریهای خونین منجر به مرگ زندانیان و معلول می شوند و عدم درمان زندانیان زخمی  این درگیریها  را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار دخالت برای پایان دادن به عمال قرون وسطایی رژیم ولی فقیه در زندانها است .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۷ فروردین ۱۳۹۵ برابر ۲۶ مارس ۲۰۱۶



گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل


www.hrdai.net
Tel.:0031620720193
طبق قوانین کپی رایت استفاده از گزارشات « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » فقط با ذکر منبع آن مجاز است

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۳, سه‌شنبه

با عزمی راسخ و قوی با تمام توان در این راه و در این مبارزه در کنار همسر زندانی ام بهنام خواهم بود ( همسر زندانی سیاسی)

 
نامه خانم زبیده حاجی زاده  همسر فعال کارگری و زندانی سیاسی بهنام ابراهیم زاده  در مورد اذیت و آزارها و فشارهای روحی مقامات قضایی و امنیتی علیه  فرزند بیمارش،همسر زندانی اش و خانواده جهت اطلاع عموم و انتشار در رسانه ها در اختیار « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» قرار داده شده است . متن نامه به قرار زیر می باشد :

  من زبیده حاجی زاده همسر زندانی سیاسی در بند بهنام ابراهیم زاده می باشم قبل از هر چیزآغاز سال نو را با امید  آزادی تمامی   زندانیان سیاسی در بند به مردم ایران تبریک می گویم . در روزهای پایان سال، من و فرزندم نیما در حالی تهران را به مقصد کردستان شهرستان اشنویه برای تعطیلات عید ترک کردیم که متاسفانه تلاشها و پیگیریهای ما برای گرفتن مرخصی برای همسر زندانی ام بهنام به سرانجام نرسید و دستگاه قضایی با وجود نامه وکیل و پزشکان بیمارستان محک  مبنی بر بیماری فرزندم نیما و اینکه بهنام باید در کنار فرزند بیمارش باشد مانع مرخصی وی شدند .آنها پرونده قطور پزشکی فرزندم نیما ، نامه و تاکید پزشکان بیمارستان فوق تخصصی محک را نادیده گرفتند و راضی به این نشدند که یک پدر زندانی در کنار فرزند بیمارش باشد .
 مخالفت دستگاه قضا با مرخصی بهنام آن هم در آستانه سال نو و پرونده سازی مضحک و مجدد و محکومیت نزدیک به ۸ سال حبس ناعادلانه برای وی به اتهام  ارتباط با رسانه ها و دکتر احمد شهید و درج بیانیه و مطالب کارگری و حقوق بشری از داخل زندان نشان از این دارد که دستگاه قضایی از تحقق عدالت عاجز است. مسئولان قضایی و امنیتی همواره در طول این سالها به شیوه های مختلف از جمله تحت عنوان بازرسی یورش به منزل ما و مورد بازرسی قرار دادن  و بردن وسایل وسایل شخصی ما مانند لپ تاپ فرزند بیمارم که علیرغم گذشت مدت بسیار طولانی  هنوز به ما بازنگردانده نشده است و از این طریق ما را مورد اذیت و آزار قرار داده اند .
اکنون امیدها در کشور من برای پیشرفت در زمینه حقوق بشر و تحقق عدالت بسیار کم رنگ شده است . دستگاه قضایی و دادستان تهران در چند ماه اخیر هر چند شرط تهیه و تاکید نامه پزشکان بیمارستان محک را برای دادن مرخصی برای بهنام اعلام کرده بودند اما با این حال با بهانه های واهی و بی اساس با وجود تایید و تاکید نامه پزشکان بیمارستان محک مبنی بر اینکه بهنام باید در کنار فرزند بیمارش باشد ، بعد از اینکه روزها من و فرزند بیمارم را در پیچ و خم های راهروهای دادستانی و پزشک قانونی و بیمارستانهای تهران دواندند و پاسکاری کردند با درخواست مرخصی بهنام مخالفت کردند . آنها برنتابیدن که پدری که ۷ بهار و عید است که در زندان بسر می برد در کنار فرزند بیمارش باشد شاید اگر بهنام هم  همچون بسیاری از خود مسئولان و آقازاده ها مرتکب اختلاس و دزدی و غرق در فساد شده بود راحت تر با مرخصی ایشان موافقت می کردند.
دستگاه قضایی و امنیتی باید بخوبی در یابد که با تهدید و فشار و مخالفت با مرخصی زمانی و عدم رسیدگی پزشکی بهنام نه تنها نمی توانند ما را به زانو و سر تسلیم در بیارند و مرعوب کنند بلکه این فشارها موجب تقویت عزم و اراده ما خواهد شد و نهایتا در این مبارزه ما  پیروز خواهیم شد .
من با وجود بیماری فرزندم به همراه خانواده با عزم راسخ و قوی با تمام توان در این راه و در این مبارزه در کنار همسر زندانی ام بهنام خواهم بود . اکنون بیشتر از هر زمان به گفته بهنام پی برده ام که همیشه می گفت اگر قرار است ما را از مرخصی و رسیدگی پزشکی حق قانونی محروم کنند و هزینه بدهیم ، دستگاه قضایی ـ امنیتی  باید هزینه بدهد و برایش هزینه درست کرد . مسلما دستگاه قضایی و امنیتی توان این همه اجحاف ، بی حقوقی ، تبعیض و اذیت و آزار را خواهند پرداخت و نه من و نه بهنام در این راه لحظه ای ساکت و آرام نخواهیم نشست .

لازم به یادآوری است ،همسرم بهنام در ۲۲ خرداد ۸۹ به جرم دفاع از کودکان ، کارگران و فعالیتهای انسانی بازداشت و در یک دادگاهی مضحک و نمایشی و چند دقیقه ای توسط قاضی صلواتی در ابتدا به ۲۰ سال حبس و در نهایت به ۵ سال حبس تعزیری  ناعادلانه محکوم گردید . بعد از حادثه حمله گارد زندان اوین به بند ۳۵۰ در ۲۸ فروردین ۹۳ به اتهام اینکه بهنام با رسانه ها و گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران آقای احمد شهید ارتباط داشته و از داخل زندان اقدام به انتشار مطالب ، بیانیه های کارگری و حقوق بشری کرده وی را به سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ انتقال و به مدت ۳ ماه و اندی وی را مورد بازجویی و تحت فشار قرار دادند . در ۱۸ مرداد ۹۳  در حالیکه بهنام نسبت به ادامه انفرادی و طولانی مدت خود در بند ۲۰۹ دست به اعتصاب غذا زده بود کینه توزانه در ۲۲ مرداد ۹۳ وی را به فوق امنیتی رجایی شهر تبعید کردند . در دی ما ۹۴ در یک دادگاه فرمایشی چند دقیقه ای بدون حضور وکیل به اتهام ارتباط با احمد شهید و درج مطالب و بیانیه های کارگری و حقوق بشری به ۹سال و نیم حبس ناعادلانه محکوم کردند که در نهایت این حکم به ۷ سال و ۱۰ ماه و ۱۵ روزقطعی گردید .این حکم یکی از آخرین نمونه های تحمل آزادی بیان از سوی دستگاه قضاییه ایران و فشار رو به فزایند آزاد اندیشان در کشور من است . بهنام در حال حاضر به خاطر انفرادیهای طولانی مدت و ضرب و شتم بازجویان و شکنجه گران وزارت اطلاعات و اینکه بارها دست به اعتصاب غذا زده است از ناحیه کلیه، درد کمر ، آرتروز گردن رنج می برد . اما مسئولان زندان و قضایی تا این لحظه اقدامی موثر برای درمان پزشکی ایشان انجام نداده اند.
من از تمامی شخصیتهای سیاسی و انسان دوست ، احزاب و گروه ها و تشکل های حقوق بشری و شخصیتهای فعال در عرصه حقوق بشر می خواهم تا با درخواستهای مکتوب به عفو بین المللی و دیگر سازمانهای حقوق بشری خواهان آزادی فوری همسرم بهنام ابراهیم زاده از زندان باشند .
زبیده حاجی زاده  همسر زندانی سیاسی در بند بهنام ابراهیم زاده
اشنویه بهار ۱۳۹۵
           
    

www.hrdai.net
Tel.:0031620720193

طبق قوانین کپی رایت استفاده از گزارشات « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » فقط با ذکر منبع آن مجاز است

درگیری خونین باند مافیایی در زندان گوهردشت کرج منجر به مرگ یک زندانی و زخمی شدن ده ها زندانی دیگر شد


بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» طی یک درگیری خونین که در بند ۳ سالن ۱۸ زندان گوهردشت کرج روی داد حداقل یک کشته و ده ها زخمی بر جای گذاشت.
روز دوشنبه ۲ فروردین ماه  بعد از ظهر باندهای مافیایی که در توزیع مواد مخدر و سرکوب زندانیان سیاسی و زندانیان معترض علیه شرایط غیر انسانی  توسط وزارت اطلاعات و زندانبانان ولی فقیه بکار گرفته می شوند . در یک درگیری خونین و گسترده منجر به مرگ  یک زندانی بنام بابک قیاسی که به اتهام سرقت زندانی  و محکوم به ۳ سال شده بود با ده ها ضربات تیزی بشدت زخمی نمودند و پس از انتقال به بهداری زندان جان باخت. در این درگیری خونین ده ها نفر زخمی شده اند که از جمله آنها می توان نام زندانی غلام شکری که از ناحیه کتف و قلب مورد اصابت قرار گرفته  در وضعیت وخیم و در کوما در بیمارستان مدنی کرج بستری می باشد.
زندانبان ولی فقیه هنگام درگیری هیچ دخالتی برای پایان دادن به درگیری ننمودند و تا مدتی بعد از پایان درگیری وارد بند شدند و کشته و زخمی ها را از بند خارج نمودند.
حدود ۳۰ زندانی که اکثر آنها زخمی می باشند از بند ۶ به سالنهای ۳۳ و ۳۵  بند  ۱۰   زندان گوهردشت کرج منتقل شدند و علیرغم خونریزی شدید هنوز هیچ کدام از آنها را مورد درمان قرار نداده اند . اسامی زخمی شدگان که از ناحیه صورت ،کتف،پا و دست زخمی می باشند به قرار زیر می باشد;
 سالن ۳۳ بند۱۰ زندان گوهردشت کرج :  ۱ـ سید جمال موسوی  ۲ـ مرتضی کریمی ۳ـ حسن... ۴ سید حسن حسینی پور معروف به حسن بلبل   ۴ـ   سعید عباسپور  ۵ـ داود جهانگیری
سالن ۳۵ بند ۶ زندان گوهردشت کرج: مجتبی رضا نیا ،محمد مدیری ، سعید سرمستی ،ناصر بابایی ،محمدرضا خلیل زاده ،آیت قاسمی دلفانی ،یزدان علی دادیان، بیژن دیبافرد ، مجتبی اجلالی ، حسین آیتی وند

باند مافیای توزیع کننده مواد مخدر در  سالن ۱۸ بند ۶ توسط داریوش امیریان مدیر داخله زندان که مواد مخدر آنها را تامین می کند و تحت امر وی برای توزیع و سرکوب زندانیان سیاسی و زندانیان معترض عمل می کند.علاوه بر فرد نامبرده فوق اطلاعات زندان و گودرزی رئیس بند قرنطینه در وارد کردن  موادر مخدر و قرار دادن آن در اختیارباندهای مافیای و بکار گیری آنها برای  سرکوب زاندانیان سیاسی و عادی استفاده می کنند.
نجم الدین حسینی رئیس سابق بند ۲ زندان گوهردشت کرج معروف به دار قرآن و پسر خواهر داریوش امیریان مدیر داخله فعلی  زندان گوهردشت کرج  در خرداد ماه ۹۴در حین توزیع مواد مخدر بین باندهای مافیایی در بند ۲  به دلیل عدم  همکاهنگی و دادن حق حساب  به رئیس زندان و اطلاعات زندان دستگیر شد و پس از مدتی با سمت بالاتری به زندان دیگری منتقل گردید.
از طرفی دیگر در حال حاضر زندانی سیاسی کاکاوند از هوادران سازمان مجاهدین خلق ایران در بند ۶ زندان گوهردشت کرج زندانی می باشد. همچنین در بند ۱۰ این زندان فعال کارگری بهنام ابراهیم زاده و زندانیان سیاسی ارژنگ داودی در کنار زندانیان عادی و خطرناک نگهداری می شوند .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، بکارگیری باندهای مافیایی زندان برای پخش مواد مخدر و سرکوب زندانیان سیاسی و زندانیان معترض به شرایط غیر انسانی زندان توسط وزارت اطلاعات و زندانبانان ولی فقیه که با ایجاد درگیریهای خونی منجری به مرگ زندانیان و معلول نمودن آنها می شوند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار دخالت برای پایان دادن به عمال قرون وسطایی رژیم ولی فقیه در زندانها است .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۳ فروردین ۱۳۹۵ برابر ۲۲ مارس ۲۰۱۶



گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل


www.hrdai.net
Tel.:0031620720193

طبق قوانین کپی رایت استفاده از گزارشات « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » فقط با ذکر منبع آن مجاز است

ه‍.ش. ۱۳۹۴ اسفند ۲۷, پنجشنبه

امروز ریاکارانه واژه «ملی » را بر زبان ناموزون خود جاری می دارند... (ارژنگ داودی )


پیام زندانی سیاسی ارژنگ داودی به مناسبت ۲۹ اسفند  یادروز ملی شدن صنعت نفت  جهت اطلاع عموم و انتشار در رسانه ها در اختیار « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران»  قرار داده شده است متن پیام به قرار زیر است:

گرامیداشت ۲۹  اسفند
 یادروز  ملی شدن صنعت نفت در ایران
هم میهنان پراکنده در سراسر گیتی
طنز قضیه در رژیم فقیه  اینجاست که همان سردمداران بی هنری که ملی گرایان را مرتد اعلام داشته ، نهضت ملی نفت و رهبر فقید آن را منکوب نموده و بلافاصله پس از پیروزی انقلاب ۵۷ با تاسیس « وزارت نفت » به دولتی کردن مجدد صنعت نفت کشور مبادرت ورزیدند، امروز ریاکارانه واژه «ملی » را بر زبان ناموزون خود جاری می دارند . همان کسانی که در ۳۷ سال گذشته وعده هایی از قبیل آب و برق مجانی ، توزیع پول نفت درب خانه ها و یا آوردن عایدات حاصله از نفت بر سر سفره های مردم را نشخوار کرده ولی عملکردشان بر خلاف همه آن شعارها بوده است. همان روضه خوانها و روضه گردهایی که در دورانی که قیمت نفت از مرز بشکه ای ۱۴۰ دلار نیز فراتر رفت در حالیکه روزانه ۲ و نیم میلیون بشکه صادر می کردند با ندانم کاریهای آمیخته به حرص و آز، چنان فاجعه های گوناگون اقتصادی آفریدند که در مقام مقایسه ، بیماری هلندی اقتصاد را می توان تنها تب مختصر و مفیدی به حساب آورد.
 طنزتر اما آنکه همین سردمداران گنده گویی که پشتوانه  اصلی عملیات تروریستی شان در خارج از کشور و سرکوبهای بی رحمانه شان در داخل کشور، درآمد بی حساب و کتاب نفت بوده اینک با رسیدن قیمت آن به به زیر بشکه ای ۳۰ دلار باز هم لاطائلات می بافند و علیرغم گذشت ۳۷ سال با پررویی هر چه تمام تر به توصیف برکات تخیلی آینده ای پرابهام می پردازند. همان اذهان علیلی که علیرغم ورشکستگی اقتصادی، استیصال سیاسی و زانو به خاک مالیدن در برابر کشورهایی که مصدق بزرگ بدون تحمیل هزینه های کمرشکن آنرا در دیوان لاهه محکوم و ایرانیان را در انظار جهانیان عزت بخشید و در آن برحه حساس زمانی از تاریخ جهان دو قطبی، صنعت نفت را در ایران ملی کرد. همان یاوه گویان خام اندیشی که هنوز در ازای فقر و فلاکت یک ملت بزرگ با تداوم تقبل پرداخت سخاوتمندانه بار مالی و هزینه تسلیحاتی بمنظور دامن زدن به فتنه انگیزی ها و نفاق پراکنی های روزافزون در منطقه آشوب زده خاورمیانه ، با صدور روزانه فقط یک میلیون بشکه نفت ۳۰ دلاری که حتی تکافوی هزینه  انواع گروههای  تروریستی از قبیل حماس، حزب الله، انصار الله ، سپاه بدرو .... را هم نمی دهد چه رسد به جنگ در سوریه ؟! با وقاحت هر چه تمام ترادعای مضحک نجات کشوری که به خاک مزلت نشانده اند را بر زبان دراز خود جاری می سازند.
پر مسلم آنکه ندانم کاران ماجراجویی  که کشور را به ورطه نابودی کشانده اند نه تنها هرگز نمی توانند ناجی ایران و ایرانی باشند بلکه روز به روز در باتلاق خودساخته فروتر خواهند رفت و در این سیر قهقرایی  ،همچنان ما را قربانی خواهند کرد. اینک تنها چاره باقیمانده برای این باند ۵۰۰ نفره یعنی راهزنان بی کفایت انقلاب ۵۷ که در ۳۷ سال گذشته از سر استیصال به انواع و اقسام رمالان هندی  پناه برده اند شاید این باشد که از خلف ناخلف تر امام امت نیم درصدی شان بخواهند که برای نجات خود و جیبهای گله گشادشان دونکیشوت وار بپاخیزد؟! و دست به دامان هاری پاتر های انگلیسی شود.البته اگر مافیای روس به سرکردگی  پوتین به غلامان حلقه به گوش خود در ایران به سرکردگی علی خامنه ای چنین اجازه ای را اعطا فرماید؟!
هم میهنان،
در طول دوران پس از انقلاب مشروطه ، تنش اصلی در جامعه ما در حق واقع برخورد بین گروههای مرتجع و مدرن بوده است. اینک نیز رژیم قرون وسطایی فقیه ، شعور و اراده لازم برای تجزیه و تحلیل واقعیت های ملموس در کشور ، منطقه و جهان را ندارد، لذا نمی تواند به علت ناکامی ها و سردرگمی هایی که از همان ابتدای امر به صورت صفت مشخصه و بارز این حکومت واپس گرا درآمده است را درک و تبیین نماید. هر چند که مرتجعین حاکم ، سرمایه های ملی و اهرم های اعمال زور را در چنگال خود دارند اما از سویی دیگر میلیونها انسان ناراضی وجود دارد که به پیشداری هزاران مبارز سیاسی روز به روز نسبت به قدرت جمعی خود،  آگاه تر گردیده و برای پایان دادن به وضعیت رقت بار فعلی آماده تر می شوند. زیرا کاملا دریافته اند که به هیچ وجه نمی توان بحرانها و کورـ گره های موجود در کشور را در چارچوب ناساختارهای پوسیده جاری حل و فصل نمود بویژه با حضور همان ستم پیشگانی که به منظور بقای نامشروع خود ، جز تلخ کامی و بحران پردازی چیز دیگری برای ایران و ایرانی به بار نیاورده اند.
زنده باد ایرانی
پاینده باد ایران
درود بر مصدق ، یاران و یاوران  نهضت بزرگ ملی نفت
پیش به سوی انقلاب سوم  یعنی انقلاب دمکراتیک ایرانیان

ارژنگ داودی
زندان رجایی شهر بند ۱۰ سوئیت سیاسی
اسفندماه ۱۳۹۴ خورشیدی


www.hrdai.net
Tel.:0031620720193

طبق قوانین کپی رایت استفاده از گزارشات « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » فقط با ذکر منبع آن مجاز است