ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۹, سه‌شنبه

بازجویان وزارت اطلاعات قصد گشودن پرونده جدیدی علیه زندانی سیاسی علی صارمی را دارند

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی علی صارمی به اطلاعات زندان گوهردشت کرج احضار شد و برای مدت طولانی مورد بازجویی و تهدید فردی بنام فرجی قرار گرفت.

روز یکشنبه 7 شهریور ماه حوالی ساعت 10:00 صبح زندانی سیاسی علی صارمی محکوم به اعدام به اطلاعات زندان گوهرشدت کرج برده شد و بدلیل افشای وضعیت قرون وسطایی زندان و اعتراض علیه عدم رعایت مراحل قانونی صدور حکم ضد بشری اعدام مورد بازجویی قرار گرفت. فرجی معاون اطلاعات زندان آقای صارمی را برای مدت طولانی مورد بازجویی و تهدید قرار داد. او به آقای صارمی گفت : شما گفته اید که پروندتان هنوز در بلاتکلیفی بسر می برد و همچنین علیه مقامات توهین کرده اید.

فرجی که به دستور شخصی که در اتاق دیگری نشسته بود و احتمال داده می شد که این فرد همان کسی است که با نام مستعار علوی و از سربازجوی وزارت اطلاعات در بند 209 زندان اوین می باشد موارد بازجویی را پیش می برد.

به نظر می آید که بازجویان وزارت اطلاعات قصد دارند پرونده جدیدی علیه آقای صارمی بگشایند. این یکی از شیوه های جنایتکارانه بازجویان وزارت اطلاعات است که علیه زندانیان سیاسی که در زندان و در اسارت بسر می برند اقدام به پرونده سازی و صدور احکام غیر قانونی و غیر انسانی بیشتری می زنند.

تا به حال این شیوه غیر قانونی و غیر انسانی را علیه تعدادی از زندانیان سیاسی که از جمله آنها زندانی سیاسی منصور رادپور که منجر به 5 سال زندان و آقای منصور اسالو که منجر به یک سال زندان شده است بکار برده اند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،پرونده سازی غیر قانونی و غیر انسانی مامورین وزارت اطلاعات و ارسال به عوامل خود در دادگاه انقلاب برای صدور احکام غیر انسانی و غیر قانونی علیه زندانیان که در اسارت بسر می برند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به سرکوب و اذیت وآزار زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

9 شهریور 1389 برابر با 31 اوت 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه

زندانی سیاسی ارژنگ داودی در چهل و هشتیمن روز اعتصاب غذا به کما فرو رفت

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی ارژنگ داودی از شب گذشته در چهل و هشتمین روز اعتصاب غذا در حالت کما فرو رفت جان این زندانی سیاسی در معرض خطر جدی قرار گرفته است و احتمال وقوع یک حادثه ناگوار برای این زندانی سیاسی بسیار محتمل است.

یکشنبه شب 7 شهریور ماه حوالی ساعت 24:00 زندانی سیاسی ارژنگ داودی در حالت نیمه اغما با برانکارد به بهداری زندان منتقل شد. در آنجا قبل از معاینه پزشکی این زندانی سیاسی در مقابل او برگه ای قرار دادند و از او خواستند در صورت روی دادن هر اتفاقی مسئولیت آن رابعهده نخواهند گرفت.اما آقای داودی از امضای آن خوداری کرد . آنها به او آمپول نامشخصی تزریق کردند و بعد از 45 دقیقه به با برانکارد و در حالی که در حال فرورفتن به اغمای بود در کریدور بند 3 رها کردند و از نگهداری او در بهداری و درمان وی خوداری کردند.

او از شب گذشته تاکنون در کریدور بند 3 زندان گوهردشت کرج بر روی برانکارد قرار دارد و امروز وضعیتش به حدی حاد است که قادر به باز کردن چشمانش و یا صحبت کردن نیست.جان این زندانی سیاسی در معرض خطر جدی است.

همۀ شواهد و دلایل حاکی از آن است که بازجویان وزارت اطلاعات و علی حاج کاظم رئیس زندان گوهردشت کرج قصد قتل این زندانی سیاسی را دارد. علی حاج کاظم تا به حال مجری حکم اعدام زندانی سیاسی حجت زمانی بوده است و در قتل 3 زندانی سیاسی دیگر به نام های ولی الله فیض مهدودی،امیر حسین حشمت ساران و عبدالرضا رجبی نقش داشته است و همچنین در قتل و شکنجه و فروش اندام زندانیان عادی بصورت سیستماتیک نقش دارد.

تصمیم گیری در مورد زندانیان سیاسی توسط ولی فقیه علی خامنه ای صورت می گیرد و تصمیمات او توسط قوۀ قضائیه و وزارت اطلاعات و زندانبانان به اجرا گذاشته می شود.مسئولیت مستقیم جان این زندانی سیاسی ارژنگ داودی به عهدۀ ولی فقیه علی خامنه ای است.

علیرغم اینکه او در بند 3 زندان گوهردشت کرج زندانی است تا به حال بعضی از جریانات از حمایت و انتشار اخبار اعتصاب غذای او سکوت پیشه کردند و یک حالت بایکوت خبری علیه او ایجاد کرده اند. گاها حتی سعی کردند که اخبار مربوط به این زندانی سیاسی را به طرق مختلف تحت شعاع سایر خبرهای جانبی خود قرار دهند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، رها کردن زندانی سیاسی ارژنگ داودی در حالت کما در کریدور بند 3 که هدفی جز قتل او نمی تواند باشد را به عنوان یک جنایت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای جلوگیری از فاجعه انسانی دیگری در زندانهای ولی فقیه است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

8 شهریور 1389 برابر با 30 اوت 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه

محاکمه یکی از زنان زندانی سیاسی دهۀ 60 توسط صلواتی قاضی فرمایشی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"خانم مهین صارمی همسر زندانی سیاسی علی صارمی به شعبه 15 دادگاه انقلاب فراخوانده شد و توسط صلواتی قاضی فرمایشی ولی فقیه مورد محاکمه قرار گرفت.

روز سه شنبه 2 شهریور ماه خانم مهین صارمی 56 ساله برای محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب احضار شد و توسط صلواتی قاضی فرمایشی مورد محاکمه قرار گرفت.محاکمه خانم صارمی از حوالی ساعت 10:30 آغاز و پس از کمتر از 15 دقیقه به پایان رسید.

صلواتی او را به اتهام دیدار با فرزندش در قرارگاه اشرف در عراق ، تبلیغ علیه نظام ، فیلم برداری( شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 ) مورد محاکمه قرار داد.دادگاه خانم صارمی تا به حال چندین بار به تعویق افتاده بود.

مهین صارمی پیش از این به دلیل دیدار با فرزندش در اشرف و حضور بر آرامگاه رهبر فقید ملی دکتر محمد مصدق به 5 سال حبس تعلیقی محکوم شده بود ولی صلواتی باز هم اتهامات قبلی را تکرار نمود و قصد دارد که بر مبنای آنها برای دومین بار حکم غیر قانونی و غیر انسانی علیه خانم صارمی صادر کند .

مهین صارمی 56 ساله از زندانیان سیاسی دهۀ 60 می باشد او از سال 61 تا سال 62 زندانی بود. خانم صارمی همچنین در سال 1384 وقتی که به مناسبت گرامیداشت سالگرد در گذشت دکتر محمد مصدق بر آرامگاه این رهبر ملی حضور یافته بود مورد یورش مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت و همراه با همسرش آقای علی صارمی دستگیر و نزدیگ به 1 ماه در سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین زندانی بود.خانم صارمی همچنین در سال 1386 بدلیل شرکت در مراسم گرامیداشت نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 دستگیر و به مدت 2 ماه در سلولهای انفرادی بند 209 بسر برد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،مورد محاکمه قرار دادند زندانیان سیاسی بر مبنای اتهاماتی غیر قانونی و غیر انسانی که قبلا محکوم شده اند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه زنان سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به سرکوبهای قرون وسطایی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

7 شهریور 1389 برابر با 29 اوت 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

گزارشگر ویژه زنان سازمان ملل متحد

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

ما ایرانیها سه دهه است که جلوی دادگاه ها و زندانها هستیم و هنوز عزیزانمون در حبسند (پویا صارمی )

پویا صارمی فرزند زندانی سیاسی محکوم به اعدام علی صارمی به مناسبت تولدت پدرش مطلبی نوشته است و آن را در اختیار فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران برای انتشار قرار داده است که به قرار زیر می باشد:

بابا امسال تولدت با سالهای دیگر خیلی فرق می کند.امسال اینگار رمضان تاریخش با لبهای خشک شما در رجایی شهر و همدردی با اعتصابیان تنظیم شد. مدتش طولانی تر و هوا در تب در بند بودن شما می سوزد . بابا روز تولدت همه روزه بودیم و برای افطار کیک تولد که روی آن نوشته شده بود «آزادی حتمی» و عکس شما را روی میز گذاشتیم. همه پیشش عکس گرفتیم و به یاد راه دور برادرم اکبر قاب عکس را بوسیدیم به همدیگه که نگاه می کردیم اینگار صورت پدر و اکبر در همۀ چهره ها هویدا بود.

اون روز توی اخبار دیدم که در شیلی برای 19 معدنچی که در معدن حبس شندند جشنی به پا شد.اشک شوق توی چشمانم جمع شد.

اما در کشور ما چی؟ در کشور ما عزیزنمان را از خانه و خیابان می گیرند و به زور به حبس می برند فقط بخاطر آزادی عقیدشون !بخاطر اینکه نظری غیر از نظر سردمداران داشتند!

قراره خانواده معدنچیها تا 2 ماه دیگه که آنها را بیرون بیارند جلوی تونل بمانند. ما ایرانیها سه دهه است که جلوی دادگاه ها و زندانونها هستیم و هنوز عزیزانمون در حبسند.

یکشنبه که به ملاقات بابا رفتیم. بغض داشتم ، بابا صورتم را نگاه کرد و گفت: دخترم ناراحت نباش ،حتی اگر من پیش شما بودم مبارزه تمام نمی شد و کسان دیگری توی زندان بجای من بودند. احساس می کردم تاریخ طولانی شده و ما چقدر دوری پدر را تحمل کردیم بیش از همه تلاش می کنیم اما هنوز تمام نشده

به امید اینکه پدر و مادرها و برادرها و خواهرها به خونشون برگردند. تلاش می کینم و خسته نمی شیم. بابا کاشکی میشد کمی از کیک تولدت بخوری.

پویا صارمی فرزند زندانی سیاسی علی صارمی

5 شهریور 1389

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه

گزارش تکمیلی مراسم گرامیداشت بیست و دومین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی 67

گزارش تکمیلی زیر توسط یکی از کسانی که قصد شرکت در مراسم بیست و دومین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 را داشت تهیه و به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ارسال کرده است که به قرار زیر می باشد.

از درب قبرستان ارامنه که بیرون میایی"به سمت مامازند"انتهای دیوار قبرستان خیابان بلندی است که از سمت راست به دیوار قبرستان ختم میشود و از سمت چپ کارخانه ها و کارگاه های فراوانی به چشم میخورد.

درابتدای خیابان محوطه باز و وسیعی است که با ماشینهای امنیتی و انتظامی و بشکه های قیر مسدود شده.کنار بشکه های قیر 2 جرثقیل پارک شده.همان جرثقیل هایی که این دژخیمان از آنها برای به دار اویختن هموطنانمان استفاده میکنند.تمام فضای اطراف قبرستان مملو از ماموران نیروی انتظامی"نیروی امنیتی ولباس شخصی ها است.

روی پل هوایی شخصی در حال فیلمبرداری است.2نفر دیگر هم در محوطه باز هستند که از چهره مردم فیلمبرداری میکنند.این 3 نفر از مامورین وزارت اطلاعات هستند و با دوربین تمام حرکات کسانی که قصد ورود به قبرستان را دارند زیر نظر گرفتند.

در منتها الیه این فضای باز"یک ماشین ون با شیشه های کاملا دودی پارک کرده.این ماشین مخصوص دستگیر شدگانیست که در حال پر کردن فرمهای بازجویی اند.سوالاتشان از این قبیلند:ماهواره دارید؟خارج از کشور فامیل یا اشنایی دارید؟تا به حال زندان رفتید؟ایمیل دارید؟مشخصات کامل:نام. نام خانوادگی . ش ش. کد ملی.شغل.ادرس کامل منزل.ادرس کامل محل کار.مشخصات همسر.شماره تلفن پدر.شماره تلفن مادر.شماره تلفن همسر...

با تماس گرفتن شماره های فوق به صحت گفته ها پی میبردند.

درون ون 3دختر جوان حدود 20-25 ساله بودند که ظاهرا جرمشان عکاسی از سد امنیتی بوده.2دختر دیگر هم به همین جرم در محوطه بودند که یکی از ماموران از آنها خواست به پشت اتوبوسی که اواسط محوطه بود"بروند.با مقاومت آنها که روبرو شد"مامورین با خشونت دستشان را گرفتند و پشت اتوبوس بردند.تمام ماشینهای افرادی که قصد رفتن به سر مزار عزیزانشان را داشتند"میگشتند.

افراد پیاده هم بازرسی بدنی میشدند و بعد از سوال جواب ها و پر کردن فرمهای مذکور"گوشی و دوربینهای آنها توقیف و به گاراژی با درب سفید که در ابتدای خیابان برای چک کردن گوشیها و رمهای موجود در آنها انتخاب شده بود"برده میشد.در صورت عدم عکسبرداری گوشی و رمها توقیف و شخص را تا سر خیابان مشایعت میکردند.تا سرخیابانی که تا سینه کش کوه امتداد داشت وپربود از ماموران امنیتی.

اواخر خیابان حجم وسیعی از ماشینهای امنیتی به رنگ سبز با مامورانی که یونیفرم به تن داشتند به شکل مردابی دیده میشد به ظاهر سر سبز"تا مبارزین و ازادی خواهانی که قصد حضور بر سر مزار عزیزانشان را دارند ببلعد.طبق معمول ماموران امنیتی با باتونهایی که در دست داشتند"ایجاد رعب و وحشت میکردند و از تجمع خانواده هایی که قصد داشتند مسالمت آمیز برای ادای احترام به سر مزار عزیزانشان بروند"جلوگیری میکردند.

عزیزانی که ناجوان مردانه به دست همین دژخیمان به خاک و خون کشیده شده اند.

05/06/1389

ح.

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

مورد تهدید و تحت فشار قرار دادن زندانی سیاسی ارژنگ داودی در چهل و ششمین روز اعتصاب غذا

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" روز شنبه 6 شهریور ماه زندانی سیاسی ارژنگ داودی در چهل و ششمین روز اعتصاب غذا ودر شرایط بسیار حاد جسمی با ویلچر به اطلاعات زندان گوهردشت کرج برده شد و برای مدت طولانی مورد بازجویی و تهدید کرمانی و فرجی قرار گرفت که باید به اعتصاب غذای خود پایان دهد.در پایان آقای داودی تاکید کردند تا رسیدن به خواسته های به حق خود، به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد.

آقای داودی در چهل و ششمین روز اعتصاب غذا وضعیت جسمی اش نسبت به روزهای گذشته بسیار حاد شده است و جانش در معرض خطر جدی قرار دارد. او از عوارضی مانند افت شدید فشار خون ،کاهش زیاد وزن ،ضعف شدید و کاهش دید،اکثر اوقات بصورت دراز کش می باشند و کارهای شخصی خود را با کمک دیگران انجام میدهد.

از طرفی دیگر همسر زندانی سیاسی ارژنگ داودی در طی این مدت در تلاش مستمر برای ملاقات با همسرش بود. خانم داودی با سهراب سلیمانی رئیس سازمان زندانهای تهران تماس گرفت و خواستار ملاقات با همسرش شد اما او گفت:که باید با علی حاج کاظم رئیس زندان گوهردشت کرج هماهنگ کند و متعاقبا جواب خواهد داد. هنگامی که خانم داودی مجددا با سلیمانی تماس گرفتند او گفت :«علی حاج کاظم می گوید،آقای داودی تظاهر به اعتصاب غذا می کند و در ادامه گفت :علی حاج کاظم می گوید که او تخلف قانونی کرده است که در اعتصاب غذا بسر می برد و ملاقات حضوری شامل شما نمی شود».

علی حاج کاظم رئیس زندان گوهردشت کرج بدلیل شکایت زندانی سیاسی ارژنگ داودی از رفتار و برخورهای غیر انسانی او آقای داودی را در شرایط سخت و طاقت فرسایی قرار داده است.

زندانی سیاسی ارژنگ داودی که در بند 3 معروف به بند کارگری زندان گوهردشت کرج زندانی می باشد در تاریخ 23 تیرماه در اعتراض به شرایط و محدودیتهای غیر انسانی وادار به اعتصاب غذا شد.آقای داودی خواستار احقاق حقوق اولیه خود مانند؛پایان دادن به لغو ملاقات و ممنوع تماس بودن با خانواده اش/رسیدگی پزشکی به وضعیت جسمی اش/پایان دادن به تصرف منزل شخصی و آوارگی خانواده اش و رسیدگی به شکایتی که علیه علی حاج کاظم رئیس زندان گوهردشت نموده است می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،انتقال و بازجویی زندانی سیاسی ارژنگ داودی به اطلاعات زندان که در شرایط وخیم جسمی بسر می برد وتحت فشارهای غیر انسانی قرار دادن او را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای جلوگیری از فاجعه انسانی دیگری در زندانهای ولی فقیه است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

6 شهریور 1389 برابر با 28 اوت 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۵, جمعه

یورش وحشیانه و دستگیری تعدادی از جوانان که برای گرامیداشت قتل عام سال 67 عازم خاورن بودند

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر به خانواده ها و جوانان و دستگیری تعدادی از آنها که در حال حرکت بسوی آرامگاه زندانیان سیاسی قتل عام شده سال 67 بودند .

از صبح امروز جمعه 5 شهریور ماه به رسم همیشگی خانواده های زندانیان سیاسی قتل عام شده سال 67 اولین جمعه شهریورماه هر سال را بر آرامگاه عزیزان خود گرد هم می آیند و مراسم ساگرد آنها را برگزار می کنند. تعدادی زیادی از خانواده ها و مردم از ساعت 09:00 صبح عازم گورستان خاوران بودند تا مراسم بیست و دومین سالگرد جانباختگان راه آزادی را برگزار کنند.

نیروهای سرکوبگر از صبح زود و از یک کیلومتری مسیر ورود به خاوران را با خودروهای خود بسته بودند وماشینهای که عازم آرامگاه شهدای راه آزادی بودند متوقف می کردند و با برخوردی وحشیانه آنها را باز می گرداندند. حوالی ساعت 11:00 نیروهای سرکوبگر به تعدادی از جوانان که عازم آنجا بودند یورش بردند و ضمن ضرب وشتم وحشیانه آنها را دستگیر کردند.

دستگیریها جوانان حدود یک کیلومتری آرامگاه شهدای راه آزادی صورت میگرفت و بنابه گفته شاهدان عینی حداقل در این نقطه 5 دختر جوان و یکی از آقایون از ماشین بیرون کشیده شدند و وحشیانه مورد ضرب وشتم قرار گرفتند.کسانی که دستگیرمی شدند مدارک شناسائی و تلفن های همراه آنها بلافاصله ضبط می شد و آنها را به وانهای مستقر در آنجا هدایت می کردند.

تعداد نیروهای سرکوبگر نیروی انتظامی و لباس شخصی به صدها نفر می رسید. آنها با دو جرثقیل مسیر را سد کرده بودند و برای ایجاد رعب و وحشت جوانان را از ماشین با ضرب وشتم بیرون می کشیدند .

در طی مسیر ده ها خودروی نیروی انتظامی و مامورین وزارت اطلاعات پارک شده بود.

علیرغم حضور گسترده نیروهای سرکوبگر و بازگرداند اجباری تعداد زیادی از خودرهای خانواده ها و مردم تهران که عازم خاوران بودند. ولی تعدادی از خانواده ها و مردم خود را به آرامگاه شهدای قتل عام زندانیان سیاسی 67 رساندند.

هنوز از نحوه برگزاری و رفتار نیروهای سرکوبگر با خانواده ها و مردم در آرامگاه گزارشی بدست ما نرسیده است ولی از مسافتهای دور شاهد حضور آنها بوده اند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران یورش وحشیانه به خانواده ها و دستگیری جوانان توسط نیروهای سرکوبگر که برای گرامیداشت بیست و دومین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی 67 عازم خاوران بودند را محکوم می کند و خواستار آزادی بی قید و شرط و فوری تمامی دستگیر شدگان امروز است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

5 شهریور1389 برابر با 27 اوت 2010

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه

وضعیت وخیم یکی از آزادشدگان اعتراضات سال اخیر که خون او به سمی غیر مشخص آلوده شده است

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"حسام ترمسی یک از دستگیر شدگان اعتراضات سال گذشته که مدتی پیش آزاد شده بود. بدلیل مصمومیت خونی نامشخص در شرایط حاد جسمی در بیمارستان بستری می باشد.

حسام ترمسی یکی از دستگیر شدگان قیام مردم ایران که با یورش مامورن وزارت اطلاعات دستگیر و به یک سال زندان محکوم شده بود. مدتی پیش پس از سپری کردن محکومیت غیر قانونی و غیر انسانی خود آزادی می شود.او بدلیل شکنجه های وحشیانه و غیر انسانی پس از آزادی دچار ناراحتی عصبی شده بود و شبها دائم دچار کابوس بود.

آقای ترمسی چند هفته پیش هنگامی که از محل کارش به منزل باز می گشت حوالی ساعت 22:45 توسط دو نفر موتور سوار مورد تعقیب قرار می گیرد . سپس در یکی از کوچه های نزدیگ منزلشان بدون هیچ دلیلی مورد تهاجم آنها قرار می گیرد. یکی از مهاجمین سه ضربه چاقو به پشت او وارد می کند ضربات چاقو سطحی بود.اما پس از این ضربات او دچار تب شدید و روی پوست بدنش دانه های قرمزی ظاهر می شود. رفته رفته وضعیت جسمی او به وخامت می گرایید و خانواده وی ناچار به بستری کردند او در بیمارشتان شدند.

هنگامی که پزشکان اورا تحت معاینات پزشکی قرار دادند، متوجه شدند که طحال او بزرگ شده است و کبد وی دچار آسیب جدی است و همچنین شکم او آب آورده است وعوارضی بصورت متورم شدن صورت پا و دستهای او ظاهر گردید. او در طی این مدت بر روی تخت بیمارستان قرار دارد و در خواب عمیق بسر می برد.

پزشکان با انجام آزمایشهای متعدد خون متوجه شدند که در خون او سمی وجود دارد که تا کنون نتوانسته اند نوع سم را تشخیص دهند.

احتمال داده می شود سمی که به خون آقای ترمسی وارد شده است مربوط به دوران بازداشت وی می باشد که به مرور در حال عمل کردن است و یا اینکه افراد موتور سوار حمله کننده چاقویی که با آن به حسام ضربه وارد کرده اند آلوده به مواد سمی بوده است. ولی تاکنون پزشکان نتوانستند نوع سم و چگونگی ورود این سم به خون این زندانی سیاسی سابق را تشخیص بدهند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به آلوده شدن خون یکی آزاد شدگان دستگیریهای سال گذشته به سمی که غیر قابل تشخیص می باشد و جان او را در معرض خطر جدی قرار داده است هشدار میدهد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

27 مرداد 1389 برابر با 18 اوت 2010

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

پنجمین ماه رمضان اسارت یکی از چهره های مذهبی در حکومت روحانیون




آیت الله بروجردی با آنکه یک چهره مذهبی سرشناس محسوب می شود ولی توسط حکومتی که مدعی دیانت و اسلامیت است، بازداشت گردید و اکنون پنجمین ماه رمضان است که از اسارت ایشان در زندانهای حکومت دینی ایران می گذرد.

صبح نیمه رمضان در سال 1385، نیروهای حکومتی به همراه چماق به دست های بسیج و گروه های فشار محله سکونت این پیشوای دینی را محاصره نموده و با گلوله، گاز اشک آور، آب جوش و ضربات باتوم و لگد، از روزه داران مخالف دین سیاسی پذیرائی کردند و حتی مانع از رسیدن غذا برای افطار و سحر حاضرین شدند!

یکی از سازمان دهندگان و آمرین این حمله وحشیانه، یک روحانی حکومتی به نام جعفر قدیانی بود. او سالهاست که در پست دادستانی ویژه روحانیت استان تهران، به سرکوب مخالفین اعتقادی اشتغال دارد. وی بارها از سوی برخی از مسئولین نظام اینگونه مورد انتقاد قرار گرفته است:

"چرا در ماه رمضان که دارای حرمت خاصی است، چنین اقدام سنگینی را مرتکب شدید و وجهه نظام اسلامی را در جهان خدشه دار نمودید؟!"

این آخوند جنایتکار در پاسخ گفته است:

"کاظمینی بروجردی به عنوان چهره شاخص اپوزیسیون مذهبی مطرح شده بود و اقدام به مصاحبه با رسانه های خارج از کشور کرده بود، ما نگران شدیم که با کمک بیگانگان، در روز عید فطر به بهانه برگزاری نماز عید، جمعیت زیادی را به خیابان آزادی بکشاند و امنیت کشور را به مخاطره اندازد".

همانطور که از کلام این دست نشانده ولی فقیه و عملکرد 31 ساله رژیم سرکوبگر استنباط می شود، آنها برپائی هر اجتماع مذهبی مستقلی را اقدامی علیه امنیت خود قلمداد می کنند و رهبران مذهبی غیر دولتی را مرتد می پندارند!

بدینوسیله ضمن اعلام انزجار از حکومت مستبد ولی فقیه، آرزو می کنیم هر چه زودتر کلیه زندانیان عقیدتی و سیاسی آزاد شوند.

جمعی از مخالفین دین حکومتی در ایران ؛ نیمه رمضان 1389

انتشار:فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران


http://hrdai.blogspot.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه

بازاری زندانی پس 9 ماه بلاتکلیفی در شکنجه گاه 209 قرار است روز شنبه مورد محاکمه قرار گیرد


بنابه گزارشات رسیده به"فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"بازاری زندانی محمد بنازاده امیرخیزی پس از نزدیگ به 9 ماه بلاتکلیفی قرار است روز شنبه آینده در شعبه 15 دادگاه انقلاب توسط صلواتی مورد محاکمه قرار گیرد.

بازاری زندانی محمد بنازاده امیر خیزی پس از 9 ماه بلاتکلیفی و شکنجه های طاقت فرسا در شکنجه گاه مخوف 209 ،قرار است روز شنبه 6 شهریور ماه در شعبه 15 دادگاه انقلاب توسط صلواتی قاضی دادگاه فرمایشی مورد محاکمه قرار گیرد.

بازاری زندانی تا به حال 2 بار به دادگاه فرمایشی برده شده است و لی هر بار با دلایل واهی دادگاه او به تعویق افتاده است. یکی از شیوه های غیر انسانی صلواتی رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب به کرات دادگاه را به تعویق انداختن تا زندانی سیاسی را برای مدت طولانی تری در شرایط بلاتکلیفی و فشار روحی قرار دهد.

تقریبا از معدود زندانیان سیاسی است که به مدت 9 ماه در شکنجه گاه مخوف وزارت اطلاعات بند 209 زندانی می باشد. او در طی این مدت توسط شکنجه گر و سربازجوی وزارت اطلاعات با نام مستعار علوی و سعید شیخان مورد شکنجه های جسمی و روحی برای گرفتن مصاحبه تلویزیونی علیه خود قرار گرفته بود تا بتوانند از این طریق علیه وی پرونده سازی نمایند و او را به احکام سنگین و ضد بشری محکوم کنند.

آقای امیرخیزی در طی مدتی که در بازداشت بسر می برد از داشتن وکیل محروم بود. صلواتی و بازجویان وزارت اطلاعات، وکلاء را مورد تهدید قرار میدهند تا از پذیرفتن پرونده بعضی از زندانیان سیاسی خوداری کنند. وکیل علیرضا طباطبایی اخیرا پذیرفته است که وکالت زندانی سیاسی محمد بنایی امیرخیزی را به عهده بگیرد ولی تا به حال به او اجازه ملاقات با موکلش داده نشده است و احتمال دارد که از محتوای پرونده و اتهامات نسبت داده شده بی اطلاع باشد.

لازم به ياداوری است که آقای محمد بنازاده اميرخيزی ۶۳ ساله در ۹ آذرماه با يورش مامورين وزارت اطلاعات به محل کارش دستگير و به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شد. برادر او جانباخته راه آزادی علی بنازاده امير خيزی در دهۀ ۱۳۶۰ بخاطر هواداری از سازمان مجاهدين اعدام شد. همسر وی خانم شهلا زرين فر بدليل ديدار با فرزندش در قرار گاه اشرف به يک سال زندان محکوم شد که با سپری کردن محکوميت غیر قانونی و غیر انسانی آزاد شد. در حال حاضر خواهر آقای بنازاده زندانی سياسی کبری بنازاده امير خيزی بدليل قصد ديدار با فرزندان خود در قرارگاه اشرف در زندان گوهردشت کرج زندانی است . پيش از اين برادران او آقايان اصغر و حميد بنازاده بدليل ديدار با فرزندان خود در قرارگاه اشرف به ۲ سال زندان محکوم شده بودند که مدتی پيش پس از پايان يافتن محکوميتشان آزاد شدند.

در حال حاضر علاوه بر آقای امير خيزی،تعداد ديگری از بازاريان تهران در بند ۳۵۰ زندان اوين زندانی هستند، که از جمله آنها آقايان محسن دکمه چی محکوم به 10 سال زندان و تبعید و آقای جواد لاری محکوم به اعدام می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ماهها قرار دادن زندانیان سیاسی در شکنجه گاه مخوف 209 در حالت بلاتکلیفی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد برای گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

03 شهریور 1389 برابر با 25 اوت 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

گزارشگران ویژه شکنجه و دستگیریهای خودسرانه سازمان ملل متحد

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۱, دوشنبه

زندانی سیاسی رضا جوشن نزدیگ به 5 ماه است که در شریط طاقت فرسا نگهداری می شود

بنابه گزارش رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی رضا جوشن نزدیگ به 5 ماه است که در شرایط طاقت فرسا وغیرانسانی ، ممنوع تماس و الملاقات بسر می برد.

زندانی سیاسی رضا جوشن نزدیگ به 5 ماه است که به فرعی 6 زندان گوهردشت کرج منتقل شده است .او در محلی کاملا ایزوله و با جهان خارج از این فرعی هیچگونه تماسی ندارد.آقای جوشن همچنین در طی این مدت از داشتن تماس و ملاقات با خانواده اش محروم بوده است.

سلول زندانی سیاسی رضا جوشن در مجاورت اجاق خانه بند قرار دارد که درجه حرارت سلول او بطور مستمر نزدیگ به 50 درجه سانتیگراد می باشد.این سلول فاقد پنجره ،سیستم تهویه و وسایل خنک کننده است.هدف از انتقال او به این سلول تحت فشارهای غیر انسانی قرار دادن این زندانی سیاسی می باشد.

او همچنین از ناراحتی حاد چشم رنج می برد که تا به حال از درمان وی خوداری کرده اند.

دستور انتقال زندانی سیاسی رضا جوشن به فرعی 17 بند 6 زندان گوهردشت کرج و قطع تمامی ارتباطها با خانواده اش و ایجاد شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی بدستور یکی از مسئولین وزارت اطلاعات و سربازجوی بند سپاه زندان گوهردشت کرج فردی بنام محبی می باشد.این جنایتکار علیه بشریت دستور دستگیریهای فعالین سیاسی،دانشجوئی، کارگران، زنان و اعتراضات قیام را در کرج صادر می کند و در اکثر موارد خود فرماندهی دستگیریها را به عهده دارد.این فرد بازجویی و شکنجه افراد را در بند سپاه خود به عهده دارد.

زندانی سیاسی رضا جوشن 25 ساله 10 آذر ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات در منزل دستگیر و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل شدو پس از 2 ماه از بند سپاه به بند 4 انتقال یافت.مامورین وزارت اطلاعات همچنین در روز16 آذرماه به منزل خانواده جوشن یورش بردند و خانم زهرا اسدپور گرجی مادر این خانواده را دستگیر و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل کردند و پس از چند هفته بازجویی و شکنجه های جسمی و روحی به بند زنان زندان گوهردشت کرج منتقل کردند. زندانی سیاسی زهرا اسد پور گرجی و فرزندش( فاطمه جوشن) پیش از این بدلیل دیدار خانوادگی با فرزندش در قرار گاه اشرف در عراق دستگیر و 14 ماه در زندان گوهردشت کرج بسر بردند و پس از پایان محکومیت غیر انسانی خود آزاد شدند. خانم زهرا اسدپور گرجی و فرزندش رضا جوشن 19 بهمن ماه 1388 در شعبه 1 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام عاصف حسینی رئیس این شعبه به حکم سنگین و غیر انسانی 1 سال تبعید به زندان زنجان و 4 سال تبعید به روستای قیلار زنجان محکوم شدند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،قرار دادن زندانیان سیاسی در شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی،عدم درمان آنها و قطع تماسها و ملاقاتهای آنها با خانواده هایشان را به عنوان یک جنایت غیر انسانی محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

اول شهریور 1389 برابر با 23 اوت 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر

پس از 4 هفته ممنوع الملاقات، زندانیان سیاسی اعتصاب کننده توانستند با خانواده های خود ملاقات کنند

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" تمامی زندانیان سیاسی اعتصاب کننده در بند 350 زندان اوین پس از 4 هفته ممنوع الملاقات بودن صبح امروز توانستند با خانواده های خود ملاقات کردند.

روز دوشنبه اول شهریور ماه خانواده های زندانیان سیاسی در سالن ملاقات حضور یافتند و بخصوص خانواده های اعتصاب غذا کننده که بیش از 3 هفته عزیزانشان در سلولهای انفرادی بسر می بردند وپس از 4 هفته ممنوع الملاقات بودن صبح امروز توانستند با خانواده های خود ملاقات کنند.وضعیت جسمی آنها تا حدی بهبود یافته است و همگی آنها از وضعیت روحی بسیار بالایی بر خوردار هستند.

از طرفی دیگر از آغاز ماه رمضان محدودیت بیشتری علیه زندانیان سیاسی و خانواده های آنها بکار برده شده است. مدت زمان مراجعه برای ملاقاتها از ساعت 09:00 تا ساعت 12:30 تقیلیل یافته است و به همان نسبت زمانی که خانواده ها با عزیزانشان می توانند ملاقات کنند محدود شده است و به 15 دقیقه ملاقات کابینی کاهش یافته است.این در حالی است که تعدادی از خانواد ها از شهرستانهای دور دست برای ملاقات با عزیزانشان می آیند و علیرغم طی صدها کیلومتر مسافت می توانند فقط 15 دقیقه با عزیزان خود ملاقات کنند.

در اقدامی دیگر مامورین وزارت اطلاعات و صداقت رئیس زندان و مصطفی بزرگ نیا رئیس بند 350 زندان اوین معروف به جلاد 350 اقدام به جمع آوری باجه های تلفن بند 350 نموده اند و به نظرمیآ ید که قصد دارند محدودیتهای بیشتری علیه زندانیان سیاسی اعمال نمایند.

همچنین عباس جعفری دولت آبادی که در ماههای اخیر هماهنگ با بازجویان وزارت اطلاعات در تشدید سرکوب زندانیان نقش عمده ای داشته است در آخرین اقدام سرکوبگرانه خود زندانیان سیاسی که در آستانه پایان محکومیت خود هستند و طبق قوانین موجود می توانند بصورت مشروط آزاد شوند جلوی اجرای این قانون را گرفته است.

وضعیت غذای زندانیان سیاسی علیرغم روزه دار بود تعداد زیادی از زندانیان سیاسی اسف بار است و به لحاظ کمیت و کیفیت بسیار پایین و تقریبا غیر قابل مصرف می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،تشدید فشارها و ایجاد محدودیتهای غیر انسانی علیه ندانیان سیاسی بی دفاع را به عنوان یک جنایت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه برای گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

اول شهریور 1389 برابر با 23 اوت 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net

info@hrdai.net

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

نامه مهدیه گلرو به همسرش از زندان اوین

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم. دلت را می بویند.


روزگار غریبیست نازنین. دهانت را می بویند شاید شاملو هرگز از خاطرش هم عبور نمی کرد که روزی این شعر مصداق واقعی ۳۲ روز انفرادی و سه ماه بازداشت باشد.
این خط از شاملو لحظه ای در بازجویی از خاطرم گذشت که از بازجو پرسیدم دلیل بازداشت وحید چیست؟ و او هم چون همیشه با وقاحت گفت چون می دانستیم چقدر ایاق هستید و از رابطه شما آگاه بودیم می دانستیم با بودن او کار ما برای حرف کشیدن از تو آسان می شود.


همان لحظه حس کردم دهانم را بوییده اند و از عشقی را که در پستوی خانه پنهان نکرده بودیم آگاه شده اند اما عشق میراثی نیست که چون پول در ته گوشه جیب پنهان بماند. می خواهم از این پنهان آشکار بگویم. هر که هر چه می خواهد بگوید زبان نوشتن شفاف است خواه از عشق بنویسی خواه از عدالت.


این زبان آنقدر روشن است که اگر ابله ۱۰۰ بار هم بخواند باز چیزی دستگیرش نخواهد شد. این حس در گوشه وجودم ماند تا امروز در سالروز پیوندمان بهانه ای برای گفتنش یافتم.


عزیزم با خاطره ۲۰۹ ما قادریم بگوییم توانستیم یکدیگر را در بزرگترین جولانگاه دشمن دوست داشته باشیم و می توانیم بگوییم زنده بودیم. حالا نیز بیش از سه ماه از آخرین بار که بدون این شیشه های زنگ آلود نازیبا دیدمت می گذرد و این هم سندیست دیگر بر اثبات عدالت و مهرورزی.


اما همانقدر که تیغه بی عدالتی برای ما برنده بوده است تیغه عدالت نیز روزی برهنه خود را نشان خواهد داد. و این نتیجه تلاش نسل ما خواهد بود که در سالهای سیاه جنگ به دنیا آمدیم و در سالهای بعد عاشق شدیم. عشقی که به ما می گوید مایوس نباش چون سالهای خوب در انتظار ماست. اما از ۹ ماهی که بی تو سپری شد عزیزترینم. زندگی ما را به آزمون کشید و نغمه هایم را به لابه لای نرده ها و دیوارها آورد. اینجا به هر سو بنگری جدایی است. روزهای ۲۵ سالگی در گوشه محبس می گذرد. روزها گم می شوند و تلخی بر زبانم جوانه می زند. آزادی ام محو شده و بسیار از دست داده ام و اندکی حتی نصیبم نشده و در این نداشتن ها قربانی شده ام. می گویند در زندان غروب اندوه زاید و شب روح را می فشارد. اگر غمی در چشمانم دیدی از آن من نیست اندوه من بیش از بیرون این دیوارها نیست که غم بی عدالتی و حق کشی اندوه را به نهایت رسانده بود و اینجا غم دوری توست که کارد را به استخوان می رساند. اینجا هیچ کس آنقدر که آزادی را دوست دارد نمی تواند کسی را دوست داشته باشد اما من ...

بر تو تردیدها آوار خواهند شد و امیدت به شکست بدل می شود اما در همین لحظه است که باید به یاد آوری تلاش برای بهتر زیستن را زنده گی کردن و نه زندگی کردن را. اگر خودت را از روزمرگی نجات نمی دادی و اگر خودت را پرت نمی کردی اکنون چشمه ای بودی در کوهستان که جز گوسفندی و چوپانی کسی به تماشایت نمی آمد چشمه ای بودی در کوهستان که جز گرگ پیری تو را نمی دید. اما اینک زندگی ما دریاییست که هیچ گاه بوی تعفن آب راکد را نمی گیرد. اینک بین ما فاصله هاست و می ترسم گمان کنی حقم را بر عشقم ترجیح داده ام اما عشقت نیز حق من بود که در کنار دیگر حقوقم غصب شد. و اینک سرشار از حسرت توام و آبستن تغییرات بزرگ. اندکی صبر سحر نزدیک است